نمایش در پاریس اشغالی

پاریس اشغال شده در دوران جنگ جهانی دوم نه فقط محل برخورد نیروهای انقلابی و فاشیستی ، که دستمایه تولید یک سری از آثار درخشان سینمایی هم هست.
کد خبر: ۱۱۷۰۵۲

پاریس آن دوران مکانی بود که نمی شد در آن به همه کس اعتماد کرد. دروغهایی که خیلی زود در سطح وسیعی پخش می شدند و سریعا تبدیل به یک واقعیت می شدند باعث نابودی بسیاری از آدمها شدند و فعالیت های کاری و حرفه ای بسیاری را مختل کرده و از بین بردند. در چنین حال و هوایی است که فرانسواتروفو قصه فیلم «آخرین مترو» را تعریف می کند. او هم مثل بسیاری از هنرمندان و روشنفکران فرانسوی نمی توانست نسبت به مساله مهمی مثل جنگ ، دیدگاه فاشیستی هیتلر و پاریس اشغال شده بی تفاوت بماند. درام رومانتیک «آخرین مترو» در پس زمینه جنگ و اشغال رخ می دهد و سیاست را در بک گراند خود به نمایش می گذارد. در عین حال فیلم سرشار از عشق به هنر و تئاتر است . حالا تصورش را بکنید که یک فیلمساز موج نوی سینمای فرانسه که قبلا منتقد هم بوده ، در یکی از آخرین کارهای سینمای خود (محصول سال 1980) تلاش می کند تا سیاست و هنر و رمانس را به یکدیگر پیوند بزند. او برای نقشهای اصلی فیلم خود هم ترکیب جالبی را انتخاب کرده است . کاترین دو نوو میانسال که یکی از پدیده ها و مهره های اصلی سینما فرانسه است ، در این فیلم در کنار ژرار دپاردیوی جوان قرار می گیرد ، هنرمندی که تازه در حال شکوفایی است و می رود تا بزودی تبدیل به یکی از چهره های مطرح و اصلی سینمای این کشور اروپایی شود. کاترین دونوو در «آخرین مترو» در نقش یک کاراکتر ویژه ظاهر می شود. ماریون که دونو نقش او را بازی می کند در یک دنیای مرموز پیچیده گرفتار شده است و به همین دلیل باید واکنش های متفاوت و متغیری از خودش نشان دهد. در حقیقت او باید قدرت و توانایی آن را داشته باشد که مشکلات پیش رو را حل کند. ماریون با مدیر یک تئاتر ازدواج کرده است. همسر او مالک یک مرکز تئاتری است . مشکل از آنجا آغاز می شود که مامورین امنیتی هیتلری به دنبال او هستند. وی برای این که از چنگ مامورین آلمانی بگریزد و زنده بماند ، مجبور است مخفی شود. ماریون به همکارانش می گوید که همسرش از کشور گریخته است ولی واقعیت این است که در داخل تئاتر پنهان شده است. تمام بار و خستگی کار تئاتر بر روی دوش ماریون است. او که خودش بازیگر تئاتر است باید نمایش جدیدی را به روی صحنه ببرد اما مشکلات زیادی پیش پای او وجود دارد. با ورود برنار (دپاردیو) یک بازیگر جوان و پر شور، اوضاع داخل تئاتر دگرگون می شود اما هیچ کس نمی تواند پیش بینی کندکه پایان ماجراهای این تئاتر وآدمهای آن چه خواهد بود. با وجود آن که اکثر هنرمندان اروپایی همه چیز را از زاویه و دیدگاه سیاست نگاه می کنند ، فرانسوا تروفو به خاطر فیلمهای شخصی (و عمدتا غیرسیاسی) خود شهرت دارد. او دوست دارد در فیلمهایش مکان های مورد علاقه پاریسی خود را با تمام زیبایی آن به نمایش بگذارد. برای او روابط بین انسان ها مهمتر از مسائل سیاسی است . هنگام ساخت فیلمی مثل «آخرین مترو» که در پاریس اشغال شده اتفاق می افتد ، او هنوز در قلمرو همیشگی خویش باقی می ماند. به قول یکی از منتقدان فرانسوی که می گوید «پاریس اشغال شده در دوران جنگ جهانی دوم تنها یک بهانه است تا تروفو بتواند قصه اش را پیش ببرد و آدمهای فیلمیش را درگیر یک موضوع عاطفی و درام کند.» با این حال تروفو در فیلمش وضعیت زندگی روزمره آدمها در دوران اشغال فرانسه توسط نیروهای ارتش متجاوز هیتلری را به نمایش می گذارد. منتقدین سینمایی «آخرین مترو» را سیاسی ترین کار سینمایی تروفو ارزیابی می کنند اما این فیلم ساز کاملا آگاهانه و عمدی از شعاردهی پرهیز می کند ، از ارائه یک ایدئولوژی خاص اجتناب می ورزد و تلاشی برای قهرمان پروری ندارد. خود او فقط و فقط می خواهد اوضاع و احوال یک مرکز تئاتر موفق پاریسی را به تصویر بکشد. قصه فیلم بیشتر حال و هوای یک قصه خیالی را دارد که شبیه یکی از نوشته های مارسل اوفولس است. تروفو برای خلق فیلمنامه خود از مواد خام بسیار زیادی استفاده می کند. بخشی از ماجراهای قصه رنگ و بوی مستند دارد.

کیکاووس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها