به گزارش جامجم، هفته گذشته دختر نوجوانی همراه دوستش برای شرکت در کلاس درس به یکی از محلههای تهران میرفت که خودروی پرایدی که دو سرنشین داشت، راه آنها، او را سد کرد. دختران نوجوان که بشدت ترسیده بودند، میخواستند فرار کنند اما یکی از سرنشینان خودرو پیاده شد و یکی از آنها، او را با زورو تهدید به سمت خودرو برد. در این هنگام مردم با شنیدن داد و فریادهای او، قصد نجات دختر نوجوان را داشتند که مرد آدمربا با ادعای این که این یک مشکل خانوادگی است، از آنها خواست دخالت نکنند، اما دختر نوجوان با التماس کمک میخواست. در همین موقع راننده سمندی که در حال عبور از محل حادثه بود، با دیدن این صحنه و التماسهای دختر جوان، برای نجات او وارد عمل شد. اما مرد آدمربا دختر نوجوان را داخل خودرو انداخت و از مرد همراهش خواست که حرکت کند. راننده سمند نیز خودروی آنها را تعقیب و پس از مسافتی راهشان را سد کرد و دختر نوجوان را از دست آدمرباها نجات داد.
در این هنگام، متهمان از ترس دستگیری فرار کردند. دختر نجات یافته نیز به کلانتری مراجعه و برای دستگیری آدمربا و همدستش شکایت کرد. تحقیقات اولیه از شاکی ـ دختر نوجوان ـ نشان میداد که مرد آدمربا، شوهرخواهرش بوده و مرد همراه او را نمیشناسد. همزمان با تشکیل پرونده قضایی در شعبه اول دادیاری دادسرای یافتآباد، با دستور قاضی سیدمحمود محمدی، پرونده در دستور کار ماموران پایگاه پنجم پلیس امنیت تهران قرار گرفت.
دختر نجاتیافته در تحقیقات به افسر تحقیق گفت: دامادمان اعتیاد داشت و همیشه خواهرم را اذیت میکرد. خواهرم چند روز قبل قهر کرد و به خانه پدری بازگشت و قصد جدایی داشت. شوهرخواهرم مزاحم ما میشد و امروز هم قصد ربودن مرا داشت.
جستوجوها ادامه داشت تا این که خانواده شاکی با حضور در دادسرا اعلام کردند که داماد فراری در تماس تلفنی، آنها را تهدید کرده که دوباره دختر نوجوان را میرباید و این بار نقشهاش را عملی خواهد کرد.
چند روز پیش ردپای او را در اسلامشهر به دست آورده و وی را بازداشت کردند.
متهم برای ادامه تحقیقات به شعبه اول دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب یافتآباد منتقل و در تحقیقات اولیه منکر هرگونه آدمربایی و مزاحمت شد. با این حال زمانی که قاضی پرونده صدای تهدیدهای متهم را که ضبط شده بود، برایش پخش کرد، او دیگر دست از دروغپردازی برداشت و اعتراف کرد.
متهم به قاضی محمدی گفت: من معتاد بودم و همین باعث بروز مشکلات و درگیری میان من، همسرم و خانوادهاش شده بود. همسرم را کتک میزدم و او دیگر طاقت این همه بدرفتاری را نداشت. سرانجام هم به خانه پدریاش رفت و گفت که دیگر قصد ادامه زندگی با مرا ندارد. من هم تصمیم گرفتم بلایی سر این خانواده بیاورم تا همسرم دوباره به ادامه زندگی با من تن بدهد. ماجرا را با دوست معتادم در میان گذاشتم و او برای اجرای نقشه آدمربایی با من همراه شد.
وی ادامه داد: دو نفری سوار خودرو شده و خواهرزن نوجوانم را تعقیب کردیم. در میانه راه او را ربودم تا به خانهای منتقل و در آنجا نقشه شیطانیام را اجرا کنم، اما هنگام انتقال او، شهروندی ما را تعقیب کرد و توانست او را نجات دهد و ما از ترس دستگیری فرار کردیم. در پی اعتراف این متهم به آدمربایی، همدستش نیز تعقیب و دو روز پیش بازداشت شد.
این متهم نیز در تحقیقات به افسر تحقیق گفت: من هم معتاد به شیشهام و با همسرم و خانوادهاش اختلافهایی داشتم، زمانی که دیدم دوستم نیز همین مشکلات را دارد، با او همراه شدم تا دختر نوجوان را ربوده و نقشهمان را اجرا کنیم. قرار بود دوستم بابت این کار به من پول بدهد که بازداشت شدیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم