کاترین شاکدام برای جام‌جم از تجربه حضورش در مراسم اربعین نوشته است

همه‌جا کربلاست و کربلا همه‌جا ...

وقتی از روزنامه جام‌جم تماس گرفتند و خواستند از تجربه اربعین بنویسم، آرزو کردم کلمات بهتری برای توصیفش داشتم. آرزوکردم می‌توانستم زیبایی اتحاد مردمی که خود را وقف امام‌شان کرده‌اند را به درستی بیان کنم. اما افسوس که نتوانستم. اما شاید بتوانم بگویم که بشریت در کربلا خلاصه شده است... بشریت با تمام زیبایی و خشونتش در کربلاست. در کربلاست که همیشه شاهد تکرار نبرد خیر و شر،‌ آزادگی و بردگی، حقیقت و جهل، ایمان و خیانت هستیم.
کد خبر: ۱۱۷۳۵۸۴

هرچه میخواهید پیش از آنکه من نباشم بپرسید، به خدا سوگند از این زمان تا قیامت چیزی را از من سوال نمیکنید، مگر شما را از آن خبر میدهم و نیز از آینده گروهی که صد نفر را هدایت، و صد نفر دیگر را گمراه میکنند، فریادکننده و جلودار و راننده آنها، و اینکه از کجا کوچ میکنند؛ و در کجا رحل اقامت میافکنند، همه را به شما خبر میدهم.(امام علی علیه‌اسلام، تاریخ الخلفا)

همین حدیث بود که مرا واداشت تا در نجف، شهر امام علی، دقیقا در همان زمینی که مرقد او قرار دارد بایستم و بکوشم کلماتش را درک کنم. «بپرسید، پیش از آن‌که مرا از دست بدهید»... در تاریخ چند نفر را سراغ دارید که چنین ادعایی را کرده باشند و در عمل نیز آن را اثبات کنند؟ چند نفر می‌توانند ادعا کنند که به گونه‌ای زندگی کردند که تا قرن‌ها نامشان بر سر زبان‌ها و نشان وفاداری و بزرگی باشد؟

قطعا کسی را نخواهید یافت، جز اندک افرادی که برگزیدگان خدا و نائبان او بر زمین هستند تا ما هدایت و رستگار شویم.

اربعین برای من شاهدی زنده از تقلای دائمی انسان‌ها برای حرکت به سوی حقیقت و اشتیاق جمعی ما برای نزدیک شدن به خدا و درگاه الوهیت است. اگر چنین است، چه زمینی بهتر از خاکی که سرخی خود را از خون شهدا گرفته است؟

زائران اربعین برای قرن‌ها بدون توجه به مشکلات و سختی‌های راه، بدون توجه به تهدید مرگ و خشونت دولت‌ها، به سوی کربلا قدم زدند تا به امام‌شان برسند... و بپرسند، قبل از آن‌که همه چیز را از دست بدهند.

بعید می‌دانم کسی بدون تجربه اربعین بتواند عمل جذابیت اسلام را درک کند. تجربه راهپیمایی عظیم اربعین یعنی این‌که با گوشت و پوست خود، بار سختی که بر دوش اهل بیت پیامبر وارد شد را حس کرده و در نتیجه آن بزرگی دستاوردها و شکوه و عظمتی که در زمانه بی‌رحمی و قساوت بدست آوردند را درک کنید.

پیاده‌روی اربعین قلب را می‌سوزاند، زیرا تجربه رنجی است که هیچ چیزی، هیچ‌گاه قادر به تسکین آن نیست. انگار که خیره به خالی هستی و ناگهان جرات دنباله‌روی از افرادی را پیدا می‌کنی که بدون آنها، هر رفتنی بی‌ارزش است.

از مسلمانان خواسته شده تا از دو چیز حفاظت کنند: قرآن و اهل بیت. این دو بدون دیگری راهگشا نیستند و کسی نمی‌تواند بدون بهره گیری از دانش خدادادی اهل بیت، حقیقت موجود در قرآن را درک کند. این تقاطعی راهگشا و پراهمیت است.

اربعین، تعبیر و تبلور عینی این تقاطع است. انجام زیارت اربعین یعنی شهادت دادن به مشروعیت اهل بیت و راه رفتن در همان مسیری که جای پای آنها در آن وجود دارد. یعنی قدم زدن در جاده‌ای که زمانی شاهد تراژدی بوده که پایان بخش همه تراژدی‌هاست. تراژدی که توانست بی‌عدالتی و تاریکی را به عقب براند.

به همین خاطر است که کربلا تبدیل به قلب تپنده اسلام شده است. تبدیل به نمادی از پیروی انسان‌ها از امام‌هایشان و پایبندی آنها به وعده‌شان برای بالا نگه داشتن پرچم امام حسین شده است. وعده‌ای که مهم نیست چند قرن از آن بگذرد و چه صداهایی علیه آن بلند شود، پرچم حقیقت همچنان ایستاده باقی خواهد ماند.

در تاریخ نمی‌توان هیچ گردهمایی مذهبی به بزرگی اربعین یافت. این گردهمایی حتی از زیارت حج نیز گسترده‌تر است. سالانه حدود 5/2 الی سه میلیون مسلمان به سفر حج می‌روند. این در حالی است که سالانه 20 میلیون زائر، از فرقه‌ها و نژادهای مختلف وارد سفر کربلا و نجف می‌شوند تا به زیارت امامانی بروند که به‌واسطه تلاش و قدرت ایمان و باورشان بشریت را برای همیشه تغییر دادند.

نگاهی به این اعداد و ارقام این سوال را ایجاد می‌کند که چنین گردهمایی عظیمی چرا با سکوت محض رسانه‌های جریان غالب مواجه شده است؟ آنها حتی از انتشار اخبار مرتبط با آن خودداری می‌کنند،‌ چه برسد به این‌که درباره اربعین بنویسند و حرف بزنند. این در حالی است که در شرایط عادی، گردهمایی با این ابعاد بطور قطع پوشش رسانه‌ای گسترده‌ای را به خود جلب می‌کند.

با تمام اینها سالانه اعداد و ارقام مرتبط با اربعین بالاتر می‌رود و مرد و زن و کودک، بدون توجه به تفاوت‌هایشان به کربلا می‌آیند تا وفاداری خود را به امام‌شان فریاد بزنند.

زائران اربعین با وجود همه تفاوت‌هایی که دارند، احساس می‌کنند در سرزمین امام‌شان، در خانه خودشان هستند...کسی به هیچ دلیلی از این مسیر اخراج نمی‌شود، کسی مانع او نمی‌شود. همه یکسان در یک مسیر. همه اینها در کنار سخاوت و شفقت میزبانان عراقی زیبایی بی‌نظیری را به نمایش می‌گذارند. زیبایی که خود من نیز یکسال قبل آن را درک کردم و مبهوت سخاوت آنها شدم.

عراقی‌ها هر ساله هرچه که دارند، از دارایی مادی‌شان گرفته تا زمان و قوای جسمی‌شان را برای حمایت و تکریم زائران امام حسین هزینه می‌کنند. چنین کاری آن هم از مردمی که خود قربانی تروریسم و جنگ بوده‌اند، مبهوت‌کننده است. عراقی‌ها ثابت کرده‌اند که منبع الهام هستند.

در مسیر اربعین به هر جا که بروید شاهد عراقی‌هایی هستید که برای خدمت به زائران آماده شده‌اند... به هر جا که بنگرید شاهد عملی شدن دستورات اسلام هستید: پذیرش افراد بدون قضاوت‌شان، مهربانی و لطف بدون انتظار جبران آن، کمک بدون چشمداشتی جز جلب رضایت خدا و برگزیدگانش.

در اربعین می‌توانید شاهد چنین زیبایی عمیقی در کربلا باشید، همان زیبایی که حضرت زینب(س) مقابل یزید ایستاد و گفت چیزی جز آن را ندیده است.

ایستادن در کربلا یعنی پرسیدن، قبل از دست دادن، آن هم در زمینی که خداوند ملتی را برانگیخته تا عزادار فرزند علی(ع) باشند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها