زیتون سرخ

قسمت شانزدهم: مقامِ رأس

بعد از زیارت حضرت یحیی از شبستان مسجد بیرون آمدیم. ابوعلی اشاره کرد که به بیرون نروید و اشاره کرد به ضلع مقابل و گفت از این طرف برویم.
کد خبر: ۱۱۵۱۵۱۷

به یک دیوار نردهای متحرک رسیدیم و یک پیرمرد روی یک صندلی کوچک کنار این دیوار نشسته بود. از ابوعلی پرسید کجا میروید؟ ابوعلی چیزی گفت که من فقط مقام راس الحسین را فهمیدم. مرد دیوار را حرکت داد و راه برایمان باز شد. از ابوعلی پرسیدم کجا میرویم؟ گفت: کمی صبر کنید. ضلع غربی و شمالی مسجد اموی را طی کردیم و به انتهای ضلع شمالی رسیدیم. یک در بزرگ بود و بالای در روی سنگ سفیدی نوشته شده بود: «هذا فیه مرقد رأس سیدنا الامام عبدالله الحسین(رضیا... عنه)» با صدای بلند گفتم: محل سرِ امام حسین؟

ابوعلی سر تکان داد و گفت: بله.

یعنی چی؟

وقتی کاروان وارد شام شد، تعدادی از اهل بیت به کاخ اموی آمدند و سر مبارک امام حسین (ع) را اینجا گذاشتند. بعد اشاره کرد به اتاقکی که بعد از در ورودی قرار داشت و گفت: اینجا محراب امامسجاد است،آقا اینجا نماز میخواند.

بعد چند قدمی جلو تر رفتیم و ضریح را نشانمان داد. داخل ضریح با عبا و پارچه سبز بزرگی چیزی شبیه شمایل سر ساخته و بالای آن نوشته شده بود: محل قرار گرفتن سر حضرت اباعبدالله الحسین. تعدادی از اهالی پاکستان آنجا نشسته بودند و یکی با نوای محزون و زبان اردو برایشان میخواند.

عزاداری آنها حال آدم را تغییر میداد و احساس غم زیادی میکردی. برخیشان به سر میزدند و برخی دیگر به پایشان میکوبیدند. چند دقیقهای در مقابل ضریح نشستیم. از ابوعلی پرسیدم حرم حضرت رقیه کجاست؟ گفت اشاره به ضلع مقابل ضریح کرد و گفت دقیقا پشت همین دیوار است. گفتم با این اوصاف خرابه شام کجاست؟

ابوعلی گفت: «کاروان که به کاخ رسید زنان و مردانش را از هم جدا کردند. اینجا که الان هستیم محل توقف مردان است و پشت این دیوار محل وقوف زنان که حضرت زینب سلامالله علیها و حضرت رقیه در آن اسکان داشتند و تقریبا همه این محدودهای که به نوعی بیرون کاخ اموی است، خرابه شام است.»

سیدمجتبی مومنی

روزنامهنگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها