با شیوا ابراهیمی، بازیگر تلویزیون

نقشم در سریال پرده‌نشین را دوست دارم

شیوا ابراهیمی، بازیگر با سابقه‌ای در تلویزیون است و در نمایش‌های پرمخاطب زیادی نظیر پپرونی برای دیکتاتور، یرما، پاره‌های ساده، حساب پرداخت نمی‌شه و فیروزه به ایفای نقش پرداخته است.
کد خبر: ۱۰۹۱۶۴۳

او در نمایش «نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم» در نقش ماجان، مادر یک خانواده که تحت سیطره پدر دیکتاتورمآب است بازی متفاوتی ارائه کرده است. ابراهیمی فارغ‌التحصیل رشته تئاتر است. در خواب لیلا، شام آخر، فرجام، گنجشکک اشی‌‌مشی، فرزند افیون، جایی برای بودن، گل‌های خیابانی، پیش خواهد آمد، سه ماهی، آشوب، دیگری، فرات، پرده‌نشین، داوران، مدینه، شاید برای شما هم اتفاق بیفتد و آخرین غزل ازجمله کارهای او محسوب می‌شود.

در تلویزیون نسبت به سینما نقش‌های ماندگار و بهتری بازی کرده‌اید؟

بله، این شانس را داشته‌ام که در تلویزیون با کارگردان‌های مطرح و درجه یکی مثل سیروس مقدم، احمد امینی، اکبر خواجویی و بهروز شعیبی همکاری کنم.

یکی از نقش‌های شاخص شما بازی در سریال پرده‌نشین به کارگردانی بهروز شعیبی است.

در این سریال در نقش یک زن روحانی ـ که زن اثرگذار و کنشمندی است ـ بازی کردم و بازیگر نقش مقابلم نیز هومن برق‌نورد بود. یکی از نقاط قوت سریال پرداخت رئالیستی کارگردان به زندگی مردم عادی و روحانیون بود.

در چند سریال پرمخاطب مثل زیر هشت و مدینه با سیروس مقدم همکاری داشتید.

سیروس مقدم یکی از بهترین کارگردان‌های تلویزیون است که می‌داند چطور با مخاطب ارتباط برقرار کند. در این دو کار مقدم با بازیگران مطرح و درجه یکی مثل آتیلا پسیانی، امیر جعفری و پریوش نظریه بازی داشتم.

دو سال قبل هم در سریال محرمی فرات حضور موفقی داشتید.

بله، سریال خوبی بود که بازیگران ارزشمندی نظیر اکبر زنجانپور و حسن پور‌شیرازی در آن بازی داشتند.

در تلویزیون بتدریج با ساخته شدن سریال‌هایی نظیر «دیگری» تصویر متفاوت و ملموسی از زن امروز ایرانی که در جامعه حضور موفقی دارد دیده می‌شود و کمتر تصویر کلیشه‌ای از زنان سینی چای به دست قابل دیدن است.

این نوع تحولات آرام آرام در ساختار سریال‌ها درخصوص شخصیت‌پردازی زنان به وجود آمده است و ماحصل یک روز و دو روز نیست. البته باید مواظب باشیم از این سوی بام هم سقوط نکنیم و به سمت سانتی مانتالیسم و ارائه تصویر غیرواقعی از زنان جامعه نرویم. در سریال «دیگری» تلاش کارگردان در این خصوص ارزشمند است.

آیا به خاطر ارائه چهره درست از زن ایرانی بازی در این سریال را پذیرفتید؟

با مرجان اشرفی‌زاده در تله‌فیلم «عصر بارانی» سابقه همکاری داشتم و از نحوه کارش آگاه بودم. سابقه دوستی‌مان هم به زمان تحصیل در دانشگاه برمی‌گردد. در حین شروع کار با یک طرح کلی روبه‌رو بودیم و با کامل شدن فیلمنامه متوجه شدم با این که در آخرش نویسنده به سراغ آرمانگرایی می‌رود، اثر خوب و موجهی است.

آیا با کارگردان درباره نظرات خود و آرمانگرایی پررنگ پایان سریال حرف زدید؟

کارگردان هم به این مساله آگاه بود و باید در نظر داشت که در تلویزیون کار می‌کنیم و باید منطبق بر شرایط کلی در تلویزیون فعالیت کرد و بیشتر اعمال چنین ویژگی‌هایی در سینما قابل انجام است. باید با معیارهای رایج در تلویزیون کار کرد.

شما با پایان‌بندی رئالیستی موافق بودید؟

بله، پایانی رئال و واقعگرایانه که عین زندگی واقعی باشد. البته نظر مخاطب هم درباره پایان‌بندی فعلی سریال مهم است.

به نظرم رابطه سه‌نفره موجود بین شخصیت‌های اصلی سریال خیلی درست و حساب‌شده از کار درآمده است.

ساختار کلی سریال ‌تر و تمیز و مناسب است و همه چیز درست سرجایش قرار دارد و رابطه بین این دو زن و مرد درست تعریف شده است.

فریبا قاسمی ـ نقشی که شما بازی می‌کنید ـ به لحاظ شغلی زندگی موفقی دارد، اما احساس تنهایی می‌کند و به همین دلیل قصد ازدواج دارد.

فریبا با این مرد در زمان تحصیل همکلاسی بوده و چون از شهرستان برای تحصیل به تهران آمده، اعتماد به نفس کافی در روابط اجتماعی در آن دوران نداشته و به همین دلیل بتدریج رابطه اش با خانواده هم کمتر شده، او عاشق این مرد می‌شود. البته از دور و بدون این که ابرازش کند و تا زمان حال که مرد از او خواستگاری می‌کرد به مرد رویاهایش می‌رسد.

واکنش‌ها در قبال این سریال و بازی‌تان چگونه بود؟

خوشبختانه واکنش‌ها خوب و مثبت بوده و از این که توانسته‌ام با یک کارگردان زن همکاری و تعامل خوبی داشته باشم اظهار رضایت دارم. این سریال جزو تجربه‌های موفق بازیگری‌ام در تلویزیون است و خیلی از مردم در کوچه و خیابان درباره سریال و نقشم اظهارنظر می‌کنند.

آیا بازی در نمایش «نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم» را به خاطر متن متفاوت آن یا جسارت و توانایی جابر رمضانی به عنوان یک کارگردان جوان انتخاب کردید؟

کارهای گذشته جابر رمضانی را دیده بودم و به سبک و نوع نگاهش در تئاتر علاقه داشتم. سلیقه من در تئاتر به سمت ناتورالیسم و رئالیسم صرف نیست. گاهی مواقع کارهای خوبی در این دو حوزه به من پیشنهاد می‌شود و بازی‌شان می‌کنم، اما به کارهایی علاقه بیشتری دارم که برای مخاطب تفکربرانگیز است و همه چیز را لقمه نمی‌کند که راحت در دهان تماشاگر قرار بگیرد. نمایش‌هایی از جنس نمی‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم تفکربرانگیز است و در این نمایش نظرات ارزشمندی از مخاطب دیدم.

ایفای نقش‌هایی که ایستا و ساکن است، چه ویژگی‌هایی دارد؟

کار همه بازیگران سخت و کلا فضای نمایش ایستا است و بازیگر حرکتی در صحنه ندارد و تا به حال برای بازی در نمایشی این حد انرژی صرف نکرده بودم. بازیگر زمانی که در صحنه حرکت می‌کند خیالش راحت است که با بدن و حرکاتش می‌تواند چیزهای زیادی را در حین بازی به مخاطب منتقل کند، اما در اینجا به این فکر هستم که با وجود ساکن بودنم چگونه می‌توانم به شکل موثری حس‌هایم را منتقل کنم.

آیا ماجان تزلزل شخصیتی دارد؟

بله، ماجان در ضمن نگران بچه‌ها و فرزند گمشده‌اش هم هست و در نوع حرف زدنش این مسائل تاثیر دارد. در اولین نمای معرف از ماجان توسط دیلماج متوجه می‌شویم او از فرط گریستن رمق و نایی برای حرف زدن ندارد و منقطع و بریده‌بریده حرف می‌زند.

مسعود علی محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها