در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرمودیم: پدر سوخته گلویمان جرخورد از بس سرفه نمودیم که بروی کنار، نرفتی زدیمت. عارض شد: تصدقت گردم بیماری بدی گرفتهام! فرمودیم: الحمدلله انشاءا... که ریق رحمت هرچه زودتر سر بکشی راحت شویم. حالا چه مرگت است؟
عارض شد: مدتی است ریزش مو گرفتهام دارم کچل میشوم... .
فرمودیم: همین؟ عارض شد: کم دردی است؟
فرمودیم: ببینیم فرق کلهات را! سر فرود آورد که نظاره کنیم دستمان هنوز خیس بود گفتیم حیف است تف همایونی اسراف میشود در این خشکسالی، پسی دوم را محکمتر بر فرقش کوبیدیم. به گریه افتاد که چرا خب؟ فرمودیم: فلان فلان شده رعیت بینوا در شفا خانه از سرطان و ام اس و سکته و هزار درد دیگر به خود میپیچند و به چه کنم افتادهاند تو دغدغه این چهارتا شوید روی کلهات را داری؟
عارض شد: خب من هنوز ازدواج نکردهام این گونه هیچ احدی از نسوان به زوجیتم در نمیآید میخواهیم برویم مو بکاریم!
فرمودیم: چه غلطها مو کاشتن چیست مگر ممکن است؟ کاغذ اخبار آورد واکرد هزار آگهی نشانمان داد که بفرما اینهمه دکتر و پزشک و متخصص حاضرند برای کاشت مو.
فرمودیم: مو از کجا میآورند؟
عرض کرد: از بانک مو بر میدارند ! فرمودیم: بانک مو کجاست؟
عارض شد: از پس کله و سایر نقاط بدن که موی انباشته داشته باشد برمی دارند و بر فرق سر میکارند.
متعجبا فرمودیم: واقعا؟
عرض کرد: بلی رفیقم کاشته خیلی هم خوب است.
فرمودیم: چند؟ عرض کرد: هفت میلیون تومان. میخواستیم پسی سوم را بزنیم دلمان نیامد فقط دستی تکان دادیم ترسید! فرمودیم: پسر جان زوجهای که بخواهد به خاطر چهارتا شوید عاشق شود که تکلیفش معلوم است. به فضل و کمالات و دانش بپرداز که عاشق سیرتت شود نه صورتت. به قول ان با نوی شاعر: گفت در سر عقل باید، بیکلاهی عار نیست...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: