ترامپ؛ از تهدید تا فرصتی تاریخی

دونالد جان ترامپ، این پیرمرد عبوس 70 ساله آمریکایی، در نزدیک به یک ماهی که از شروع به کارش به عنوان چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا می‌گذرد، سعی کرده است با موضعگیری‌های تند و آتشین خود در هر دو بعد داخلی و خارجی،‌ چهره‌ای متفاوت از خود نشان دهد.
کد خبر: ۱۰۰۱۲۴۶

از مخالفت بی‌محابا با رسانه‌ها و نظرسنجی‌های داخل آمریکا تا خط و نشان برای سایر کشورها اعم از دوست و دشمن. عربستان را گاو شیرده‌ای می‌داند که باید دوشیده شود. سر نخست‌وزیر نیوزلند در تماس تلفنی فریاد می‌زند و تلفن را بدون خداحافظی قطع می‌کند. پسوند اسلامی را به تروریسم می‌چسباند و عزم خود را غلبه بر آن معرفی می‌کند. ایران را کشوری جسور و ناسپاس از نرمش ظاهری اوباما معرفی می‌کند و سعی می‌کند خود را خشن‌تر از قبلی‌ها و دارای برنامه معرفی کند. این چهره حق‌به جانب که در زمان‌های تبلیغات انتخاباتی‌اش تقریبا همه نهادهای عمومی آمریکا را فاسد،‌ متقلب و ابزار دست می‌خواند و نظام انتخاباتی را معیوب می‌دانست، مگر آن‌که به انتخاب وی منجر شود،‌ به یکباره از بیستم ژانویه 2017 که ساکن کاخ سفید شد،‌ مشروعیت همه نهادهای این کشور فاسد را پذیرفت و کار خود را شروع کرد.

ما انسان‌ها در تحلیل‌های خود بویژه درباره مسائل سیاسی، همواره دو زاویه نگاه یا عینک داریم یا خوشبینانه به روند اتفاقات نگاه می‌کنیم و همه چیز را کاملا طبیعی و برآمده از ساختار موجود می‌بینیم یا بدبینانه نگاه می‌کنیم و همه رویدادها را ناشی از یک برنامه‌ریزی قبلی و دست‌های پشت پرده می‌دانیم. همان «تئوری توطئه».

نگاه دلاری در تعلق حزبی

تجربه شش سال زندگی خبرنگاری در نیویورک نگاه میانه‌ای از دو زاویه فوق‌الذکر را به ویژه درباره آمریکایی‌ها به من آموخت. برخلاف تصور برخی‌ها که هر اقدام و واکنش آمریکایی‌ها را برگرفته از یک نقشه و برنامه قبلی می‌دانند و روی کارآمدن دونالد ترامپ را نیز بخشی از این پازل از قبل طراحی شده نظام سرمایه‌داری ارزیابی می‌کنند، معتقدم آمریکایی‌ها برای رویدادهایی که خارج از اراده آنها رخ می‌دهد نیز «هنر» برنامه‌ریزی و تبدیل آن «تهدید» به «فرصت» را دارند. به عنوان نمونه،‌ همین دونالد ترامپ که زمانی نه‌چندان دور،‌ دموکرات بود و بعدها جمهوریخواه شد و بعد از آن حزب سومی را برگزید، در انتخابات اخیر آمریکا ابتدا تمایلی به حزب جمهوریخواه نشان نداد، ولی در میانه راه خود را به این حزب تحمیل کرد. ترامپ از همان هفته‌های نخست تبلیغات انتخابات، مخالفانی جدی در میان جمهوریخواهان داشت، ولی عقلای این حزب وقتی نشانه‌هایی از احتمال موفقیت وی را دیدند، در نشست ملی و نهایی حزب، مخالفان را متقاعد و نهایتا ترامپ را به عنوان نامزد نهایی حزب جمهوریخواه معرفی کردند. این اقدام بدنه عاقله حزب جمهوریخواه که زمانی ترامپ را یک « تهدید» تلقی می‌کرد، آن را به «فرصتی» برای چینش مجدد مهره‌های خود در ارکان اجرایی آمریکا تبدیل کرد و اکنون جهان شاهد حضور چهره‌هایی بسیار تندرو از میان جمهوریخواهان در سطوح مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی آمریکاست.

«امنیت فروشی» بازاری

اما این‌که چرا ترامپ و اطرافیانش با چنین ادبیات تندی شروع کرده‌اند،‌ معقتدم ذیل نگاه کاسب‌کارانه ترامپ، این تیم مشغول فضاسازی برای «امنیت‌فروشی» است؛ یعنی همان‌طور که به‌صراحت هم گفته است، اگر قرار است آمریکا ضامن «امنیت» شرکای خود مانند عربستان و ناتو باشد، این شرکا باید هزینه آن را به «کدخدا» بپردازند.

برای تحقق این هدف،‌ ترامپ و تیمش مجبورند خود را عصبانی از وضع موجود نشان دهند و قواعد جاری و حاکم بر نظم بین‌الملل را که اتفاقا در همه سال‌های‌ چند دهه اخیر، ضامن منافع آمریکا بوده است ناکافی و ناقص جلوه دهند تا کشورهای جهان را بیشتر بدوشند. در این فرآیند حتی ممکن است برای این‌که خود را جدی نشان دهند،‌ سنگی را هم به سمت کسی پرتاب کنند و در جنگ رسانه‌ها،‌ با بزرگنمایی آن درگیری محدود، خود را قاطع جلوه دهند.

قُلدری محله

روزنامه حُرّیَت ترکیه چند روز پیش درباره پیش‌بینی رفتار احتمالی ترامپ نوشت: «او ابتدا یک نقطه تنش در دنیا ایجاد خواهد کرد، سپس در آنجا یک دشمن تشکیل خواهد داد، سپس تمامی دقت‌ها را به آن نقطه معطوف خواهد کرد، به عبارت دیگر برای این که قدرت خود را ثابت کند، مانند الواط و قلدرهای محل، به دنبال یک نفر برای کتک زدن است. ابتدا سراغ چین رفت. اکنون بشدت به ایران می‌توپد. منتظریم ببینیم در مساله سوریه چه خواهد کرد؟ در موضوع پناهجویان، آشکارا اروپا را متهم کرد. در مرز مکزیک دیوار می‌کشد. مشکل ویزا برای مسلمانان ایجاد کرد. می‌توان گفت از روز روی کار آمدن، حتی یک پیام مثبت به دنیا نداده و همواره راهبرد ایجاد دو قطب طرفدار و مخالف خود را در دنیا دنبال می‌کند.»

اما متغیر تاثیرگذار بر رفتار احتمالی مستاجران جدید کاخ سفید، بدهی ملی و نجومی آمریکاست که همین روزها رکورد تاریخی 20 تریلیون دلار را هم خواهد شکست.‌ مشاهدات میدانی من در نیویورک و واشنگتن و نیز برخی دیگر از شهرهای آمریکا که مجوز سفر به آنها را گرفتم، در ساده‌ترین سطح از نیاز به بازسازی زیرساخت‌های تقریبا‌ فرسوده شهرها اعم از جاده‌ها و پل‌ها و اماکن عمومی حکایت داشت. مشکلاتی که نامزدهای انتخابات اخیر این کشور و بویژه خود ترامپ،‌ بارها به آن اشاره و از دولت اوباما در بی‌توجهی به این بازسازی‌ها بشدت انتقاد کردند.

چهره‌ای بدون روتوش

در آمریکای امروز بسیاری از خدماتی که به بودجه عمومی یا همان دولتی وابسته هستند، با کاهش مستمر بودجه تخصیصی و در نتیجه کاهش نیروی انسانی و بالطبع کیفیت خدمات مواجه‌اند. طرح بزرگ خدمات بهداشتی دولت دموکرات قبل معروف به « اوباماکر» نیز به‌رغم امیدهایی که برای حدود 40 میلیون شهروند فاقد بیمه آمریکا ایجاد کرد، با تهدیدهای دولت جدید جمهوریخواه در آستانه تعلیق است. بنابراین توان اقتصادی ضعیف شده آمریکا، در عمل اجازه لشکرکشی وسیع را شبیه آنچه در افغانستان و بعد عراق رخ داد، به سردمداران کاخ سفید نمی‌دهد. امروز جهان شاهد چهره واقعی آمریکاست. چهره‌ای بدون روتوش و بزک.

امید که تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان دولت‌های جهان،‌ از این «فرصت تاریخی» بیشترین بهره را ببرند و بر داشته‌ها و توان داخلی خود بیش از پیش اتکا کنند.

ابراهیم شکوری/ خبرنگار و مدیر سابق دفتر خبری صداوسیما
در نیویورک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها