پرویز پرستویی ایفاگر نقشی دیگر

امشب اولین قسمت سریال تلویزیونی زیر تیغ را با بازی پرویز پرستویی از شبکه یک سیما خواهیم دید.
کد خبر: ۱۱۴۶۱۳

او سینما را با فیلم جنگی دیار عاشقان آغاز کرد و بعدها با حضور در فیلم های آدم برفی ، مهر مادری ، لیلی با من است ، روانی ، شوخی ، مومیایی 3 ، بید مجنون و.... خاطرات زیادی را برای ما رقم زد. او این بار در سریالی تلویزیونی نقش شخصیتی را ایفائ می کند که در مقطعی از داستان ناخواسته دست به قتل می زند. داستان این سریال درباره دو دوست به نام های محمود و جعفر است که از بچگی با هم بزرگ شده اند و در حال حاضر هم با هم در یک کارخانه یخچال سازی کار می کنند. محمود (پرویز پرستویی) و جعفر (آتیلا پسیانی) در آستانه برگزاری مراسم ازدواج فرزندانشان رضا (کوروش تهامی) و مریم (الهام حمیدی) قرار دارند. عموی عروس با این مساله چندان موافق نیست . طی ماجرایی جعفر به دست محمود کشته می شود. این مساله باعث می شود تا رضا از ازدواج با مریم منصرف شود. حالا او به فکر انتقام است اما حادثه ای مسیر حرکت او را تغییر می دهد و... سریال زیرتیغ با همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران موسسه توسعه تصویر شهر در شبکه یک سیما ساخته شده است . پرستویی به همین مناسبت مطلبی به قلم کشیده که با هم قسمتی از آن را می خوانیم :
روسری تو را در باد در راهی که آمدیم به روزها دادیم و جا نهادیم در کنج دنج دل تا که گفته باشیم از عشق از عشق سر به زیرمان...
سی روز مبادا! من دل سپرده عشقم...
گروگان محض !
بکش بکش... به زیر بیافکن!.... به خاکم بیانداز!
کمند در دست توست ، رفیق ! با من مدارا مکن که زخمی عمیق از عشق بر سینه دارم.
خوب می دانم که آن کسی که عشق را نشناخت ، هیچ در نمی یابد... نامهربانی ها و غبطها و کینه ها را هم در مدار عشق دوست دارم.پس از عشق می گویم که هر که تنه به تنه اش بزند... شاعر می شود. من !...
من توسنی عنان گسیخته ، رها در دشت بریده از هر بند و گریزان از هر کمند هستم.
چاره... چاره توست که با کمندی از عشق ، گردن افراشته ام را بکشانی به سوی عشق! دریغ مکن !
شتاب کن که مجال اندک است. نگاهی ، کلامی ، یا حرفی... تو را به خدا چیزی بگو!
نامردم اگر از راه عشق برگردم... نیازی به تازیانه نیست... تنها... تنها کلامی از مهربانی... دریایی عمیق از رنج و میل دوست داشتن... و لبخندی که یاد او باشد.
همان عشق اولین ! هنوز... هنوز شراره ای از آن عشق کهن را در دل دارم.با شروع هر کار من عشق را در اثر جستجو می کنم.
این بار حتما به چنگش درمی آورم. خیز برمی دارم چون پلنگی تیر خورده ! با ادامه کار هنوز پرتوان از یافتن گوهر نایاب زندگی بر بلندترین شاخه نارون پیر ، عشق را جستجو می کنم که شکوفه ای است جوان... بر بالیده بر تک آن سر شاخه... آن بالای بالا...! همتی کن !
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها