در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، اوایل سال 94 سقوط مرگبار مردی ازطبقه سوم خانهاش در یکی از محلههای مرکزی تهران به بازپرس جنایی تهران گزارش شد . تحقیقات ماموران برای مشخص شدن علت این سقوط آغاز شد. این در حالی بود که همسر این مرد مدعی بود در حال نظافت خانه بوده که شوهرش به خانه میآید و وی در حال کار، صدای افتادن فردی را در حیاط میشنود و وقتی خود را مقابل پنجره میرساند با پیکر شوهرش روبهرو میشود.
تحقیقات برای مشخص شدن ماجرای مرگ مشکوک این مرد ادامه داشت تا اینکه با گذشت دو سال، چند روز پیش یکی از همسایههای مرد فوت شده به اداره پلیس تهران رفت و اطلاعاتی جدید در اختیار ماموران قرار داد. این زن به افسر تحقیق گفت: پسرم، با فرزند این خانواده بازی میکند. چند روز قبل پسر این زوج به فرزندم گفته بود از مادرش میترسد، زیرا او پدرش را به حیاط هل داده است. با شنیدن این حرفها گمان کردم شاید فرزند همسایه خیالبافی میکند. بنابراین روز بعد با پسر همسایه حرف زدم. او خیلی ترسیده بود. میگفت به مادرم حرفی نزنید، چون مرا کتک میزند. او خیلی وحشتزده بود. گمان میکنم گفتههای او حقیقت داشته باشد .
زن جوان در حالی که خانهاش را تغییر داده بود، چند روز پیش شناسایی و بازداشت شد.
وی دیروز به دادسرای جنایی منتقل شد و در جریان تحقیقات قضایی گفت: من در ازدواج نخستم در حالی که دختری هشت ساله داشتم با شکست روبهرو شدم.
شوهرم معتاد بود و شیشه مصرف میکرد. زمانی که من و دخترم به شمال سفر کرده بودیم، او در خانه خودکشی کرد. مدتی بعد از آن با کامران ازدواج کردم. شب حادثه کامران در حال شیشه کشیدن بود که پایپ او را گرفتم و از پنجره به بیرون پرت کردم. بعد مشغول کار شدم که او خودش را به پایین پرت کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: