البته راهبرد محصول در جهت تحقق راهبرد کسبوکار تنظیم میشود و به برآورده شدن هدف اصلی آن کمک خواهد کرد. این به آن معناست که کاربر همواره از محصول مزیت یا سود میخواهد و انتظار برآورده شدن نیازش را دارد. اما محصول به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم هدف اصلی کسبوکار را نیز برآورده خواهد کرد.
مثلا ممکن است هدف کاربر یادگیری زبان دوم باشد، اما هدف استارتآپ کسب درآمد از تبلیغات. در اینجا محصول میتواند به شکلی هوشمندانه تبلیغات را در میان محتواهای یادگیری زبان بگنجاند که هم کاربر به آنچه خواسته برسد و هم اهداف کسبوکار محقق شود.
ایجاد راهبرد محصول این مزایا را دارد:
دادههای کاربران و مطالعات بازار را خلاصه کرده و اهداف اصلی را نمایان میسازد.
اهداف کوتاه و بلندمدت را مشخص میسازد و با راهبرد کسبوکار هماهنگ میکند.
تمام افراد سازمان و تیم محصول میتوانند این اهداف و مسیر حرکت محصول را ببینند.
آماده کردن راهبرد محصول شامل این مراحل میشود:
1. کاربرپژوهی و مطالعه بازار: این مرحله بر استخراج نیازهای کاربران و تحلیل خواستههای آنها تمرکز میکند. این اطلاعات برای مشخص شدن مسیر حرکت محصول الزامی است.
2. ایدهپردازی: براساس دادههای کاربران و باتوجه به مسیر حرکت کسبوکار، میتوان برای رسیدن کاربر به اهدافش با کمک محصول راههای مختلفی را پیشنهاد داد. هر کدام از این مسیرها میتواند راهبرد کوتاه یا بلندمدت محصول باشد.
3. ایجاد تصویر کلی (big picture): با جمعآوری ایدهها میتوان یک نقشه کلی از مسیرهای موجود محصول ایجاد کرد. سپس باتوجه به امکانات و برنامهریزیهای تیم، یک یا چند مسیر را به عنوان راهبردهای محصول و اهداف فصلی یا سالانه انتخاب کرد.
4. نقشه راه محصول (product roadmap): پس از مشخص شدن راهبرد محصول، باید نقشه راهی برای تحقق اهداف کوتاه و بلندمدت ایجاد کرد که واقعگرایانه و مبتنی بر تواناییها و امکانات تیم باشد.
5. ارزیابی: برای سنجش حرکت درست محصول در مسیر راهبردیاش باید همواره آن را ارزیابی کرد. درنظر گرفتن ارزیابیهای مختلف (checkpoints) و بررسی میزان تطبیق زمان واقعی رسیدن به هدف در مقایسه با تخمینهای قبلی میتواند کاربردی باشد.
نگین یشمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم