در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، شامگاه 22 آبان سال گذشته، دو پسر جوان در تماس با پلیس، از مرگ دوستشان در آلاچیق پارکی در خیابان شیخ بهایی خبر دادند. با حضور ماموران در پارک در تقاطع بزرگراه حکیم و خیابان شیخ بهایی، آنها با جسد پسری 28 ساله روبهرو شدند که با ضربه چاقو به قلبش به قتل رسیده بود . پسر 19 ساله در بازجوییها گفت: همراه مقتول و یکی دیگر از دوستانم با خودرو مشغول تفریح بودیم که یوسف از ما خواست، برای رفتن به دستشویی مقابل پارک توقف کنیم. وارد آلاچیقی شدیم که آنجا با سه نفر دیگر درگیر شدیم و یکی از آنها با چاقو، دوستم را کشت و گریخت. در حالی که یک ساعت از وقوع قتل میگذشت، پسری 26ساله با مراجعه به کلانتری یوسفآباد، خود را عامل جنایت معرفی کرد.
متهم در بازجوییها با اعتراف به این جنایت به تشریح حادثه پرداخت و گفت: اهل یکی از استانهای جنوبی کشور هستم و سه روز قبل برای ترمیم دندانهایم به خانه خواهرم در تهران آمدم. پسر خواهرم همراه دوستانش مرا به پارک برد. در آلاچیق پارک بودیم که پسری ناشناس وارد شد و ضربهای به پسر خواهرم زد. او حالت طبیعی نداشت. به همین خاطر با او درگیر شدم و در یک لحظه با چاقویی که همراهم بود، ضربهای به قلبش زدم.
در ادامه، پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. دیروز متهم در حالی پای میز محاکمه قرار گرفت که اولیای دم برای او درخواست قصاص کردند. پسر جوان در دفاع از خود گفت: شب حادثه در آلاچیق بودیم که مقتول و دوستانش به آنجا آمدند و از ما خواستند به محل دیگری برویم. مقتول خواهرزادهام را زد و من برای دفاع، چاقویی را که همراه داشتم در دست گرفتم و نمیدانم چرا به او زدم .
رئیس دادگاه: چرا چاقو همراه داشتی؟
متهم به قتل: شنیده بودم در تهران زورگیری زیاد است. به همین خاطر با خود چاقو همراه داشتم تا بتوانم از خودم دفاع کنم.
پس از دفاعیات متهم، اظهارات شهود و دفاع وکیل، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: