از گردان یازهرا تا محفل یازهرا

محفلی که آقای رحمت‌آبادی اینجا این گوشه از روستای پل شکسته، برپا کرده شاید شبیه خیلی از محافل دیگر نباشد، اما روایتی است مستند از همه آنهایی که یک روز بین ماندن و رفتن، بین ترس و شجاعت، بین خودخواهی و ایثار، یکی را انتخاب کردند؛ همان انتخابی که آنها را به سنگرهای خاکی و شب‌های عملیات رساند. روایتی که خسرو رحمت‌آبادی، از سال 72 با نصب قاب عکس برادر شهیدش روی دیوار شروع کرده؛ رسمی که هنوز هم بعد از گذشت 25 سال ادامه دارد: «برادرم فرامرز دو سال از من کوچک‌تر بود، اما از من برای شهادت لایق‌تر بود که خدا او را انتخاب کرد و در 14 مرداد 66 در عملیات آزادسازی میمک به شهادت رسید. سال 72 بعد از شهادت سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی به دلم افتاد که در راستای پاسداشت یاد و خاطره شهدا، عکس شهدا را به دیوار بزنم و این حرکت با نصب عکس برادرم روی دیوار شروع شد و الان رسیده به اینجا که حساب قاب عکس‌ها را دیگر ندارم.»
کد خبر: ۱۱۷۳۲۱۵

نمایشگاهی که امروز با اسم محفل یازهرا(س) معروف شده، حتی انتخاب اسمش هم یک رد و نشان از جبهه دارد: «من برای انتخاب این اسم از شهید محمدرضا تورجی‌زاده کمک گرفتم، ایشان فرمانده گردان یازهرا در جبهه بود و وصیت کرده بود که اگر شهید شد روی مزارش فقط بنویسند یازهرا، در سفری که به اصفهان داشتم وقتی سر مزار این شهید رفتم دیدم که دقیقا همین رمز یازهرا روی مزارش نوشته شده است. من به یاد این شهید، اسم نمایشگاهم را یازهرا گذاشتم.»

حالا سال‌هاست چراغ این نمایشگاه به همت آقاخسرو روشن است، او در هر سفری به هر شهر کشورمان که داشته، عکس یک شهید را به یادگار آورده: «این کار من واقعا دلی است و حالا از شهرهای مختلف کشورمان از اصفهان، شیراز، همدان، تبریز و... یک یادگاری از یک شهید دارم و زندگی‌ام را وقف این کار کردم و احساس می‌کنم رسالتم همین است که نام و یاد شهدا را زنده نگهدارم... .»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها