به گزارش جامجم، چندی پیش مردی با حضور درشعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران شکایتی مطرح کرد مبنی براینکه پول و سکههای طلا از خانهاش در شرق تهران سرقت شده است. با دستور بازپرس علی ایرد موسی، تحقیقات پلیسی آغاز شد. این در حالی بود که شکایتهای مشابه دیگری نیز در دستور کار پلیس آگاهی قرارگرفت.
تحقیقات نشان میداد خانههای این مالباختگان در طبقه اول ساختمان بوده و حفاظ مقابل پنجرهها تخریب شده است. جستوجوها ادامه داشت تا اینکه دو روز پیش ماموران به مردی که در حال پرسه زدن در محله شرق تهران بود، مشکوک شدند و او را زیرنظر گرفتند. در ادامه متهم که قصد ورود به ساختمانی و سرقت از آنجا را داشت، بازداشت شد.
متهم با انتقال نزد بازپرس پرونده به سرقتهای سریالی اعتراف کرد و گفت: آموزش دزدی را از یک زن و مرد در گروه تلگرامی یاد گرفته، مدتی با آنها دزدی کرده و بعد تک رو به سرقتهایش ادامه داده و فقط تخصصش دزدی سکه و طلا بوده است.
متهم پس از تحقیقات در دادسرا تحویل کارآگاهان پلیس آگاهی شد.
تخصصم سکه و طلا بود
فرشید دیروز در حاشیه جلسه بازپرسی در تشریح نحوه سرقتهایش به جامجم گفت: پس از آشنایی با دختر و پسری در تلگرام نحوه دزدی را آموزش دیده و برای خودم سارقی حرفهای شدم.
قبل از دزدی چکار میکردی؟
خانهام غرب کشور است و سه سال پیش ازدواج کردم. آن موقع با دوستم رستورانی را در شهرمان راهاندازی کردیم اما 180 میلیون تومان بدهکار و ورشکسته شدیم. زمانی که این بدهیها و سود آن را نتوانستم بدهم، پایم به کار خلاف باز شد.
چطور تصمیم به سرقت گرفتی؟
در یک گروه تلگرامی که مربوط به بچههای شهرمان بود، عضو شدم و با دختر و پسر جوانی آشنا شدم. آنها به تهران سفر میکردندو دو نفری از خانهها طلا و سکه میدزدیدند. زمانی که از وضعیت زندگی و بدهیام با خبر شدند، از من خواستند با آنها دزدی کنم که قبول کردم. آنها به افرادی که مشکل مالی داشتند دزدی آموزش میدادند و از آنها در سرقتها کمک میگرفتند.
بعد چه شد؟
اوایل پسر جوان به من آموزش دزدی میداد،او خلافکاربودوچند بار به خاطر سرقت خانه به زندان افتاده بود. بعداز آموزش، همراهشان سرقت میکردم اما پول کمی به من میدادند. او مدتی بعد برسر تقسیم سهم پول با دختر مورد علاقهاش که همدستش بود، دعوا کردو از هم جدا شدند. پس از آن دختر جوان سراغم آمد و دو نفری سرقت میکردیم. من
ده دقیقهای سرقت از خانه را انجام میدادم.
چطور وارد خانهها میشدی؟
آپارتمانهای طبقه اول که بدون حفاظ بودند را برای دزدی انتخاب میکردیم. اگر پنجره باز نبود آن را میشکستم.
سکه و طلاهای سرقتی را چطور میفروختی؟
طلا و سکهها را به دختر خلافکار میدادم و او این اموال را میفروخت . این روند سرقتها اواخر هر هفته تکرار میشد. او در تهران میماند و من نزد خانوادهام در شهرستان میرفتم. چند ماه پیش بر سر تقسیم پول دعوایمان شد و تنهایی از خانهها سرقت کرده و متخصص دزدی طلا و سکه شده بودم. بخشی از بدهیهایم را پرداختم و برای خودم لباسهای مارکدار خریده و در زمانهای سرقت میپوشیدم تا کسی به حضورم حوالی خانهها شک نکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم