یادداشت

رونق همایش‌های بی‌محتوا؛ چرا؟

در رونق این روزهای همایش‌ها و سمینارهای روان‌شناسی و موفقیت و... عوامل متعددی را می‌توان دخیل دانست، با این حال از نظر جامعه‌شناسی می‌توان دو عامل مهم را مدنظر قرار داد،‌ عواملی که به نظر می‌رسد نقشی پررنگ‌تر در فعالیت این همایش‌ها داشته باشند.
کد خبر: ۹۸۹۵۸۶

اولین عامل،‌ مد اجتماعی است؛ موضوعی که در جامعه‌شناسی همیشه مدنظر قرار گرفته و هرازچندگاهی در یک جامعه، موضوعی به یک مد و رفتار همگانی تبدیل می‌شود. از مدل لباس و رنگ لباس گرفته تا بقیه چیزهای مصرفی که ناگهان مد می‌شود. در این بین حتی برخی رفتارهای خاص هم می‌توانند مد شوند، مثل بیرون غذا خوردن. از این نظر تمایل به شرکت در سیمنارها و همایش‌های اینچنینی را هم می‌توان یک جور مد اجتماعی خواند که مختص سبک زندگی امروز جوامع است.

درحقیقت برای گروه‌هایی از جامعه، شرکت در چنین برنامه‌هایی این توانایی را به آنها می‌دهد که بتوانند در بین دیگر افرادی که تجربه‌های مشابهی دارند، حرف بزنند وخودی نشان بدهند. نتیجه این است که درگروه‌های همسالان بشدت ابراز وجود می‌کنند و براساس همین ابراز وجود، مورد قضاوت قرار می‌گیرند و به آنها لقب انسان‌های مدرن و امروزی داده می‌شود، چراکه شرکت در این همایش‌ها، می‌تواند نماد و نشانه‌ای باشد از مدرن بودن.

عامل دومی که به عقیده من باعث رواج این همایش‌ها شده، مشکلات متعددی است که انسان‌ها امروزه با آن مواجه هستند؛ مشکلات فردی، خانوادگی، اجتماعی و... که در دنیای مدرن و جوامع امروزی خیلی بیشتر از جوامع قبلی و ماقبل مدرن دیده می‌شود. باید بپذیریم که زندگی در کلانشهرهای امروز ما به خاطر شتاب، تعجیل، شلوغی و آسیب‌های ریز و درشتش به زندگی‌های مدرن شباهت بیشتری دارد. همه این مشکلات به نحوی ساکنان کلانشهرها را درگیر کرده و درحقیقت یک تقاضای اجتماعی برای برگزاری این سمینارها به‌وجود آمده، یعنی بحران‌های موجود در جوامع مدرن که سبک زندگی جدیدی هم دارند، عرصه را برای جولان این سمینارها باز کرده است. جایی که تقاضا هست، عرضه هم وجود خواهد داشت.

درحالی‌ که این تقاضا در زندگی‌های سنتی و جامعه سنتی گذشته دیده نمی‌شد، در این زندگی‌ها افراد حول و حوش یک‌سری هنجارها و زندگی‌های سنتی باهم پیوند می‌بستند و به دلیل این‌که در آن چارچوب‌ها، به آن ارزش‌ها و هنجارها وفادار می‌ماندند بحران‌های اخلاقی، فردی و خانوادگی کمتری داشتیم، درنتیجه نیاز به فعالیت مرجعی برای حل این بحران‌ها هم وجود نداشت.

الان زندگی در کلانشهرها در موارد متعدد مثل انتخاب شریک زندگی با بحران‌های بسیاری مواجه شده است، چون معیارهای سنتی کمرنگ شده (که تعهد و وفاداری خانوادگی و زناشویی به‌وجود می‌آورد) ولی معیارهای جدیدی که بتواند با آنها مقابله وبرابری بکند، جایگزین نشده‌اند. درنتیجه می‌بینیم که شهروندان زیادی درگیر بحران‌هایی می‌شوند که باید جایی حل و فصل شود.

دکتر بهروز مرادی

جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم و تحقیقات

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها