قدم به قدم با راهبرد 2006 بازها

پیش از گذشت 4 سال از صدور و انتشار اولین سند راهبردی امنیت ملی ایالات متحده امریکا در سال 2002، کاخ سفید در مراسمی در روز 16مارس 2006دومین سند راهبردی امنیت ملی خود را منتشر ساخت.
کد خبر: ۹۹۴۳۹

مطالعه کننده در سطر سطر این سند و در روح و کالبد آن ، موجی از عظمت جویی کاخ سفید را به طور مشهود و برجسته حس می کند. بوش در مراسم انتشار این سند نوین با تکبر و تفرعن گفت : «ما سعی داریم جهان را شکل دهیم و نه جهان ما را شکل دهد و در تمام حوادث و تحولات جاری جهان ، اثرگذار باشیم ، نه تحت تاثیر آن باشیم.»
این سند که در 54صفحه (دو برابر سند 2002)منتشر گشته، اوضاع و تحولات مناطق و کشورهای جهان را زیر ذره بین کاخ سفید قرار داده و در آن واحد واشنگتن در نقش قاضی و پلیس ظاهر گشته است و سرکشان و مخالفان قوانین و مقررات امپراتوری زمانه را (یعنی امریکا) با وعده و وعید تهدید و با انواع شیوه ها و ابزارها مجازات می کند.
از لحاظ زمانی این سند قبل از چند هفته از اظهارات خانم رایس وزیر خارجه امریکا پیرامون اشتباهات فاحش واشنگتن در عراق ، منتشر شده و سیاستمداران کاخ سفید اعتراف دارند که این سند در بعد اهداف و اولویت ها، ایده آلیستی است ولی در بعد افزارمندی ، واقعگرا و پراگماتیستی است.
اسناد استراتژی امنیت ملی امریکا سالهای 2002و 2006، هر دو بر این پایه که «امریکا در حال جنگ است» و «این مقوله که «بوش صاحب رسالت آسمانی است» استوارند و تاکید دارند که امریکا در این جنگ در حال مبارزه علیه تروریسم است و در همین راستا مروج و حامی دمکراسی در سراسر جهان می باشد که در این رهگذر منافع و امنیت ملی ملت امریکا را پاس می دارد.
این وضعیت مستلزم بقای ارتش امریکا در حالت تهاجمی می باشد و می بایستی تروریست ها در خارج از مرزهای امریکا تعقیب شوند.
براساس مضامین دو سند راهبردی امنیت ملی امریکا در سالهای 2002و 2006، واشنگتن در دوران جنگ سرد در یک جنگ طولانی علیه کمونیسم و فاشیسم بوده و از این جنگ پیروزمندانه خارج گشته است ، اما هم اکنون خود را در مقابل یک ایدئولوژی تمامیت خواه اسلام رادیکالی که از اسلام سنتی منحرف شده ، می بیند که با ایدئولوژی های کمونیسم و فاشیسم اختلاف ماهوی دارد ولی در مضامینی همچون عدم تساهل ، کشتار، ارعاب ، ترور و سرکوب اشتراکات فراوانی و تشابهات نزدیکی دارد.
بنابراین با کنکاش نه چندان ژرف در اسناد فوق درمی یابم تداوم جنگ و تهاجم جوهره و هسته مرکزی اهداف این راهبردها بوده و اسلام سیاسی نشان و هدف مرکزی در این هسته قرار داده شده است.
در دو سند امنیت ملی امریکا تاکید شده که ریشه ها و انگیزه های تروریسم عوامل زیر نبوده است: قضیه منازعه فلسطین و اسرائیل / سیاست های امریکا در قبال عراق / ریشه در اختلاف طبقاتی و فقر / عکس العمل و بازتاب اقدامات امریکا برای جلوگیری از تهاجم و یا رشد تروریسم.
سند سال 2006همچون سند امنیت ملی امریکا سال 2002تکاپو دارد که این مقوله را که «امریکا در حال جنگ با اسلام و مسلمانان است» نفی کند، بلکه تاکید دارد که جنگ علیه تروریسم یک جنگ علیه اندیشه هاست و برخورد میان ادیان نیست ، بلکه این نبرد علیه کسانی که از اسلام به عنوان سپر و ابزاری استفاده می کنند می باشد.
جوهره و کنه نبرد که اسناد سالهای 2002و 2006ما را بدان راهنمایی می کنند همانا مقوله تونی بلر نخست وزیر انگلیس است که «تروریست ها مارقین از اسلام هستند و جریان عام اسلامی در منظر غرب مقبول است.»
و غرب در حال جنگ با اسلام رادیکالی است که کشتار را فتوا می دهد و از دیدگاه استراتژیست های امریکا بویژه پژوهشگران موسسه پژوهشی «رند» تروریست ها اصول و مبانی اندیشه جهاد را تحریف کرد و کشتار غیرمسلمانان را تجویز کردند و تروریست ها در نبردشان علیه بشریت از احساسات و روح پاک مسلمانان مومن سواستفاده نمودند و از دیدگاه کاخ سفید اسلام مورد مقبولیت همان اسلامی میانه روست که موسسه رند در پژوهش خود شاخص ها و صفات آن را تبیین نموده است.
هر چند تمام اسناد دال بر این واقعیت می باشد که اسلام رادیکال موردنظر امریکا همان طالبان است که دست پرورده امریکا بوده است. در اسناد استراتژی امنیت ملی امریکا سالهای 2002و 2006، سیاست ها و دکترین نبرد علیه تروریسم و تهدیدات تبیین شده است و تاکید دارد بر ضرورت وجود یک دشمن وهمی برای بسیج و آمادگی ارتش امریکا. در نبرد علیه تروریسم جهان ، سیاست های نظامی «بازدارندگی»، «مهار»، «تهاجم پیش گیرانه» و بهره برداری از قدرت نرم در این اسناد پیش بینی شده است.
سند سال 2002پس از حادثه یازده سپتامبر 2001و شش ماه قبل از تهاجم بزرگ واشنگتن علیه عراق منتشر شده و سند مارس 2006در اوج بحران پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران انتشار یافته است.
در سند اول اشاره به کشورهای محور شرارت همچون عراق ، کره شمالی و ایران شده ولی در سند دوم کره شمالی از محور خارج شده و تنها نشانه های اتهام به سوی هفت کشور سوریه ، کوبا، برمه (میانمار)، ایران ، بلاروس ، زیمبابوه و کره شمالی است ولی تاکید شده که ایران خطرناک ترین کشور است! زیرا نظام جمهوری اسلامی ایران حامی تروریسم است.
تهدید امنیت اسرائیل است و با روند صلح اعراب و اسرائیل مخالف است و ملت خود را از نعمت آزادی و دمکراسی محروم ساخته است! تاکید بر خطر ایران صرفا در راستای حمایت نامحدود از رژیم صهیونیستی می باشد.
سند 2006چین را نصیحت می کند که آزادی های سیاسی و اقتصادی را پاس بدارد و نسبت به سیاست های اخیر روسیه هشدار می دهد که روسیه نسبت به آزادی ها و نهادهای دموکراتیک و تعهدات خود در این خصوص قدری سرباز نموده است که بی ارتباط با موضع این دو کشور درخصوص پرونده هسته ای ایران نمی باشد.
در این سند جایگاه آفریقا و اهمیت آن از لحاظ ژئوپلتیک مورد ارزیابی قرار گرفته و روبه رشد دانسته و به ملل امریکایی لاتین هشدار داده است که به دنبال شعارها و جنبش های ضد اقتصاد لیبرالی و اقتصاد بازار نباشند و از آنها پیروی نکنند.
نکات مهم و کلیدی سند راهبرد امنیت ملی امریکا در مارس 2006به شرح ذیل است: سند سال 2002سیاست های راهبردی دوران جنگ سرد را که مهار شوروی سابق هدف اصلی آن بود لغو نمود و زمینه را برای جنگ علیه عراق و مداخله بیشتری در خاورمیانه فراهم کرد.
سیاست و دکترین نظامی امریکا پس از جنگ سرد و حاشیه 11 سپتامبر 2001تحت شرایط و عوامل تغییر یافته ، با بررسی اسناد سال 2002و 2006می توان به اولویت ها و اهداف امریکا آگاهی یافت که عبارتند از:
استفاده از نیروهای نظامی کشورهای متحد در مناطق مختلف جهان/مهیا کردن مشروعیت جهانی برای مداخله امریکا در هر گونه تحول و بحران/استفاده از تسهیلات نظامی لجستیکی از کشورهای متحد در مناطق مختلف/مشارکت مالی و لجستیکی کشورهای متحد در نبردهای امریکا علیه دشمنان مشترک/ممانعت از برپایی و ایجاد هر گونه اتحاد یا ائتلاف منطقه ای مانند اتحاد هند و چین ، چین و روسیه که همه این اولویت ها در جهت حفظ و افزایش منافع ملی امریکا در سطح جهان است.
بوش برای سال 2006 درخواست اختصاص بودجه نظامی به میزان 419/3 میلیارد دلار نموده که نسبت به بودجه سال 2005، 5درصد افزایش داده است و این مبلغ شامل بودجه عملیات نظامی در افغانستان و عراق نمی باشد.
لازم به ذکر است بودجه نظامی سال 2006نسبت به بودجه سال 2001(قبل از حادثه 11سپتامبر) 41درصد افزایش داشته است. این ارقام و آمار برخی از داده های آشکار و هویدای سیاست های راهبردی امنیت ملی امریکارا تشکیل می دهند.
امریکا پس از گذشت 15سال از جنگ سرد و مقابله با تهدیدات شوروی و پیمان ورشو هنوز در توزیع نیروهای نظامی خود در خارج از مرزهایش را تغییر شاخصی نداده و هم اکنون در 135کشور جهان نیروی نظامی دارد که بیشتر در ژاپن، کره جنوبی ، آلمان ، انگلیس و ایتالیا مستقر هستند.
در خود آلمان حدود 70هزار سرباز امریکای مستقر هستند. سند 2006بر تقویت اتحاد و ائتلاف کشورهای جهان با امریکا برای مقابله با تروریسم تاکید دارد و تصریح می کند که جنگ با تروریسم پایان نیافته و امریکا هم اکنون در امنیت قرار دارد ولی امنیت آن کامل نیست شبکه القاعده در افغانستان و بقیه کشورهای جهان پایگاه های مهم و راهبردی از دست داده ولی برای بازسازی خود و ساماندهی تشکیلات خود از هر تلاشی دست برنداشته است.
هم اکنون مرکزیت سازمان القاعده ضربه خورده و به هسته های پراکنده تبدیل شده و تاکتیک و راهکارهای عملیاتی القاعده تغییر یافته لذا امریکا می بایست براساس مقتضیات و شرایط جدید به تاکتیک های نظامی و امنیتی خود سامان بخشد.
ناگفته نماند القاعده که مولود سیاست های آسیایی امریکا بوده حتی بعد از 11سپتامبر 2001نیز به عنوان بهانه ای برای تداوم سیاست های مداخله گرانه این کشور مورده استفاده قرار گرفته است.

صبری انوشه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها