در داستانهای این جریان به نقد بیگانگان و دولت همراه با بیگانگان و توجهدادن مردم به ریشههای خود توجه شده است. بیگانهستیزی، توجه به هویت ایرانی اسلامی و تقابل این مولفهها با موضوع مدرنیسم از عمدهترین مولفههای داستانهای بومیگراست. بررسیها نشان میدهد توجه به جریان بومیگرا در دهه 20 و 30 شمسی کمتر از دهه 40 به بعد است. سیاستهای محمدرضا پهلوی در این دو دهه و نوع برخورد او با نویسندگان شرایطی را رقم میزند که در نهایت منجر به بیتوجهی به این جریان در دهههای 20 و 30 میشود. تاثیرات تفکراتی چون تفکرات جلال آلاحمد و علی شریعتی و تغییر شرایط کشور از سال 42 به بعد به این جریان در دهههای 40 و 50 رونق میبخشد.
حالا با گذشت دههها از شکلگیری ادبیات بومی در پهنه قصهنویسی ایران، میتوان گفت داستان ما از کهنالگوهای ادبیات بومی خود فاصله گرفته اما با این حال، توانسته نمایندگانی را حفظ و نیز بنمایههای نظری این نوع از ادبیات را با تغییر و تحولاتی جدی همراه کند.
بهدو نمونه اشاره میکنیم.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....