عموم اهل ادب ، معمولا اهل سعه صدرند فلذا با یک دو غلط ناقابل در یک اثر شعری با تساهل و تسامح برخورد می کنند و مثلا با استناد به «اختیارات شاعری» طوری آن را نقد می کنند که به صاحب اثر برنخورد.
کد خبر: ۹۹۵۲۰
اما از قدیم الایام (از دوره بازگشت ادبی به بعد) گفتند: «اعوذ بالله من غضب الحلیم»! وقتی کار شاعری به «گسترش اختیارات شاعری» برسد و در اثر شعری اش دچار «غلطهای زیادی» و بیش از حد استاندارد شود هر آدم «شعردوست»ی را (ولو نامش «علی اصغر» هم نباشد و دکترا هم نداشته باشد) ناراحت می کند و طرف از کوره در می رود. باز خدا را صد هزار مرتبه شکر که شاعران عصر ما عموما سر به زیر و نجیب اند و گر برنجند هم باز اهل «هجو کردن» نیستند. حال آن که در قدیم بعضا اینچنین نبودند و روز روشن علنا می فرمودند:
بیت هجو:
چو شاعر برنجد بگوید هجا
هجا تا قیامت بماند بجا
تمثیل خارجی : با این حال ، اروپایی ها مثال خوبی دارند. می گویند: در ظرف تفلون Open است ، حیای خود cat یا نیم کت [بچه گربه] کجا رفته؛... از مرحله «جام جهانی» آلمان پرت نیفتیم . برای این هیجدهمین جام ، ترانه های زیادی ساخته و پرداخته (و بعضا هم انداخته) شد که ما در تمام این مدت بنا به مصالح ملی و میلی سکوت کردیم. بعضی از کارها واقعا «شاهکار» بود و لبریز از «بینش » و «پژوهش» در جای جای آن. به خصوص این جای آن : بیت مقفی :
هر که به ما شاخه گلی هدیه داد
ملت ما باغ گلش تحفه داد
همقافیه «هدیه» را می بینید؛... تحفه است ! حالا این که شاعر احیانا تحت چه فشار و اجباری قافیه را باخته و بند را به آب داده ، خدا عالم است . ما تا این اندازه اش را داریم می فهمیم که گویا این «بحران ترانه»ای که گاهی عده ای از اهل شعر به آن اشاره می کنند ، ظاهرا چندان هم بی ربط نمی گویند. ذیلا توجه گرامی شما را به اظهارنظر تنی چند از شاعران و ترانه سرایان معاصر با بنده کمترین ، درخصوص متن ترانه ای که توسط یکی از برادران شاعرمسلک برای اعزام به جام جهانی سروده شده و سپس توسط فدراسیون فوتبال کشورمان رسما به عنوان سرود ملی ایران در جام جهانی معرفی و این شبها از شبکات سیما دارد پخش و پلا می شود ، جلب می کنیم : عبدالجبار کاکایی : دانش پایین و فقر اندیشه و ناتوانی در پیوند زدن موضوع ورزش با مفاهیم پهلوانی و اسطوره ای باعث شده تا چنین ترانه ضعیفی از کار درآید.
[با این توصیفات بهتر آن بود که به جای عبارت «از کار درآید» می گفتند: «از آب درآید»!]
مصطفی محدثی خراسانی : ما قبلا با کلام حافظ به آلمانی ها معرفی شده ایم و حتی «گوته» بزرگترین شاعر آنها را تحت تاثیر قرار داده ایم. حالا با این پیشینه ، جای تاسف است که یک اثر بی محتوا و نامنسجم که کوچکترین نشانی از ظرفیت و ظرافت های زبان فارسی در آن نیست قرار است ، بیانگر احساس و اندیشه این ملت باشد و با مردم جهان سخن بگوید. [معذلک کمی زیادی نگرانیم. خوشبختانه در حال حاضر «گوته» زنده نیست. فقط مسابقات جام پخش زنده است!]
سهیل محمودی : سخن گفتن درباره شعری که ابتدایی ترین قواعد دستوری و ساده ترین اصول و فنون قافیه در آن زیر پا گذاشته شده ، کار سختی است . باید بپرسیم که آیا مردم کوچه و بازار یا مفاخر ادبی این سرزمین هم همین گونه بی ربط حرف می زنند؛ [اگر می خواستند بی ربط حرف بزنند که می رفتند زیرآبی برای «آرش» و سایر خوانندگان آن ور آب ، مثلا ترانه می گفتند. خوشبختانه : «ملت ما ملت بخشایش است / صلح طلب ، طالب آرامش است». فلذا بی ربط ، هر رطب و یابسی را به هم نمی بافد.]
اسماعیل امینی : این شعر در 15 بیت از 16 بیت ، غلط فاحش دارد. مثلا در بیت «حکم اهوراست [منظور اهورا ایمان نیست] به اهریمنان / پارسیان تا به ابد قهرمان» 2
مورد اشکال وجود دارد. اولا این یعنی نعوذبالله خدا به شیطان حکم کرده که ایران را قهرمان کند ؛ ثانیا....[متاسفانه مورد ثانی در اصل خبر چاپ نشده بود، اما به نظر ما علاوه بر این 2 اشکال وارده ، یک اشکال سومی هم هست. احساس می کنم به طور زیرپوستی برای یکی از بانکهای خصوصی کشور هم به طور خصوصی تبلیغ جهانی شده است البته ادعا نمی کنم که در قبال آن خدای نکرده ، بلا به دور ، چیزی هم به سراینده ماسیده!]
نتیجه گیری جهانی : حالا هی بگویید باختن ما در مقابل تیم مکزیک تقصیر علی دایی و ابراهیم میرزاپور و... فلان و بهمان ملی پوش زحمتکش بود. یک همچین سرود و ترانه ای را برای شما هم بخوانند، رمق از همه جایتان در می رود. در رفتن «آن» از بدن ، گویند هر نوعی سخن ! گل زدن پیشکش. طرف حتی ممکن است دروازه را هم با دروازه شمرون خودمون اشتباه بگیرد. چی خیال کردید؛!...