او یک فرشته نیست

شباهت بیش از حد تیتراژ ابتدای سریال های او یک فرشته بود و آخرین گناه ، به لحاظ ساختار ظاهری ، موسیقی و مفهوم شان چند نکته مهم را برایمان روشن می کند:
کد خبر: ۱۱۳۳۳۲

الف: شیفتگی و علاقه سازندگان آخرین گناه نسبت به آن دیگری و این که چقدر تحت تاثیر قرار گرفته اند.
ب: موضوع سریال که رویارویی فرشته و شیطان است. تقابل نیکی و بدی.
ج: و این واقعیت که سازندگان آخرین گناه در تهیه تیتراژ سریال هیچ گونه نوآوری و خلاقیتی از خود نشان نداده اند و عینا کار دیگران را کپی کرده اند ؛ در حالی که تیتراژ فیلمها و سریال ها بویژه با موضوع های متافیزیکی فرصت مناسبی را برای سازندگان شان فراهم می آورند تا ذوق و سلیقه خود را آشکار کنند. آخرین گناه تا این جای کار حتی اگر کم توقع و با گذشت نگاهش کنیم سریالی کسالت آور است با پرداختی سطحی که قطعا تمام عوامل سازنده اش در خراب کردن آن سهیم بوده اند. بویژه بازیگرانش با بازیهای سرد و بی روح و فیلمنامه ای که بی دقت نوشته شده. واقعا با یک فیلمنامه ضعیف چه کار می توان کرد؛
واقعیت آن است که بعضی ماجراها قابلیت طولانی شدن را دارند، به طوری که می شود آنها را در قالب سریالی 70 قسمتی هم به تصویر کشید. اما بسیاری از ماجراها این خاصیت را ندارند و هر چقدر هم کند و یواش و پرحاشیه پرداخته شوند، باید در چهار، پنج قسمت به پایان برسند، مثل همین آخرین گناه که قرار است در 30 قسمت عرضه شود. تجربه نشان می دهد که طولانی شدن برخی سریال ها سبب بروز اشکالاتی هم می شود که معمولی ترین شان عبارتند از: خدشه دار شدن جریان عادی داستان و منطق حاکم بر آن و پس از آن ، در حاشیه قرار گرفتن موضوع اصلی داستان. آخرین گناه مثل خیلی از سریال های 30 قسمتی دیگر، لبریز است از صحنه های اضافی ، دیدارهای عادی شخصیت ها، ماشین سواری ها، رستوران رفتن ها و... با دیالوگ های روتینی مانند: کجا بریم؛ چی بخوریم؛ چای می خوری یا قهوه؛ آب می خوری یا شربت؛ کجا بودی؛ چرا رفتی؛ کی آمدی؛ و... که اگر زمان این صحنه ها را باهم جمع بزنید و حاصل جمعش را از کل سریال کم کنید، آن وقت آنچه می ماند زمان صحنه های مفید سریال است. سریال آخرین گناه یک روح مهربان هم دارد که گرچه مثل آن یکی «روح مهربان» لباس سفید می پوشد؛ اما نحوه ظاهر شدنش کمی فرق می کند و برخلاف آن یکی که موقع آمدنش نسیمی می وزاند و شاخ و برگ درختها و پرده های توری پشت پنجره را تکان می داد و بعد هم کنج حیاط می ایستاد و مظلومانه زل می زد به فک و فامیلش و یا می رفت سراغ آدمهای نابکار و بساط عیش و عشرتشان را بهم می ریخت و... روح سریال آخرین گناه بی سر و صدا و بی باد و طوفان می آید. در ضمن طبع لطیفی هم دارد و هر بار که سر و کله اش پیدا می شود، به شخصیت اول سریال پند و اندرزی می دهد و یکی ، دو بیت شعر ناب هم برایش می خواند و بعد هم راهش را می کشد و می رود پی کارش . در ضمن شخصیت اول ماجرا نامزدی دارد به نام رویا که ظاهرا دخترخانم همان روح مهربان شاعرمسلک است . البته به نظر می آید وانمود می کند که دختر اوست . این دختر خانم مشکوک به نظر می رسد و از رفتارش می شود حدس زد باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد. بدترین اتفاقی که ممکن است برای یک سریال تلویزیونی پیش بیاید همان طور که برای آخرین گناه پیش آمده آن است که در نظر تماشاگر بیش از حد ساختگی و غیرواقعی جلوه کند. در این صورت ، میان تماشاگر و سریال فاصله می افتد. تماشاگر دل به سریال نمی بندد و ترجیح می دهد وارد فضای آن نشود. ماجرای سریال را جدی نمی گیرد و نگاهش به شخصیت ها و هر آنچه که می بیند، نگاهی سطحی ، بی تفاوت و حتی تحقیرآمیز می شود. از معدود نقاط قوت سریال ، بازی خوب محمد عمرانی است که نقش را بهتر از دیگر بازیگران درک کرده است و با حالات و حرکاتش به شکل قابل قبولی ، اندک اندک این تصور را به وجود می آورد که او و کارمندانش احتمالا دستیاران شیطانند. و اما چشم هم مانند دیگر اعضای بدن عضوی وابسته به مغز و تابع دستورات آن است. حتی در یک فیلم مطلقا تخیلی ، این اشتباه محض است که پس از پیوند قرنیه چشم ، گیرنده اش چیزهایی را ببیند که دیگران قادر به دیدنشان نیستند و یا درک بصری اش از اشیائ و مناظری که می بیند، تغییر یابد. در ضمن ، استفاده نمادین از این موضوع هم اشتباه دیگری است که شرح و توضیح خودش را دارد که از آن می گذریم. به هر حال شرط اول نوشتن فیلمنامه این گونه فیلمها و سریال ها آن است که فیلمنامه نویس ضمن استفاده از دانش شخصی اش به منابع اطلاعاتی قابل اعتمادی مراجعه کند و با کارشناسان موضوعی که قرار است براساس آن فیلمنامه اش را بنویسد، مشورت کند، در غیر این صورت ممکن است حاصل کار ناآگاهانه ، سطحی و حتی مضحک جلوه کند. هنوز مانده تا سریال به پایان برسد. تا اینجای کار که چیز جالب توجهی ندیده ایم ؛ اما شاید مثل بعضی سریال ها که بد شروع می شوند، اما کم کم جان می گیرند و وضعیت مناسب تری می یابند آخرین گناه هم ادامه و پایان بهتری داشته باشد.


محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها