تصویر مجازی زندگی

دیرزمانی است برنامه های خانواده در جدول پخش تلویزیون و در شبکه های مختلف جزو برنامه های روزانه به حساب می آیند و با ساختاری نسبتا مشابه همچنان در حال پخش اند.
کد خبر: ۱۰۲۴۵۳

البته شباهت ساختاری این دسته از برنامه ها هم به سیاستگذاری و چارچوب هایی بازمی گردد که سازمان از همان ابتدا برای برنامه سازی در این گروه تعریف کرد و هم به گرته برداری خود سازندگان و تولیدکنندگان . بی شک سیاست های سیما نه در این باره که سایر بخشها در راستای سیر تحولات سیاسی ، اجتماعی و سرعت تبادل ارتباطات نیاز به بازنگری کلی و تغییراتی اساسی دارد. گو این که تعدیل هایی دیده شده و می شود اما با روند تغییرات در جامعه همگام نیست. دیگر ثابت شده که شناخت مخاطب و درک خواسته ها و نیازهای او از ارکان اصلی برنامه سازی است.


براستی مخاطب برنامه های خانواده با توجه به زمان پخش و محتوای آنها چه کسانی هستند؛ طبق آمارها غالبا زنان و گاه دختران نوجوان و جوان... اما آیا خواسته و نیاز عمده زنان و دختران ما در جامعه کنونی ، آن هم در جایگاه مادران فعلی و آینده که وظیفه ای خطیر چون پرورش و تربیت نسلها را به عهده دارند ، همین هایی است که در بخشهای مختلف برنامه ها شاهدیم؛ یعنی با توجه به تغییرات اجتماعی و فرهنگی همچنان دغدغه زنان جامعه کنونی ما، ساخت گلهای مختلف چینی ، چرمی ، پارچه ای و کاغذی یا تزیینات میوه ها و سبزی ها ، همین طور طرز پخت انواع و اقسام شیرینی و دسر و... و در نهایت گوش سپردن به سخنان عده ای کارشناس تربیتی ، روان شناس و پزشک است؛ قصدم نفی و انکار این نیازها نیست و نیک می دانم که تلویزیون رسانه ای است فراگیر و عمومی و برنامه سازی در آن باید به گونه ای باشد که بتواند اکثریت قریب به اتفاق مخاطبان را فارغ از قشر و طبقه و سن و جنسیت و... جذب و با خود همراه سازد. گو این که این برنامه ها همان طور که اشاره شد ، مخاطب خاص خود را دارند و در این میان به خاطر داشته باشیم تلویزیون وظیفه و اهدافی نیز دارد که اطلاع رسانی ، ارتقای فرهنگ و دانش عمومی ، ترسیم الگوهای رفتاری مناسب در اجتماع ، آموزش و تربیت توامان و... در راس آنهاست و نه صرفا پر کردن اوقات و سرگرمی سازی . در نتیجه اگر بپذیریم تلویزیون به عنوان رسانه ای جمعی قدرت تاثیرگذاری بر ابعاد اجتماعی و فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی جامعه ای را دارد باید سیاست های آن را در راستا و منطبق بر اهداف حکومت و دولت بنا نهاد. در جامعه و حکومت اسلامی تعریف خانواده جدای از تعریف زن نیست . جایگاه و نقش زن در خانواده و اجتماع و وظایف او در این دو عرصه از مهمترین مباحث است. به بیانی تعریف و شناخت دقیق زن و ویژگی های او ، کشف ابعاد درونی ، سیر تعالی روحی اش و... می تواند به تعریف و شناخت خانواده منجر شود. جای خالی چنین مباحثی در برنامه خانواده بسیار مشهود است و با توجه به تحولات روز افزون دنیای مدرن می توان تبیین این موضوعات را از نیازهای ضروری جامعه و مخاطب دانست و البته در این میان تلویزیون با توجه به ویژگی های منحصر به فردش در نحوه ارائه صحیح این موضوعات نقش بسزایی دارد. حالا آن که غالبا این نوع مباحث در برنامه های تخصصی یا مناسبتی آن هم فقط با حضور کارشناسان دینی مطرح می شود. اما بدون تردید راهیابی این مباحث به برنامه های خانواده با حضور کارشناسان ، محققان ، جامعه شناسان و... از مناظر مختلف برنامه سازان را قادر خواهد ساخت تا در کنار آموزش و پر کردن اوقات فراغت عملا زنان را با موضوعات جدی و مباحث عمیق تری مواجه کنند و در خلال این رویارویی این گروه از مخاطبان همزمان با نوعی بازیابی هویتی ، نقش و جایگاه واقعی خود را نیز بازخوانی کنند. به طور مثال اساسا ماهیت زن در اسلام و ادیان دیگر، در فلسفه ، در هنر ، در ادبیات و شعر و... از منظر اندیشمندان و کارشناسان مورد بررسی قرار می گیرد. در چنین رویکردی توجه زنان ناخودآگاه به هستی موجودی به نام زن معطوف می شود و درک و شناخت آنان هم از این موجود و هم از خلق و وجود و زیستن و زندگی کامل و کامل تر می شود.

خطاها را به حداقل برسانیم

اما از موضوع مورد نظرمان خیلی هم دور نشویم و بپردازیم به آنچه تحت عنوان برنامه های خانواده روی آنتن می رود. اشاره کردیم که شبیه سازی نیز از جمله آفتهایی است که ضربات جبران ناپذیری را بر فرم و محتوای این برنامه ها وارد ساخته . در این برنامه ها مجری یا مجریانی هم اجرای برنامه را به عهده دارند و هم به نوعی بخشهای مختلف برنامه را به یکدیگر پیوند می دهند اما مشکل زمانی پیش می آید که همین مجری قرار است با کارشناس ، متخصص ، پزشک و... در بحثی شرکت کند. از آنجا که بسیاری از این حیطه ها تخصصی اند ، دانش منحصر به خود را می طلبند و طبیعی است که در این گونه موارد حضور فرد دیگری در کنار مجری که خود از موضوع مورد بحث آگاهی دارد ، می تواند بسیاری از خطاها را به حداقل برساند. در مورد آشپزی ، گلسازی و... که باز هم از بخشهای ثابت این گونه برنامه ها هستند می توان با کمی هوشمندی در کنار آموزش نکات دیگری را هم مطرح کرد و اطلاعات تازه ای را نیز به مخاطب ارائه داد. مثلا میزان کالری موجود در غذا یا مواد غذایی ، این که این خوردنی با چه ترکیباتی چاق کننده می شود و... یا با حضور کارشناس تغذیه ای در مورد کم و کیف خوراکی ها در خلال پخت و پز گفتگو صورت گیرد. مجله های مربوط به تغذیه یا کتابهای آشپزی در این بخش معرفی شوند و مثلا در صورت امکان غذا ، دسر ، شیرینی ای از کتاب انتخاب و از مولف دعوت به عمل آید و در برنامه طرز تهیه و طبخ آن نمایش داده شود. در مواردی هم به جای آشپزی به چیدمان میز یا سفره در میهمانی ها پرداخته و در کنار سرو غذا نحوه پذیرایی از میهمان که به نوعی احترام به اوست هم آموزش داده شود. یا مثلا در بخشهای مربوط به خیاطی ، جنس و نوع پارچه های متناسب با فصل و آب و هوا ، این که با توجه به اندام هر فرد چه نوع لباسی باید مورد استفاده قرار گیرد و نیز مطرح کردن مبحثی کلی چون «چه بپوشیم» می تواند علاوه بر ارائه اطلاعات و آموزش بر جذابیت برنامه نیز بیفزاید. خاصه آن که بررسی دقیق این گونه مباحث با حضور طراحان لباس و مد از بروز بسیاری از معضلات اجتماعی نیز جلوگیری می کند. اجازه دهید تا با مثالی بیشتر توضیح دهم مد و مدگرایی دست کم چند سالی است که به مشکلی بدل شده حال آن که اگر به صورت علمی و بادلیل و شواهد کافی به آن پرداخته و ریشه یابی می شد قطعا به این وضعیت بحرانی در نمی آمد. هر فرد با توجه به فیزیک بدنی و اندام ، موقعیت اجتماعی ، شغل ، وضعیت اقتصادی و... پوششی را برای بیرون از خانه انتخاب می کند ، گاه این لباس اصلا تعریف مشخصی دارد مثل لباس یا روپوش مدرسه ، لباسهای کارگران در کارخانه ، پزشکان ، پرستاران ، کارمندان دولت و... یا قرار است خود به آنها مفهومی دهیم . کافی است از طراح لباسی بخواهیم با دلایل علمی توضیح دهد که هر کس با توجه به فیزیک بدنی اش باید چگونه لباس بپوشد و چه لباسی انتخاب کند و در عین حال از کارشناسی بخواهیم توضیح دهد که هر کس با توجه به موقعیت اجتماعی اش باید چگونه ظاهری داشته باشد ، همین مبحث به ظاهر ساده می تواند در آسیب شناسی معضلی اجتماعی به کار گرفته شود. در مواردی هم می توان مثلا به جای آشپزی و طبخ ، طرز نگهداری و فریز کردن سبزی ها، مواد پروتئینی و... را آموزش داد یا حتی طرز استفاده از ظروف و کارکرد هر یک از انواع آنها را ، این که برای نگهداری ظروف تفلون چه باید کرد و اگر احیانا تفلون آسیب دید طبخ غذا در آن چه خطراتی دارد و...

افزایش آگاهی عمومی

در عین حال و با توجه به آن که بخشهای مختلف برنامه ها بسیار تکراری و شبیه به هم است ، می توان با توجه به ظرفیت هر یک از برنامه ها بخشهای جدیدی را در آنها تعبیه کرد. مثلا در برنامه «به خانه برمی گردیم» جای خالی آموزش فرهنگ آپارتمان نشینی دیده می شود. توضیح می دهم ، این برنامه از کانال پنج پخش می شود و به نوعی استانی محسوب می شود. همزمان با ساخت وساز بی رویه در تهران ، احداث مجتمع های آپارتمانی رونق یافت و حال یکی از مشکلات غالب پایتخت نشینان سکونت در این مجتمع هاست . رفع کردن مشکلات این قشر که کم هم نیستند ، می تواند از سویی هم به آموزشی عمومی بدل شود و هم نوعی فرهنگ سازی کند اما در شبکه های 1 ، 2 و 3 که به ترتیب سیمای خانواده ، تصویرزندگی و خانه مهر را در جدول پخش خود دارند هم می شود تغییراتی لحاظ کرد به طور نمونه معرفی کتاب ، فیلم ، موزه ها و... به منظور آگاهی عمومی خانواده ها در آنها گنجانده شود ، چرا که این شبکه ها سراسری اند و هر یک تعریف خاص خود را دارند که به این مورد بعدها و در مباحث بعدی بیشتر خواهیم پرداخت . در راستای این تعریف ، اهدافی از زمان تاسیس هر یک از این شبکه ها مد نظر مدیران و مسوولان بوده و هست. می دانیم در کنار برنامه سازی در تلویزیون ، فرهنگ سازی ، آموزش و تعلیم نیز خواسته یا ناخواسته صورت می گیرد. تاثیر تلویزیون بر وجوه زندگی ما غیرقابل انکار است . می توان با استفاده از همین قدرت با انرژی و صرف هزینه و وقت کمتر نسلها را پرورش دهیم ، خانواده ها را استحکام بخشیم ، قانون مندی را ترویج دهیم و... و در نهایت هستی را از منظرهای گوناگون قرائت کنیم و زنان را وادار سازیم تا مسوولیت و تعهد خود و نیز نقش و جایگاه حقیقی خویش را به یاد آورند. حقیقتی است ، مادر با یک دست گاهواره و با دست دیگر دنیا را تکان می دهد.

شبنم میرزین العابدین
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها