در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهندسان بسیاری از سراسر جهان تلاش کردند آن را درست کنند، اما موفق نشدند.
سرانجام صاحب کشتی تصمیم گرفت بهسراغ مردی که سالها تعمیرکار کشتی بود برود، تعمیرکار آمد و با یک آچار شلاقی و یک دمباریک وارد موتورخانه کشتی شد. صاحب کشتی نیز با آنکه جا نبود وارد شد تا ببیند مرد تعمیرکار چه میکند.
مرد تعمیرکار دقایقی قسمتهای مختلف موتور را نگاه کرد و سپس با آچار شلاقی به قسمتی از موتور تقه زد. سپس رو به شاگردش که پشت سکان در قسمت شاگرد نشسته بود، فریاد زد: بزن. شاگردش استارت را زد و کشتی روشن شد.
صاحب کشتی با خوشحالی گفت: دمت گرم اوسسا. چقدر شد؟
مرد تعمیرکار گفت: 20 میلیون تومان.
صاحب کشتی گفت: اووووه، چقد زیاد.
مرد تعمیرکار گفت: 200 هزار تومان دستمزد من است. بقیه شاگردانه این بچه، مالیات بر ارزش افزوده، سهم یک مؤسسه خیریه، حق مسکن و اولاد، هزینه رفت و آمد و سایر چیزهاست.
صاحب کشتی گفت: تصور کردم میخواهی بگویی 200 هزار تومان پول آن تقه و بقیهاش هزینه تجربهای است که طی 40 سال اندوختهام و در ادامه بیفزایی: تلاش کردن مهم است، اما دانستن اینکه کجای زندگی باید تلاش کرد میتواند همهچیز را تغییر دهد.
مرد تعمیرکار گفت: این هم خوب است. دفعه بعد این را میگویم.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: