نگاهی به مقوله اخلاق با محوریت یک روحانی جوان

افشای سرّدلبران در یک محله قدیمی

ملودرام‌های تلویزیونی بخش مهمی از اعتبار خود را از قهرمان‌هایشان می‌گیرند و به همین خاطر هم نویسندگان فیلمنامه این قبیل آثار، توجه خاصی به شخصیت‌محوری نشان داده و روی آن متمرکز می‌شوند و نمونه‌های موفق در این باب از حیث قهرمان با مشکل مواجه نیستند.
کد خبر: ۱۱۴۹۲۹۳

یکی از این دسته شخصیتها، روحانیون هستند که همواره در جامعه و کنار مردم حضور دارند. کنشمند بودن و حضور در متن جامعه، دست فیلمنامهنویس را برای خلق شخصیتهای محوری تاثیرگذار باز میگذارد. سریال سر دلبران ساخته محمدحسین لطیفی از تازهترین آثار پخش شده در این رابطه است که ماه رمضان امسال روی آنتن شبکه یک سیما رفته است.

روحانی جوان و محلهای سنتی

در یک مجموعه تلویزیونی قسمتی، ابتدا باید فضای کلی داستان برای مخاطب ترسیم و سپس جزئیات در آن برجسته شده و قصه قوام لازم را پیدا کند، کاری که حسین حسنی و رضا خمسه بهعنوان نویسندگان فیلمنامه انجام داده و در دو قسمت نخست مقدمهچینیهای لازم را انجام دادهاند. سیدسلیم بهعنوان روحانی جوان و پیشنماز مسجد، وارد محلهای قدیمی با بافتی سنتی شده و در همان ابتدای ورود با ماجراهایی مواجه میشود. برای نمونه هم میتوان به دست شفادهنده او از دیدگاه سکنه محله با وجود انکار آن توسط خود سیدسلیم اشاره کرد که مخاطب را به طرف خود میکشاند. در عین حال در همین دو قسمت با شخصیتهای مختلف کار هم آشنا شده و اندکی از رابطه میان آنها و مناسباتشان سردرمیآوریم. برای مثال میتوان به سرایدار میانسال مسجد اشاره کرد که در ابتدا روی چندان خوشی به سلیم نشان نداده، اما به مرور مرید اخلاق و منش او میشود.

معمای سلیم

در سر دلبران براساس فرمولهای آشنای فیلمنامهنویسی تلویزیونی، معمایی قرار داده شده که نقش مهمی در شکلگیری یکی از قصههای فرعی (قصه دشمنی عموی سلیم با او) دارد. هرچند که وقتی گره آن گشوده شد، مخاطب یکه نخورده و تا حدی هم توی ذوقش میخورد! در حقیقت تاکید لطیفی و گروه نویسندگان فیلمنامه سر دلبران روی این موضوع، توقعی را در مخاطب ایجاد میکند که در آخر به آن پاسخ مناسبی داده نمیشود. اینکه سلیم برادرزاده واقعی عمویش نیست و اینکه پسرش روی تخت بیمارستان در کما به سر میبرد، نمیتواند دلیل کافی و محکمی برای این حجم از دشمنی مردی میانسال نسبت به سلیمی باشد که به قول خودش از کودکی پیش روی خودش رشد کرده است.

داستانهای فرعی متعدد متکی بر کلیشهها

سر دلبران سرشار از داستانکهایی است که پیش از این بارها آن را شنیدهایم که بخش مهمی از آنها هم در سطح میگذرند. از میان آنها، داستانک بهمن بسیار خوب از کار درآمده و باورپذیری خوبی هم دارد؛ داستان مرد خطاکاری که در زندان توبه کرده و پس از ورود به محله و رفتن سراغ همسر و فرزندش با برخوردهای سرد و خشمگین آنها مواجه میشود. در کنار آن میتوان به داستان کاووس اشاره کرد که او را نزول از پای درآورده و هر بار ماجرایی را با ندانمکاریهایش بهوجود میآورد که رگههای کمرنگی از کمدی هم در آن به چشم میخورد. داستانک مربوط به نیکو را میتوان کلیشهایترین آنها به حساب آورد که فقط به گسترش عرضی داستان کمک کرده و بیشتر حکم نمک و فلفل فیلمنامه را دارد و نه بیشتر.

سرّ دلبران و تیپ-شخصیتهای متنوع

تیپ ـ شخصیتها برای یک مجموعه تلویزیونی 30قسمتی، ارزش بسیار دارند چرا که در عین
آشنا بودن برای مخاطب دارای خصوصیات متفاوتی هم هستند. سیدسلیم بهعنوان یک روحانی، یک تیپ آشنا برای مخاطب به حساب میآید که در جامعه و پیرامون خود نیز نمونههایی از آن را دیده است. اما آنچه به سلیم لایههای بیشتری بخشیده، ریزهکاریهایی است که در پرداخت او بهکار رفته است. برای مثال هم میتوان به برخورد او در خانه با همسر و نیز مادرش اشاره کرد که بسیار خوب و باورپذیر از کار درآمده است؛ همینطور آشنایی او با فرهنگ کوچه و بازار که به وی این امکان را میدهد تا با هر گروه فکری و طیف سنی برخورد متناسبی داشته باشد. بهمن، دیگر شخصیت کار شده سر دلبران است که نقشی کلیدی در پیشبرد داستان داشته و سرآخر هم با مرگ خود مخاطب را شوکه کرده و تحتتاثیر قرار میدهد. در سریالهای تلویزیونی سه دهه اخیر با شخصیتهایی شبیه به بهمن زیاد روبهرو شدهایم که پس از کنار گذاشتن خلافکاری، راه درست را انتخاب کردهاند. اما بسیاری از آنها به لحاظ باورپذیری در سطح مطلوبی قرار ندارند. ولی بهمن از این دسته دور بوده و در کنار باورپذیری، کنشمندی دلنشینی هم دارد. شخصیتهای تیپیک زیادی هم در این مجموعه تلویزیونی حضور دارند که پروانه مهمترین آنهاست که تیپ کلیشهای نزولخوار را تمام و کمال دارد.

سر دلبران و تنوع در انتخاب بازیگر

یکی از مشکلات بازیگران میانسال در سالهای اخیر، خانهنشینی و بیکاری است که مشکلات زیادی هم برایشان به لحاظ معیشت بهوجود آورده است. لطیفی در سر دلبران تلاش کرده بازیگران قدیمیتر را که در سالهای اخیر بسیار هم کمکار شدهاند بهکار بگیرد؛ موضوع مهمی که به نفع سریال تمام شده و آن را به یکی از نقاط قوت آن تبدیل کرده است. برای نمونه هم میتوان به جهانبخش سلطانی، اسماعیل محرابی و محمد کاسبی اشاره کرد که با بازی خوبشان بخشی از ضعفهای موجود در فیلمنامه را پوشاندهاند. برزو ارجمند نیز انتخاب خوبی برای ایفای نقش سیدسلیم بوده که توجه زیادی هم به ریزه کاریهای رفتاری یک روحانی جوان نشان داده است؛ از حرکت دست و صورت گرفته تا فراز و فرودهایی که به صدایش هنگام وعظ در مسجد میبخشد.

لطیفی؛ کارگردان آثار پرمخاطب

یکی از پرکارترینهای تلویزیون در دهه 70 و 80 که بسیاری از آثارش با استقبالی میلیونی مواجه شده و نشان داده که به اصطلاح رگ خواب مخاطب را بخوبی میشناسد. در عین حال در کارنامه تلویزیونی او به آثاری در گونههای مختلف از کمدی تا ملودرام با کیفیتهای مختلف برمیخوریم که بیش از هر چیز نشان از علاقهاش به تجربه گونههای مختلف دارد. از میان آثار مطرح او میتوان به صاحبدلان، سفر سبز، همسایهها و دودکش اشاره کرد که هریک چه در پخش نخست و چه در بازپخشها بینندگان پروپاقرص خود را داشتهاند. لطیفی در آخرین ساخته تلویزیونی به نمایش درآمده خود نیز تلاش کرده کاری شسته رفته ارائه داده و ساعات پایانی شب روزهداران را به نحو شایستهای پر کند. بردن داستان به شهر زیبای یزد و بهرهگیری از معماری تماشایی آن، ایده هوشمندانهای بوده که فضای بصری کار را غنی کرده و مخاطب را از فضای همیشگی سریالهای تلویزیونی دور کرده است. لطیفی در عین حال در میزانسنها و قابهای دوربینش از قالبهای تخت و کلیشهای پرهیز کرده و جذابیتهای بصری کارش را افزایش داده است. وی در ترکیب بازیگران سر دلبران هم متفاوت عمل کرده و آن را به یکی از نقاط قوت کار بدل کرده است. هر چند لطیفی سر دلبران با لطیفی دوران اوجش در سفر سبز فاصله دارد، اما به نظر میرسد میتوان همچنان به بازگشت او به دوران اوج امیدوار بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها