به گزارش مهر، این برداشت بر اساس تحلیل دو روانکاو برجسته ماریلوئیس فون فرانتس، مهمترین شاگرد کارل گوستاو یونگ و اوگن دروئرمان از روانشناسان مکتب فروید انجام شده است.
خلبان در این نمایش، زنی است که خلبان هواپیمای جنگنده بوده و در پی آسیبهای روانی ناشی از جنگ، در آسایشگاه روانی بستری شده است. شازده کوچولوی این خلبان، دختری جوان است که خلبان طی یکی از ماموریتهای خود در پی خراب شدن هواپیمایش در کویر با او روبهرو شده است. بر اساس تحلیل دو روانشناس فوقالذکر، هم دوسنتاگزوپری و هم شخصیت خلبان این نمایش از عقده مادر منفی و نیز سندرم نوجوان ابدی رنج میبرند. اجرای صحنهای این داستان و بازگو کردن وقایع توسط خلبان، در واقع جلسه درمانی اوست. این نمایش ادغامی است از فیلم و تئاتر که در نمایی نزدیک، درامی روانی را شکل دادهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم