چند سال داری؟
30 سال.
به چه اتهامی دستگیر شدی؟
خفتگیری از مسافران.
با همدستانت چطور آشنا شدی؟
یکی از آنها خواستگار خودم بود و نفر دوم خواستگار دخترم. البته خواستگار خودم، دوست برادرم بود و بعد از سرقتها با هم عقد کردیم.
چرا سرقت میکردی؟
مادرم در بیمارستان.... بستری بود. ناراحتی ریه داشت و باید عمل میشد. هزینه عمل را نداشتیم. پزشکان گفتند اول پول بدهید تا عمل کنیم. یک روز سه نفری از بیمارستان بر میگشتیم که زنی را بهعنوان مسافر سوار کردیم. با دیدن طلاهایش وسوسه شدیم طلاهایش را سرقت کنیم. او را حوالی خط آهن برده و با تهدید طلاهایش را سرقت کردیم. بعد از سرقت چشمان او را بستیم و از ماشین به بیرون پرت کردیم. البته فکر نکنید به همین راحتی سرقت را انجام دادیم. همسرم و دامادم در طول مسیر، چند بار جای خود را عوض کردند. زن جوان ترسیده بود. به او گفتم، اگر مقاومت نکنی با تو کاری نداریم. او هم مقاومت نکرد.
کسی نبود از او قرض بگیری؟
نه. هفت ساله بودم که پدرم بهخاطر قاچاق موادمخدر اعدام شد. یک خواهر دارم که در مراکز شبانهروزی کار میکند. برادرم هم در زندان است.
پس خانوادگی مجرم هستید؟
وقتی فقر باشد، دزدی و قاچاق هم هست.
چرا چشمان طعمهها را میبستید؟
برای این که پلاک خودرو را یادداشت نکنند.
چندبار مرتکب سرقت شدید؟
سه بار از زنان میانسال و جوان با تهدید چاقو سرقت کردیم.
چرا دیگر ادامه ندادید؟
چون دیگر نیاز به پول نداشتیم من فقط میخواستم پول عمل را تهیه کنم.
چقدر از این سرقتها به دست آوردی؟
پنج میلیون تومان به دست آوردیم که آن را خرج هزینه درمان مادرم کردم.
مادرت فهمید از کجا پول به دست آوردی؟
نه بعد از عمل مرد.
نقش تو چه بود؟
من روی صندلی جلو مینشستم تا مسافران اعتماد کنند و سوار شوند. بعد از سرقت هم طلاها را میفروختم.
از چاقو هم استفاده میکردید؟
اگر زنان مقاومت میکردند با چاقو تهدیدشان میکردیم.
فقط طلا سرقت میکردید؟
نه چهار گوشی تلفن همراه هم سرقت کردیم.
چطور شناسایی نشدید؟
ما که ردی از خودمان برجا نگذاشته بودیم. نمیدانم چطور ما را شناسایی و دستگیر کردند.
چرا از همسر اولت جدا شدی؟
او اعتیاد داشت.
خودت هم موادمصرف میکردی؟
نه. هیچ وقت سمت مواد نرفتم.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
بله. به همدستانم گفتم سرانجام دستگیر میشویم. یک روز که در خانه مان در شهرک واوان بودیم، ماموران وارد خانه شده و ما را دستگیر کردند.
چه ساعتی سرقت میکردید؟
بیشتر سرقت هایمان را در ساعت 4 بعد از ظهر تا 8 شب انجام میدادیم.
با چه خودرویی؟
پراید. متعلق به همسرم است.
حرف آخر.
به مسئولان بگویید برای افرادی که هزینه درمان ندارند تسهیلاتی در نظر بگیرند تا خانواده شان مثل ما دزد نشوند. ما اگر پول عمل را داشتیم هیچ وقت دزدی نمیکردیم. همان طور که بعد از عمل مادرم سمت دزدی نرفتیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم