سرشار از انرژی هستم

: سالها در سنندج به حرفه تئاتر مشغول بود تا این که به تهران آمد و فعالیت خود را در زمینه های دیگر ادامه داد.
کد خبر: ۱۱۸۳۱۰

درخشان ترین بازی او در فیلم «فرش باد» به کارگردانی کمال تبریزی بود؛ البته او کارهای دیگری مانند خاک سرخ و بودن یا نبودن را در پرونده هنری اش دارد. هنوز با لهجه شیرین کردی صحبت می کند و بشدت به کاری که می کند اعتقاد دارد. روز رفتن عنوان مجموعه ای است که از او در حال پخش است. مریم بوبانی از ملوک خانم چنین می گوید:

خیلی دیر به عرصه بازیگری وارد شدید درست است؛

بله ، تقریبا 40ساله بودم که بازیگری را شروع کردم ، البته پیش از این و در سالهای 49و 50در تئاتر بازی می کردم آن هم در شهرستان سنندج.

چرا این قدر دیر فعالیت خود را شروع کردید؛

در سال 52ازدواج کردم و پس از آن درگیر زندگی شدم تا این که به تهران آمدم ، فکر کردم که دوباره فعالیتم را شروع کنم. چون هنوز اشتیاق برای بازی کردن داشتم ، بنابراین در سال 74و با بازی در فیلم «فصل پنجم» دوباره وارد عرصه بازیگری شدم.

توانستید خودتان را با فضای جدید وفق دهید؛

بله ، چون در گذشته کار تئاتر می کردم ، خیلی به من کمک کرد. تئاتر خاصیت عجیبی دارد و بازیگر را می سازد و این اشتیاق هیچ وقت برای بازیگری که در تئاتر کار کرده است ، تحلیل نمی رود. ممکن است امکانات و شرایط تغییر کنند؛ اما عشق به بازیگری هیچ وقت از میان نمی رود، بنابراین خیلی خوب توانستم خودم را با شرایط تازه وفق بدهم و حتی می توانم بگویم نگاهی که به بازیگری پیدا کردم ، به مراتب خیلی هم جدی تر شده بود.

هنوز هم به تئاتر وابسته هستید؛

بله و دغدغه ام همچنان تئاتر است و هنوز هم ترجیح می دهم در این زمینه فعالیت کنم. از کارهایی هم که در این زمینه انجام داده ام بسیار راضی هستم ، بویژه کارهایی مانند سلطان مار و مجلس شبیه خوانی در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش رخشید فرزین به کارگردانی بهرام بیضایی و البته پنجره ها به کارگردانی فرهاد آئیش.

این حساسیت را نسبت به کارهای تلویزیونی هم دارید؛

خیر، چون در تلویزیون ممکن است آن چیزی نشود که فکر می کنی در واقع آن صداقتی که باید باشد در کارهای تلویزیونی وجود ندارد.

منظورتان چیست؛

برای مثال با من درباره بازی در یک سریال صحبت کردند و گفتند قصه این است گروه از این قرارند و مسائل دیگر، ولی وقتی کار شروع شد نه قصه آن بود و نه گروه آن افرادی بودند که از پیش به من گفته بودند، بنابراین من در یک عمل انجام شده قرار گرفتم. در این مواقع واقعا افسوس می خورم و امیدوارم که این شیوه های نادرست در تلویزیون تغییر کنند.

برای انتخاب یک نقش روی چه مسائلی حساسیت بیشتری نشان می دهید؛

فیلمنامه ، کارگردان و البته گروه سازنده آن کار. شاید در گذشته ها گروه برایم مهم نبود، چون حرفه ای به ماجرا نگاه نمی کردم ، ولی اکنون برایم مهم است ، چون اگر ارتباط پشت صحنه خوب باشد، به طور حتم روی کار هم اثر مثبت خواهد داشت.

یک نقش ماندگار از نگاه شما؛

نقشی که برای تماشاگر قابل باور باشد و این که تماشاگر تا مدتها آن را در ذهن داشته باشد و با او همذات پنداری کند و بخشی از خودش را در وجود آن شخصیت ببیند.

چگونه به نقش نزدیک می شوید؛ شیوه خاص شما در این رابطه چیست؛

وقتی نقشی را می پذیرم می کوشم جدای از خودم با آن نقش زندگی کنم و اگر خصوصیتی از خودم به پرورش آن شخصیت کمک می کند، به آن اضافه کنم وگرنه تلاش می کنم مابه ازاهای آن را پیدا کنم. برویم سراغ روز رفتن ، از ملوک خانم بگویید. خیلی شخصیت دوست داشتنی ای برایم بود. ضمن این که مابه ازاهای ملوک در مناطق مختلف زیاد دیده می شود که البته هر کدام ویژگی های خاص خودشان را دارند. به هر حال برای این که نقش قابل باورتر شود با چند تا از خانمهایی که شبیه به ملوک بودند ارتباط برقرار کردم.

اصولا مخاطب چقدر جزو دغدغه هایتان است؛

خیلی زیاد، این را از انتخاب هایم می توانید متوجه شوید. خیلی برایم مهم است که از بیرون چگونه به من نگاه می کنند و قضاوت ها نسبت به من چگونه است. به هر حال دوست دارم کارم را درست انجام بدهم.

به نظرتان بزرگترین معضل ما در کارهای تلویزیونی چیست؛

فیلمنامه. متاسفانه قصه های ما چه در سینما و چه در تلویزیون آن چالش و عمق را ندارند و تنها در یک مسیر بی تحرک حرکت می کنند. برای همین هم نقشها تکراری می شوند و مخاطب دیگر اشتیاقی برای دیدن و دنبال کردن سریال ها و فیلمها ندارد.

شاید به همین دلیل هم شخصیت پردازی هایمان در اجرا به درستی در نمی آید؛

بله ، چون بعضی از فیلمنامه ها ضعیف هستند، درک نکردن درست از شخصیت پردازی هم وجود ندارد. مثلا چون موهای من سفید است ، همیشه نقش مادربزرگ ها را به من می دهند. در صورتی که صدای من جوان است یا آنقدر انرژی دارم که نقش یک زن عاشق ، جاسوس و حتی پلیس را بازی کنم. به هر حال تنوع در پرداخت شخصیت چندان وجود ندارد.

در سریال مختارنامه هم بازی می کنید، که این کار اولین تجربه شما در بازی در کارهای تاریخی است. از این تجربه تازه بگویید.

در این مجموعه نقش همسر یکی از سرداران امام حسین ع را بازی می کنم ، زندگی این زن در 2 مرحله به تصویر کشیده می شود، یکی زمانی است که شوهرش زنده است و یکی زمانی است که پس از شهید شدن همسرش دارایی هایش را به مردم می دهد و خودش بیابانگرد می شود و عمل این زن باعث شروع مبارزه مختار می شود.


محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها