بـی‌وفایی دلار به آل‌سعود

اقتصاد عربستان اکنون با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند. کسری بودجه چند میلیارد دلاری و همچنین عقب‌نشینی در بازار نفت نشان می‌دهد عربستان دیگر آن کشور گردنکش منطقه نیست که بتواند با کمک‌های غربی خود هر کاری را انجام دهد.
کد خبر: ۹۹۰۳۴۸

همچنین ورود این کشور در جنگ با کشورهایی مانند یمن اقتصادش را تحت‌الشعاع قرار داد و باعث شد تا رکود اقتصادی را برای چندمین سال متوالی تجربه کند. دکتر ساسان شاه‌ویسی، اقتصاددان در این باره به جام‌سیاست می‌گوید: عربستان طی چند سال هزینه‌های زیادی را در بخش‌های مختلف اقتصادی برای فروپاشی کشورها از طریق جنگ مستقیم و غیر مستقیم انجام داد، اما نه فقط موفق نشد بلکه اکنون گریبان خود را گرفته است و در آستانه فروپاشی قرار دارد. مشروح این گفت‌وگو را بخوانید:

عربستان در بخش انرژی با پیشرفت و موفقیت‌های زیادی در کنار زدن کشورهای دیگر و وابسته کردن آنها به منابع انرژی خود روبه‌رو بود اما یکباره سهم خود را در بازار جهانی از دست داد. دلیل این موضوع چیست؟

یک برنامه ده ساله برای اقتصاد عربستان توسط غربی‌ها در سال 2010 تدوین شده بود که مفاد آن تقویت اقتصاد عربستان با سود سرشار نفت و سهم‌پذیری بیشتر در نرخ فروش طلای سیاه در بازار جهانی بود. به تبع این جریان ایجاد سرمایه‌گذاری‌های پایین‌دستی در حوزه‌های مختلف و ارتقای سهم سرانه و از همه مهم‌تر رهبری جریان انرژی به‌خصوص در اوپک و حوزه‌های بازار و امنیت انرژی جهانی بود. در این میان تعریف‌هایی مثل رهبری کشورهای عرب وجود داشت که عربستان را نسبت به این موضوع ترغیب می‌کرد. از سال‌های 2012 به بعد شرایط بازار انرژی در جهان تغییر کرد. نفت شل آمریکا به یک فناوری مدرن و استخراج نفت از سنگ‌های هیدروکربنی مجهز و به عنوان یک رقیب جدید برای بازار نفت معرفی شد. آمریکا منابع غنی در این زمینه در اختیار عربستان قرار می‌داد تا بتواند سهم این کشور را در جهان افزایش دهد. از سوی دیگر رقابت با کشور بزرگ و قدرتمندی مانند ایران مطرح بود. بعد از تحریم‌های سال 2011، ایران یک میلیون بشکه نفت را از سهم بازار جهانی خود از دست داده بود و آنها این شرایط را مغتنم شمردند و سهم خالی ایران را پر کردند. به عبارت بهتر پازل منحنی رشد پیشروی عربستان در بازارهای مصرفی متعلق به عربستان بود.

وضعیت اقتصادی عربستان را با وجود شرایط جدید چگونه ارزیابی می‌کنید؟ دخالت این کشور در جنگ‌های منطقه‌ای چه زیان‌های اقتصادی را به این کشور تحمیل کرده است؟

ورود عربستان به جنگ‌های منطقه‌ای مانند سوریه و یمن هزینه بزرگی روی دست این کشور گذاشت و باعث شد تا کسری بودجه در هر دوره را شاهد باشیم. البته در طول سال‌های تحریم ایران، کشور عربستان با فروش نفت 140 دلاری درآمدهای زیادی را توانست کسب کند، اما هیچ وقت آنها به رکود اقتصاد جهانی فکر نمی‌کردند و زمانی که این پیش‌بینی به تحقق پیوست، بیشترین کشوری که سرمایه‌گذاری را برای ضربه‌زدن به کشورهای دیگر کرده بود، خود آسیب دید. به نوعی برنامه 2020 عربستان که قرار بود کشور قدرت منطقه باشد عملی نشد و رکود جهانی و کاهش قیمت نفت و از دست دادن اقتدار دلار با مراودات تجاری کشورها با پول مشترک ( پیمان دوجانبه پولی) تاثیر بیشتری داشت. از سوی دیگر نرخ برابری ریال عربستان در برابر دلار فاصله زیادی داشت و پول عربستان ارزش کمتری پیدا کرد. این موضوعات چند اتفاق منفی را وارد برنامه‌ریزی اقتصاد کلان این کشور کرد. البته یک درگیری هم بین قبایل وجود داشت. بعد از ملک عبدالله کلا قدرت در بین قبایل مختلف دست به دست شد و نظر اجماعی در این کشور وجود نداشت. به همین دلیل کسی که قدرت را در دست گرفت، پاکسازی را در بخش‌های مختلف آغاز کرد و افراد خود را سر کار گذاشت تا بتواند در هر قسمتی که می‌خواهد نفوذ داشته باشد و سیاست‌های خود را پیاده کند. همین موضوع یک چالش بزرگ درون‌سیستمی را برای این کشور به وجود آورد.

کاهش درآمدهای نفتی عربستان چه تاثیری در رکود اقتصادی این کشور داشت. در دو سال گذشته قیمت نفت با حداقل قیمت به فروش می‌رسید و از سویی مسئولان سعودی اظهار می‌کردند که اقتصادشان به نفت وابسته نیست و آسیبی از این بخش نمی‌بینند. آیا این تحلیل‌ها درست است؟

کافی است سال‌های 2014 و 2015 را مورد تحلیل قرار دهیم. افول فاحش قیمت نفت از یک سو که رقمی قریب به 98 میلیارد دلاردر یک سال درآمدهای نفتی عربستان را کاهش داد و از سوی دیگر وجود هزینه‌های جنگی که حدود 168 میلیارد دلار عنوان شده بود اقتصاد عربستان را متزلزل کرد. بررسی سیستم مالی و بودجه‌ای عربستان نشان می‌دهد این کشور با 98 میلیارد دلار کسری بودجه روبه‌روست و این اتفاق اقتصاد و همه پایه‌های این کشور را سست کرده است. عربستان در 40 سال گذشته تجربه چنین موضوعی را ندارد. بعد از اتفاقات سال 1972 (جنگ‌های هفت روزه) یک بحران و شوک نفتی به عربستان وارد شده بود و اکنون نیز دچار انجماد بازار‌های نفتی و پولی خودش شده است؛ به طوری که مجبور شد از ذخایر ارزی خودش هم رقمی حدود صد میلیارد دلار را آزاد کند تا فقط بتواند کسری بودجه را جبران کند. کاهش شدید نرخ بهره‌وری اقتصادی موضوع دیگری بود که اقتصاد عربستان را با مشکل روبه‌رو کرد. شاید خود مسئولان سعودی هم فکر نمی‌کردند 70 درصد هدفشان در کمتر از پنج سال از دست برود و سرمایه‌گذاری‌هایی که در این حوزه انجام دادند به یک هزینه تبدیل شود. عربستان برخلاف آنچه اظهار می‌کرد بودجه خود را به نفت گره زده بود و برای این‌که عنوان کند از اقتصاد شکوفایی برخوردار است نفت بیشتری در بازار تزریق می‌کرد.

عربستان اکنون قصد دارد حدود 600 میلیارد دلار ذخایر خارجی خود را از بانک‌های خارجی خصوصا آمریکا خارج کند. آیا این کار می‌تواند به اقتصاد آشفته این کشور کمک کند؟

در این باره سعودی‌ها باید مطمئن باشند که این ذخایر خیلی سریع در اختیارشان قرار نمی‌گیرد و پولی را هم که تصور می‌کنند ارزش بالایی نخواهد داشت. اکنون اقتصاد عربستان آنقدر فشل است که هزینه عمومی زندگی در آنجا بسیار بالا بوده و پول ملی شان ارزش خود را از دست داده است. این کشور در نظام بودجه ریزی خود به عنوان یک رفع تکلیف نرخ عمومی قیمت را کاهش داد، اما در عمل شاهد افزایش هزینه‌های عمومی زندگی و نرخ حامل‌های انرژی بودیم.

عربستان در طول تاریخ رقابت زیادی با ایران داشت. اکنون به صورت مقایسه‌ای بگویید که این دو کشور در چه شرایطی قرار دارند و آیا عربستان توانسته با حمایت‌های غربی به هدف خود در منطقه دست پیدا کند؟

عربستان سعودی یک تیم اقتصادی منسجم داشت که برای حکومت خدمت می‌کرد، اما اکنون همان افراد منتقد حکومت شدند و برنامه‌ریزی‌ها و نسخه‌های جدیدی برای اقتصاد تجویز می‌کنند که خیلی از آنها قابلیت اجرا در آن کشور را ندارد. این کشور یک نگاه عقل گرا مبتنی بر ارزش افزوده منابع اقتصادی و دانشی را به عنوان رویکرد و صادرات غیرنفتی به عنوان راه اصلی تعریف و از هدفی که برای 2020 خود در نظر داشتند عقب‌نشینی کردند. آنها متوجه شدند که نمی‌توانند به این هدف دست پیدا کنند. به پاسخ پرسش شما برگردیم. در منطقه دو کشور ایران و عربستان را به عنوان دو کشور اول منطقه غرب و جنوب غرب آسیا تعریف کرده بودند که بعد از گذشت یک دهه از چشم انداز و هدف دو کشور اکنون مشاهده می‌کنیم که ایران توانست خودش را به عنوان رتبه تولید قدرت در منطقه معرفی کند. اما عربستان با کوچک‌ترین شوک‌های اقتصادی و در کمتر از یک‌سال تقریبا تمامی برنامه‌ریزی‌هایی که در حوزه اقتصادی خصوصا در حوزه اقتصاد کلان و مشخصا در حوزه امنیتی برای خودش تعریف کرده بود را از دست داد.

چرا عربستان با وجود حداکثر صادرات نفت در بازار جهانی جایگاه خود را از دست داد؟

به نظر می‌رسد مشاوران غربی این کشور اکنون اظهار کردند که عربستان باید دست از زیاده‌خواهی بردارد و همین اظهار نظرها باعث شده تا در منطقه عربستان عقب‌نشینی‌هایی را داشته باشد. سیاست‌هایی که فرقه وهابیت برای این کشور تدوین می‌کنند حتما نتیجه مطلوب‌تر از این نخواهد داشت. البته ناگفته نماند که بخشی از ناکارآمدی عربستان ناشی از فرقه‌سازی‌ها در منطقه است. درخصوص کوتاه آمدن عربستان در بازار جهانی نفت هم باید بگویم که عربستان در این بخش شکست را پذیرفت و نتوانست مقابل ایران بایستد و همچنان در جایگاه ایران فعالیت داشته باشد. آینده عربستان قطعا سقوط خواهد بود، به این دلیل که پنج اندیشکده آمریکایی پیش‌بینی کرده بودند. اگر این کشور قصد داشته باشد در حوزه بازار نفت و جنگ‌های مستقیم با کشورهای دیگر ورود کند قطعا با کمبودهای زیادی روبه‌رو خواهد شد که اکنون هزینه‌های درگیری با مصر و ترکیه را می‌پردازد. با این تفاسیر عربستان زودتر از هر کشوری فروپاشی را تجربه خواهد کرد و هیات حاکمه سعودی به این نتیجه رسیدند که باید برای جلوگیری از فروپاشی، هزینه‌هایی را پرداخت کنند. این در حالی است که در سال‌های گذشته برای فروپاشی کشورهای دیگر هزینه می‌کردند، اما اکنون این سرنوشت گریبان خودشان را گرفته است.

گفت‌وگو: محمدحسین علی‌اکبری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها