اطلاع رسانی و آموزش از طریق رسانه ای چون تلویزیون در نسبت با دیگر رسانه ها به مراتب اثر بخشی بیشتری دارد ؛ پس تربیت و تعلیم نیز از این قاعده برکنار نیستند. در خصوص برنامه های نوجوانان که گروه سنی خاصی را شامل می شوند، مهمترین بخش برنامه سازی به مراحل پیش تولید آن باز می گردد. این که اصلا نوجوان کیست؛ چه دغدغه هایی دارد؛ در جامعه فعلی ما چند درصد آنها مونث و چند درصد آنان مذکرند؛ اوقات فراغت به تعبیر آنها چیست؛ تفریح این گروه سنی؛ مسائل و مشکلات روحی و روانی آنها؛ تعریفشان در جامعه و متعاقب آن مشخص کردن جایگاهشان؛ خوراک فکری آنها؛ و پرسشهای بیشماری از این دست در واقع مخاطبان برنامه را مشخص می کند. پاسخ به هر یک از پرسشهای فوق نیز می تواند محوری موضوعی برای ساخت برنامه ای با هدف و رویکردی معین باشد. به بیانی ، هر یک از پرسشها و پاسخ به آنها از زوایای مختلف از همان ابتدا باید با حضور کارشناسان آموزش و پرورش ، روان شناسان ، جامعه شناسان و متخصصان رسانه بررسی شود. این تحلیل های تخصصی قادر خواهد بود ضریب خطا را در برنامه به حداقل برساند.
از سویی ، موضوعی از جهات و ابعاد مختلف مورد ارزیابی و از سوی دیگر، همزمان با تهیه و تولید برنامه مورد نقد واقع می شود. ارتباط مستقیم با خود نوجوانان و نظرسنجی از آنان نیز توفیق بیشتری را برای برنامه سازان و برنامه به ارمغان خواهد آورد. تعامل با این گروه سنی و پرورش آنها یعنی برقراری ارتباط و تربیت نسلی که چندی دیگر حضوری فعال در عرصه های مختلف جامعه دارند. غالب برنامه هایی که برای این رده سنی در تلویزیون ساخته می شوند و روی آنتن می روند، به مسائل و مشکلاتی معطوف می شوند که تکراری اند و به روز نیستند. این در حالی است که نوجوان امروزی به واسطه همان دنیای مجازی که ماهواره و اینترنت در خلق آن سهم ویژه ای داشته و دارند، تعریف و مشخصات دیگری را از آن خود می کند. بسیاری از آنها به دنبال تعاریف جدیدی از موضوعاتی هستند که بیشتر جهانی است تا قومی و ملی و کشوری و اکنون احتمالا ضرورت تغییرات بنیادین در ساختار برنامه ها را در کنار مخاطب شناسی دیگر می توان امری بدیهی فرض کرد. ساختار برنامه های نوجوانان از ابتدا تا اواسط دهه 70 مطابق با همان ساختاری بود که در سالهای اولیه طراحی شده بود.
راه اندازی شبکه های جدید و نیاز این گروه سنی ، مسوولان را بر آن داشت تا تولید برنامه هایی را در راس کار قرار دهند که صرفا مخاطب نوجوان را در برمی گرفت. حالا دیگر برنامه ها، هویت یافته بودند و مختص نوجوانان به شمار می رفتند. مجری ، دکور و آیتمهای مختلف برنامه تغییر یافتند و نحوه اجرا نیز از آن حالت خشک و جدی به حالتی خودمانی و صمیمی تبدیل شد. ظاهر مجریان ، نوع پوششان ، لحن و گویش آنها نیز به نوعی انتخاب شد تا مخاطب بیشتری جذب و با برنامه ها همراه شود. دکور برنامه هم با عنوان کلی آن یعنی نوجوان و نوجوانی همخوان شد. با وجود تضاد رنگها، نورهای تند، استفاده از رنگهای زنده و شاد که به برنامه ریتم و پویایی خاصی می بخشید، حکایت همچنان باقی بود ؛ حتی پخش نماهنگ ، استفاده از گزارش و دعوت از خود نوجوانان نیز نتوانست بیش از مدتی برنامه را به اصطلاح جذاب نگاه دارد و توفیق برنامه هایی چون «اکسیژن» (شبکه دوم)، «پل» (شبکه سوم)، «یخ دربهشت » (شبکه اول)، «نیم رخ» (شبکه اول) سبب شد سازندگان با گرته برداری و تقلید از این سبک ، برنامه هایی با همین سبک و سیاق تولید و پخش کنند، در حالی که تعریف نوجوان جامعه در آن دوران بسیار متفاوت از مفهوم نوجوانی در این سالهاست. وجه آموزشی و اطلاع رسانی هم که جزو اهداف اصلی برنامه سازان و سیاستگذاران بود، کم کم رنگ باخت و امروزه دیگر محو شده است. به عبارتی ، باتوجه به تغییراتی که در این مدت صورت گرفته و می گیرد و سرعت عجیب جایگزینی مفاهیمی به جای مفاهیمی دیگر، برنامه سازان بدون در نظر گرفتن جامعه و نسل کنونی و دغدغه ها و مفاهیم همچنان در برنامه سازی همان روند سابق را دنبال می کنند. نهایتا نوجوان امروزی به آموزش و اطلاعاتی نیاز دارد که بیانگر ماهیت او باشد. او باید بداند کیست و چه مسوولیتی دارد. تشریح این مسائل در قالب بصری با رسانه ای چون تلویزیون بهترین نتیجه را حاصل خواهد کرد. ساخت برنامه هایی درباره ایران و تمدن کهنش ، مطرح کردن مفاهیم و دغدغه های فلسفی و وجودی به بیانی ساده در قالب فیلم و سریال ، آشنایی با اساطیر و کهن الگوها، ادبیات کهن ، آیین های قومی و ملی ، تاریخ ملل و آداب و رسوم هر یک ، طرح مباحث دینی و اخلاقی و آموزش مهارت های زندگی ، به کارگیری خلاقیت و استعدادها از وظایف اصلی تلویزیون در مقام رسانه ای آموزشی است.
با تکیه بر ظرفیت های تلویزیون در آموزش و اطلاع رسانی توامان باید در آگاه سازی و به راه انداختن جریانهای فکری نه تنها برای نوجوانان که تمام مردم قدم برداشت و هویت و ماهیت ایرانی مسلمان را در دنیای کنونی بار دیگر معنا بخشید. در شکل کنونی ، برنامه ها با همان روند یاد شده تولید می شوند؛ روندی که در سالهای اخیر کمترین تاثیرگذاری را داشته و دارد. همزمانی پخش برنامه ها نیز از دیگر ایرادهای اساسی است. سیمای نوجوان در ساعت 18از کانال اول پخش می شود و برنامه نوجوان در ساعت 18.15از کانال دوم روی آنتن می رود. البته در این میان برنامه «ساعت به وقت جوانی» هم که به مناسبت فصل تابستان و اوقات فراغت نه تنها برای نوجوانان که جوانان تهیه و تولید شده ، به مسائل هر دو گروه می پردازد. آنچه در این میان باید از دست رفته تلقی شود ؛ همان رسالت و هدف اولیه و اصلی است که بارها و به روشهای مختلف آن را یادآور شدیم. هنوز هم دیر نیست ، می توان فردا را نقطه آغاز و شروع فرض کرد و بنا نهاد.
| مخاطب و خواسته هایش شکل عملی و عینی تعلیم و تربیت و آموزش در کنار سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت جامعه را می توان در رسانه ها مشاهده کرد. در اینجا تمام رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی مدنظر هستند. از کتاب ، نوارهای کاست ، ویدئویی ، سی دی و دی وی دی های آموزشی گرفته تا مجلات و روزنامه ها، فیلم سینمایی ، تلویزیون ، اینترنت و ماهواره در این میان اما رسانه های بصری اهمیت ویژه ای دارند و باز درمیان این رسانه ها، تلویزیون به واسطه عمومی و فراگیر بودنش تاثیرگذارتر است. به همین علت ، یکی از مهمترین اهداف هر تلویزیون و شبکه ای ، چه دولتی و چه خصوصی ارسال پیام و تبیین سیاست مورد نظر، بهترین شیوه انتقال پیام ، شناسایی مخاطب و جذب او و در پی آن تاثیرگذاری است. یعنی همان آموزش و پرورش در کنار جذابیت بصری. در نتیجه ، تهیه و تولید برنامه ای در تلویزیون از همان ابتدا با شناخت مخاطب و خواسته هایش همراه است. |