رویارویی با فضاسازی رسانه ای

جنگ رسانه ای در استراتژی تبلیغاتی امریکا ، از جایگاه ویژه ای برخوردار است ، بر این اساس کشورهایی که حاضر به تمکین در برابر سیاست های یک جانبه گرایانه این کشور نیستند در تیررس این جنگ رسانه ای قرار دارند.
کد خبر: ۹۷۷۹۸

دکتر حسین قندی مدرس علوم ارتباطات در گفتگو با جام جم بر این باور است که اگر کشورهایی نتوانند با رسانه ها به تعامل برسند و از ابزار لازم برای بهره گیری از تاکتیک های اطلاع رسانی بی بهره باشند ، هر سیاستی که اتخاذ کنند «سیاست های روباز» بوده که نه تنها نمی تواند بر افکار عمومی تاثیر بگذارد بلکه در موفقیت اجرایی آن نیز نباید دلخوش باشند.



اساسا تعریف جنگ رسانه ای یا فضاسازی رسانه ای چیست؛
حدود 2 قرن پس از انتشار نخستین نشریه های ادواری در اواخر قرن 19 میلادی و آغاز قرن بیستم ، شکل تازه ای از نشریات با تاثیرگذاری بر جامعه متوسط اروپا و امریکا یا به عبارتی «نشریات عامه» پا به عرصه گذاشت و توانست مخاطبان نشریات را از جامعه فرهیختگان به جامعه عام ، توسعه دهد. جنگ اول و سپس جنگ دوم جهانی نیز در روند اطلاع رسانی و کثرت مخاطبان نشریات تاثیر گذاشت و از این زمان بود که پژوهش های ارتباطی را در حوزه وسایل ارتباط جمعی شکل داد. از اوایل دهه 20 قرن گذشته (میلادی) همزمان با اختراع رادیو و سپس تلویزیون دوران تازه ای در عرصه ارتباطات به وجود آمد و تاثیرات آن را بر افکار عمومی جلوه گر ساخت . والتر لیپمن روزنامه نگار امریکایی درکتاب «افکار عمومی» تاثیر وسایل ارتباط جمعی بر افکار عمومی را روشن ساخت و از آن پس پیشرفت وسایل ارتباط جمعی شتاب بیشتری گرفت و ارتباطات عصر خود را شناخت . در پی توسعه روز افزون وسایل ارتباط جمعی و ایجاد شاهراه اطلاعاتی در اواخر قرن بیستم و شکل گیری جامعه اطلاعاتی طی 10 ساله اخیر تاکتیک های اطلاع رسانی به کمک تکنیک ها آمدند. در این میان دولتها و حکومت هایی که شناخت لازم از وسایل ارتباط جمعی را داشتند در کنار حمایت از توسعه روز افزون وسایل ارتباط جمعی ، تعامل لازم را میان دیپلماسی و رسانه ها به وجود آوردند و توانستند از رسانه ها و روزنامه نگاران حرفه ای و مجرب در جهت سیاست های داخلی و خارجی بهره گیری کنند و در این میان نیز رسانه ها با بهره گیری از تاکتیک های اطلاع رسانی فضای مطلوبی برای رسیدن به اهداف حکومت ها ایجاد کردند. جنگ رسانه ای یا فضاسازی یا جریان سازی و نظایر آن در زمره تاکتیک های اطلاع رسانی است که با توجه به زمینه خبر ، روش تاکتیک نیز تغییر خواهد کرد.

سیاست جنگ رسانه ای که خبرسازی محور آن است در استراتژی امریکا چه جایگاهی دارد؛
جنگ رسانه ای به عنوان یک تاکتیک نه تنها در استراتژی سیاسی امریکا بلکه اکثر کشورهای غربی لحاظ شده است. جنگ رسانه ای یک «کل» است که با بهره گیری از تاکتیک های مختلف آغاز می شود و ادامه می یابد. جنگ رسانه ای گاهی با تاکتیک «تست خبر» آغاز می شود یا شوکی به افکار عمومی وارد کند و سپس با بهره گیری از تاکتیک های دیگر مثل «سکوت خبری» یا تاکتیک قطره ای دوباره افکار عمومی را به خود جلب کند. در جنگ رسانه ای مهمترین عامل پیش برنده تعاملی است که میان رسانه ها با حکومت ها برقرار است و ریشه آن در اعتمادسازی رسانه ای در میان جامعه است . این دو عامل سبب می شود تا هر سیاست حکومت ها قبل از عمل ، از طریق رسانه ها بازتاب داده شود و به دلیل اعتمادسازی قبلی میان رسانه ها و جامعه ، دست حکومت ها برای اجرا کاملا باز شود زیرا قبلا از بازتاب آن در میان افکار عمومی آگاه شده اند. این استراتژی که به استراتژی آگاهی و اطلاعاتی شهرت دارد زمینه ساز هر اقدام حکومت ها در رابطه با مردم خود و همچنین عرصه سیاست بین المللی است.

کشورهای فاقد ابزار موثر برای مقابله با جنگ رسانه ای ، باید چه سیاست هایی را اتخاذ کنند؛
اگر کشورهایی نتوانند با رسانه ها به تعامل برسند یا رسانه ها از ابزار لازم برای بهره گیری از تاکتیک های اطلاع رسانی بی بهره باشند در پاسخ به این پرسش باید بگویم هر سیاستی که اتخاذ شود به عنوان سیاست های «روباز» نه تنها نمی تواند بر افکار عمومی جامعه و جهان تاثیر بگذارد بلکه در موفقیت اجرایی آن سیاست نیز نباید دل خوش داشت .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها