مقطع حساس‌کنونی

آچار شلاقی و تجربه ناخدا

روزی موتور یک کشتی اقیانوس‌پیما خراب شد.
کد خبر: ۱۱۵۵۲۳۰

مهندسان بسیاری از سراسر جهان تلاش کردند آن را درست کنند، اما موفق نشدند.

سرانجام صاحب کشتی تصمیم گرفت بهسراغ مردی که سالها تعمیرکار کشتی بود برود، تعمیرکار آمد و با یک آچار شلاقی و یک دمباریک وارد موتورخانه کشتی شد. صاحب کشتی نیز با آنکه جا نبود وارد شد تا ببیند مرد تعمیرکار چه میکند.

مرد تعمیرکار دقایقی قسمتهای مختلف موتور را نگاه کرد و سپس با آچار شلاقی به قسمتی از موتور تقه زد. سپس رو به شاگردش که پشت سکان در قسمت شاگرد نشسته بود، فریاد زد: بزن. شاگردش استارت را زد و کشتی روشن شد.

صاحب کشتی با خوشحالی گفت: دمت گرم اوسسا. چقدر شد؟

مرد تعمیرکار گفت: 20 میلیون تومان.

صاحب کشتی گفت: اووووه، چقد زیاد.

مرد تعمیرکار گفت: 200 هزار تومان دستمزد من است. بقیه شاگردانه این بچه، مالیات بر ارزش افزوده، سهم یک مؤسسه خیریه، حق مسکن و اولاد، هزینه رفت و آمد و سایر چیزهاست.

صاحب کشتی گفت: تصور کردم میخواهی بگویی 200 هزار تومان پول آن تقه و بقیهاش هزینه تجربهای است که طی 40 سال اندوختهام و در ادامه بیفزایی: تلاش کردن مهم است، اما دانستن اینکه کجای زندگی باید تلاش کرد میتواند همهچیز را تغییر دهد.

مرد تعمیرکار گفت: این هم خوب است. دفعه بعد این را میگویم.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها