مدتی است که میرزا ادریس از دوره قاجار به لحظه اکنون رسیده و تا اثر معجون باقی است، در کنار ما زندگی میکند. خدا را چه دیدهاید شاید از کنار شما هم گذشته باشد و نشناختیدش. از روزی که رسیده تصمیم گرفته مشاهداتش را بنویسد و در سفر به دوره خودش از آینده، خبرهای درست و درمان برای مردمانش ثبت کند. از این به بعد بخشی از مشاهدات و یافتههای این بزرگوار را در همین ستون خواهید خواند:
بسم الحبیب، تصدقت گردم کاغذ فرستادم خدمتتان هم رفع دلتنگی نموده هم خاطر عزیزتان آسوده گردد که بحمدالله بعد خوردن معجون عیب در ما نیفتاد. سرگیجه مختصری عارض شد از حال رفتیم و چشم واکردیم خود را در عمارتی یافتیم. عمارتی در کوچه ملک الکلامی بهارستان طهران. اتراق کرده و امور میگذرانیم. راضیایم الحمدلله. عمارت مجللی نیست. دو اتاق دارد و یک مطبخ نیمبند و یک حمام و مبال... سوال کردیم گفتند آپارتمان نام دارد. خلقتی خدا چه چیزها! این طهران لاکردار به غایت شلوغ شده و خبری از توتستانها و انارستانها و... نیست و فوقالنهایه متعجبیم. از سردرد عارضه بر اثر نوشیدن معجون هنوز مختصری ناخوشیم. فلذا استراحت نموده و از فردا صبح به گشت و گذار در طهران پرداخته، کاغذ مینویسیم، شرح ما وقع میکنیم تا آن ارسلان خان چشم ترکیده لفظ نیاید که ادریس مجنون شده. زیاده فرمایش نداریم. عزت زیاد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....