در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرتابگر دیسک معتقد است، نمیآید و گلایه هم نمیکند: بابت چه باید بترسم؟ مربیام را میگیرند؟ وقتی در تهران هم باید خودم تنها تمرین کنم، خوب میمانم در اصفهان. حداقل اینجا راحت ترم. دیگر به غذا، تمیز نبودن خوابگاه و هوای آلوده و سرد تهران هم گیر نمیدهم.
صمیمی تمرین در شرایط بیپولی و بیتوجهی فدراسیون را برحسب عادت میداند: من فعلا برحسب عادت تمرین میکنم زیرا عاشق پرتاب دیسک و دوومیدانی هستم، اما نه با هر شرایطی. کیهانی، رئیس فدراسیون گفت، برای گروه A مربی خارجی و اردوی خارجی دارد: سه ماه گذشته و شرایط ما هیچ فرقی نکرده است در حالی که اصل تمرین دوومیدانی زمستان است. باید هزینه شود که اول تمرین کنیم تا مسابقهها شروع شود. آن موقع زمان تمرین سبک است تا بدن روی فرم بیاید.
او نگران از دست رفتن فرصت است: وسط برج دی است. کی قرار است مربی بیاید؟فدراسیون به من میگوید برو لهستان و یک مربی خوب پیدا کن، اما فدراسیون که در ایران نمیتواند هزینه کند، از من میخواهد مربی لهستانی و اردوی اروپایی تعیین کنم؟ حداقل هزینه اردو در اروپا ماهی 5000 دلار است یعنی 20 میلیون تومان، تازه اگر مربی مجانی گیر بیاید. دستمزد مربی خوب هم حداقل ماهی ده هزار دلار میشود. من به چه امیدی باید بروم به لهستان؟
او هنوز هضم نکرده هدف فدراسیون از قطع دستمزد یعنی چه؟ الان من هنوز هنگ هستم. نمیدانم یعنی چه، وقتی حقوق 600 ـ 500 هزار تومانی به ورزشکار میدهیم، تنبل میشود. این مبلغ پول ایاب و ذهاب ما هم نمیشود. فقط میشود پول بنزین. یعنی چه که مسابقه میگذارند و به نفرات برتر پاداش میدهند؟ این جایزه به درد ورزشکاران گمنام میخورد، نه ما.
صمیمی خودش را رها شده میداند و بس: من چندبار برای پول مکمل، ماساژ و تغذیه تماس گرفتم، اما کیهانی به من گفت، بیا اردو روزی 30 هزار تومان بگیر و برو مایحتاجت را تهیه کن در حالی که کارگر هم مزدش روزی صد هزار تومان است. بعد از آن، من گوشیام را خاموش کردهام و زندگی میکنم. من پرتابگر دیسک شانس مدال را رها کردهاند، وای به حال بقیه!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: