بشر از نخستین روزی که نگاه خود را به جهان اطراف انداخت و کنجکاوانه شروع به بررسی جهانی کرد که وی را در خود
فرا گرفته بود ، متوجه نظمی شد که در آسمان و در حرکت زمین و زمان وجود داشته است.
کد خبر: ۹۹۹۹۱
وی بر مبنای ساده ترین رویدادهای تکرار شوند دست به انتخاب ابزارهای طبیعی زد که بتواند با کمک آنها حساب زمانها را نگاه دارد. ماه در این بین شاید اولین جرمی بود که با توجه به تغییرات منظم و آشکاری که از خود نشان می داد و در آسمان اندک اندک از حالت هلالی تازه به بدری کامل تبدیل می شد و دوباره راه نزول را طی می کرد ، به عنوان مینایی برای تقویم در نظر گرفته شد و یک دوره گردش آن معادل یک ماه در نظر گرفته شد اما بررسی های جدی بعدی انسان را به واقعیت نامحسوس اما دقیق تری راهنمایی کرد و آن حرت ظاهری خورشید در آسمان بود. حرکتی که امروزه همگی به خوبی دلیل آن را می دانند اما در آن زمان باید برای آن فرضیات زیادی دوخته می شد اما این فرضیات هر چه بود توانستند کمکهای زیادی را به مردمان کهن بکنند و آنها واقعیات زیادی را از جهان اطراف کشف کردند. واقعیت های که گاه گاه با جشن ها و آیین های مردمی نیز پیوند می خورد و در دل زمان باقی می ماند و تا هزاران سال به حیات خویش ادامه می داد.
بیایید به آسمان نگاهی دقیق بیندازیم و برای دقایقی خود را جای گذشتگان خود بگذاریم و از دریچه دید آنها به این گنبد مینا بنگریم .اگر چنین تصوری را در ذهن خود ایجاد کنید برای شما هم این تصور دشوار نخواهد بود که خود را روی زمین و در مرکز نیمکره ای خواهید یافت که بر فراز سر شما در آسمان شکل گرفته . این باور به نحوه دیدن چشم ما بازمی گردد که چون نمی تواند فاصله ها را در آسمان تخمین بزند بنابراین همه آنها را در یک فاصله از چشم قرار می دهد. این نیمکره در واقع بخشی از کره آسمان است که بر فراز سر شما قرار گرفته . همین واژه ساده که یادگاری از دوره طولانی در تاریخ نجوم جهان - دوره زمین مرکزی - است هنوز هم یکی از پرکاربردترین لغات در زبان نجوم است و جالب این که اگرچه قرنها است آن مدل از اعتبار افتاده و دیگر نمی توان کسانی را یافت که هنوز به مرکزیت زمین اعتقاد داشته باشند اما هنوز واژه کره آسمان نه تنها باقی مانده که در دانش جدید به عنوان ابزاری محاسباتی حضور دارد. در نجوم جدید این مفهوم تعریف مشخصی یافته است . کره آسمان کره ای با قطر دلخواه ولی به اندازه کافی بزرگ است که به شکل پوسته ای کروی در اطراف زمین و هم مرکز با آن قرار گرفته است . زمانی که چنین پوسته ای را در اطراف زمین رسم کردید تنها کار باقی مانده این است که تصویر هر یک از ستاره ها و سیاره ها و اجرام سماوی را روی آن رسم کنید و به این ترتیب جهان مریی شما محدود به همین کره ای می شود که در آسمان رسم کرده اید. چنین کره ای ابزاری فوق العاده نیرومند و وی در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید مرجع مناسبی برای اجرام آسمانی و مختصات کیهانی رسم کنید و از روی ان بتوانید به آدرس دهی و مشخص کردن این اجرام بپردازید. برای این که چنین کاری صورت پذیرد لازم است که برخی خطوط مرجع روی این کره رسم شوند. ساده ترین خطوط و نقاطی که به ذهن ما می رسند مشابه همان نقاطی است که روی زمین هم آنها را رسم کرده ایم. قطبین شمال و جنوب روی زمین امتداد محوری را مشخص می کنند که زمین در حال چرخش وضعی به دور آن است . حال اگر این محور را ادامه دهیم در 2 نقطه کره آسمان را قطع می کند که به آنها را قطب شمال سماوی و جنوبی سماوی می گوییم اکنون شما می توانید حرکت وضعی زمین را حذف و این حرکت را به کره آسمان منتقل کنید به این ترتیب این دیگر زمین نخواهد بود که در هر 24 ساعت یک بار به دور خود می گردد بلکه کره آسمان با همان سرعت ولی در جهت مخالف به دور زمین به حرکت درمی آید به این ترتیب دو نقطه اصلی این مسیر مشخص می شود اما روی زمین خط مبنای دیگری هم وجود دارد که بسیار مهم است و آن دایره عظیمیه است که عمود بر محور چرخش زمین رسم شده است ، استوا که دو نیمکره شمالی و جنوبی زمین را از هم جدا می کند می تواند نقش مرجع دیگری را هم ازی کند به همین دلیل این خط را نیز به طور مشابه به کره آسمان منتقل می کنند و آن را استوای سماوی می نامند. تنها دایره دیگری که باقی مانده است تا کره آسمان تکمیل شود و به ابزاری کارآمد تبدیل شود و آن دایره مسیر ظاهری حرکت خورشید در طول یک سال به دور زمین است . خورشید در این مسیر یک ساله از میان صورت های فلکی منطقه البروج عبور می کند و 13 صورت فلکی را درمی نوردد. این مسیر که به دایره البروج معروف است یکی از قدیمی ترین یافته های انسان در آسمان است اکثر تمدنهای کهن که ریشه های علمی قوی در اختیار داشته اند ، توانسته اند آن را شناسایی و به محاسبه بر مبنای آن بپردازند. اگر موقعیت این دایره را با استوای سماوی مقاسه کنیم می بینیم که این دایره ها در دو نقطه همدیگر را قطع می کنند و با یکدیگر زاویه ای معادل 23.5 درجه می سازند. به این ترتیب بخشی از دایره البروج در زیر استوا و بخشی از آن بالای استوا قرار دارد. زمانی که خورشید در نقطه اعتال بهاری قرار می گیرد به برابری روز و شب می رسیم و این همان زمانی است که از قرنها پیش مبدا و مبنای محاسبه نوروز ایرانی بوده است . 6 ماه بعد خورشید به اعتدال پاییزی می رسد و در این فاصله است که از نقطه ای از دایره البروج عبور می کند که بیشترین فاصله را نسبت به خط استوای سماوی پیدا می کند. به طور مشابه زمانی که خورشید فاصله میان اعتدال پاییزی تا اعتدال بهاری را طی می کند باز هم به نقطه ای می رسد که بیشترین فاصله را تا استوا اما این بار در زیر خط استوای سماوی پیدا می کند. به این دو نقطه انقلابین و به ترتیب وقوع آنها را انقلاب تابستانی و زمستانی می نامیم .برای ما ساکنان نیمکره شمالی زمانی که خورشید به نقطه انقلاب تابستانی می رسد به بیشترین ارتفاع خود از استوای سماوی می رسد و در نتیجه در هنگام گذر آن از نصف النهار ناظر به بیشترین ارتفاع ممکن از افق خواهد رسید. به دلیل این که خورشید در این هنگام خود را تا چنین ارتفاعی بالا می کشد در نتیجه مسیر طولانی تری را در آسمان پشت سر می گذراند. اما آنچه در پیش روی ما است جشن خورشید در 31 خرداد ماه ، آخرین روز بهار است . در این روز خورشید در ساعت 15 : 56
خورشید به این نقطه خواهد رسید و از آن پس خورشید با ادامه مسیرش روی دایره البروج کم کم به اعتدال پاییزی می رسیم و هر روز از طول روزها کاسته خواهد شد. در بسیاری از کشورها مراسم گوناگونی برای بزرگداشت این روز برگزار می شود که شاید برجسته ترین آنها جشنواره تابستان در کنار استون هنج بنای باستانی و سنگی انگلستان باشد که زمانی دور زمان این رویداد را مشخص می کرده است . در ایران نیز امسال به این مناسبت اولین جشنواره ساعتهای آفتابی برگزار خواهد شد تا سنت جشنهای طبیعی ایران بار دیگر احیا شود.