در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با حجت اشرفزاده همصحبت شدم تا برایمان از حال و هوایش در این روزهای بارانی و ترانه پاییز بگوید:
از حال و هوای ضبط ترانه پاییز بگویید و اینکه ترانهاش را چگونه انتخاب کردید؟
طبیعت همیشه آرامبخش بوده است.همه ما وقتی میخواهیم حالمان خوب شود سری به طبیعت میزنیم.حتی کسانی که خیلی درگیر مدرنیته و زندگی صنعتی هستند باز هم به طبیعت پناه میبرند چون آرامشی که در طبیعت هست در هیچ جای دیگر نیست.در میان آثار هنرمندان، طبیعت نماد آرامش و حال خوب است.برای تداعی این آرامش به وسیله یک ترانه باید انتخابها بسیار دقیق باشد.در ترانه پاییز، شعر آقای علیرضا بدیع که قبلا سروده شده بود، ظرفیت این را داشت که به اثری زیبا تبدیل شود.ترانه پاییز در آلبوم ماه و ماهی منتشر شد.
ادبیات اثر کمک زیادی به شنیده شدنش کرد.این که «پاییز عاشق است» یک جمله خبری کاملا عاشقانه است که آدمها را در پاییز پر از رنگ، عاشقتر میکند.خوشبختانه هر پاییز این اثر خوب شنیده میشود و امسال هم مردم لطف کردند و برگهایی از آلبوم ماه و ماهی را ورق زدند تا به ترانه پاییز رسیدند و با آن خاطرهبازی کردند.
هم شما و هم آقای بدیع، نیشابوری هستید. طبیعت این شهر هم که بینظیر است، بخصوص روستاها و باغات نیشابور که در پاییز مانند تابلویی چشمنواز رو به روی آدمی قرار میگیرد. فضای زیستی آیا تاثیری در زاویه نگاه هنرمند دارد؟
قطعا تجربیات کودکی تاثیر مستقیمی بر کل زندگی ما دارد. ذهنیت بچهای که زیر سقفهای آهنی بزرگ میشود و تنها تجربهاش رفتن به پارک است با بچهای که در طبیعت بزرگ میشود، تفاوتهای اساسی دارد.کودک طبیعت دیده حتما آرامش بیشتری را تجربه میکند و اگر هنر را وارد زندگیش کند، آثارش حتما رنگ و بوی دیگری خواهد داشت.هنرمند هرگز نمیتواند از طبیعت جدا شود و انرژی مثبتی که از طبیعت میگیرد در آثارش منعکس کرده و آنها را به دیگران به اشتراک میگذارد تا حال آنها را هم خوب کند.
متولد آذر هستید. احوال خودتان در فصل پاییز چگونه است؟
شاید دلیل علاقه شدیدم به پاییز همین متولد آذر بودنم است.از کودکی روز تولدم پر از رنگهای پاییزی بوده که بسیار دوستداشتنی است. به استاد اخوان ثالث اقتدا میکنم که گفته«پادشاه فصلها پاییز است» ...
یک ترانه درباره برف دارید که غمگین است و یک ترانه هم دارید درباره باران که تم شادی دارد.نگاهتان به این دو پدیده طبیعی که مردم هم دوستشان دارند در واقعیت نیز همینگونه است؛ باران شاد و برف غمگین؟
همیشه اینجوری نیست.بستگی به حال آن لحظه دارد و حس گروهی که اثر را تولید میکنیم.یک وقتهایی زیر باران پاییزی، طرب درونی باعث میشود شاد باشید.گاهی هم زیر باران پاییزی اشک میریزیم. قلیانات احساسی آدمها در پاییز که برگها میریزند و درختان و زمین رنگارنگ میشوند یا زمانی که برف همهجا را سپیدپوش میکند، جورواجور است. گاهی شادی گاهی غمگین، در پاییز و زمستان طبیعت احساسش فوران کرده و آن را به انسانها نیز منتقل کرده و ما را یاد خاطرات شاد یا غمگینمان میاندازد.هنرمندان نیز برای ورود به حریم احساسات مخاطب، از ظرفیتهای این فصلها استفاده کرده و با شنوندهها و بینندههای آثار خود همراه میشوند.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: