jamejamonline
فرهنگی سینما و تئاتر کد خبر: ۱۰۶۹۵۸۵ ۱۳ شهريور ۱۳۹۶  |  ۰۳:۴۵

وقتی به کارنامه فرهنگی کشورمان نگاه می‌کنیم بحثی به نام اولویت‌ها مطرح نیست! شاید دغدغه پرداختن به موضوع مفاخر هم وجود داشته باشد، اما لزوما دغدغه‌مند بودن به معنای اولویت داشتن و در نظر گرفتن سهم ویژه برای این مقوله نیست.

سینمای نخبه‌گریز

این قضیه و نقیصه البته منحصر به سینما نیست و سایر بخش‌های فرهنگی را هم شامل می‌شود. بنابراین نه تنها در مورد زندگی بزرگان و مشاهیر فیلمی درخور توجه ساخته نشده بلکه در مورد زندگی بزرگان انقلاب و شهدای انقلاب و مدافع حرم هم فیلمی نمی‌بینید. مشکل اینجاست چیزی به نام اولویت‌بندی در اختصاص بودجه‌های دولتی به فیلم‌ها وجود ندارد. بودجه‌های تخصیص داده‌شده هم معمولا از طریق روابط مرسوم و ارتباطات است. در نتیجه در این مسیر خواست تهیه‌کننده و کارگردان است که تبدیل به فیلم می‌شود، نه نیاز جامعه، به این معنا که تولید در ایران از دغدغه و خواست تهیه‌کننده و کارگردان است که آغاز می‌شود و مدیر معمولا در اتاقش نشسته تا طرحی را تصویب کند و متعاقب آن و بر اساس ضوابط موجود بودجه اختصاص داده شود و تصمیم‌گیرنده مضمون فیلم نیست. سینمای ایران سینمای مولف است. یعنی چیزی ساخته می‌شود که خود هنرمند بخواهد. در سینمای ایران معمولا کارگردان‌ها براحتی حاضر نیستند کارهایی که خارج از دایره ذهنی‌شان است، انجام دهند. در صورتی که در دنیا بسیاری از کارگردان‌ها کارهایی سفارشی برای حفظ تاریخ و ارزش‌های کشورهایشان انجام داده‌ا‌ند.

بحث دیگر تغییر ذائقه مخاطب ایرانی است. در سینمای ما وقتی ذائقه مخاطب تغییر کرده دیگر نمی‌توان از بخش خصوصی و دولتی توقع داشت که در این حوزه سرمایه‌گذاری کند که متعاقب آن با شکست تجاری روبه‌رو شود. ما انگار دیگر توانایی نگارش فیلم‌هایی که بتواند چنین مضامینی را دراماتیزه کند نداریم و صرفا توانایی نگارش‌مان رفته به سمت و سویی که مخاطب ببیند و بپسندد.

محمدحسین نیرومند

منتقد سینما

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

گفتگو

بیشتر
خیلی هم موفق هستم!

گفت‌وگو با لاله صبوری، بازیگر باسابقه تلویزیون که حالا چند سالی است دیگر نقش‌های پررنگی بازی نکرده است

خیلی هم موفق هستم!

پیشنهاد سردبیر بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر