به گزارش جامجم، اوایل مهر امسال مردی با حضوردر پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران از ناپدید شدن همسر 80 سالهاش خبر داد. شاکی به افسر تحقیق گفت: همسرم برای دیدن دوستش از خانه بیرون رفت، اما بازنگشت. از اقوام، دوستان و همسایهها سراغش را گرفتم که کسی از او خبری نداشت. بیمارستانها، پزشکیقانونی و حتی بهزیستیها را هم جستوجو کردم تا شاید ردی از او پیدا کنم، اما موفق به یافتن وی نشدم.
همزمان با تشکیل پرونده قضایی در دادسرا، تحقیقات برای یافتن زن گمشده آغاز شد. در ادامه جستوجوها، ماموران هفته گذشته اطلاع یافتند زن جوانی که با زن گمشده آشنایی داشته، آخرین نفری بوده که با وی ملاقات داشته است. با کشف این سرنخ، روند رسیدگی به این پرونده وارد مرحله جدیدی شد. این زن با انتقال به اداره پلیس در تحقیقات به افسر بازجو گفت: من با مرد جوانی آشنایی داشتم. قبل از ناپدید شدن این زن، با یکدیگر به خانه مرد جوان رفتیم و شب آنجا بودیم. صبح من زودتر از خانه خارج شدم و از سرنوشت دوستم خبر نداشتم.
وی ادامه داد: از خانوادهاش شنیدم که او چندروزی است به خانه بازنگشته که با پسر جوان تماس گرفتم، اما او هم مدعی شد از آن زن خبری ندارد و پس از رفتن من از خانه، وی نیز خانه را ترک کرده است.با جمعبندی این اطلاعات، پسر جوان به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دو روز پیش در یکی از محلههای تهران دستگیر شد.
او با انتقال به اداره پلیس در بازجویی اظهارات ضد و نقیضی مطرح کرد.
وی به افسر بازجو گفت: من آن زن را نمیشناسم و تا به حال به خانهام نیامده است. یک روز از خیابان عبور میکردم که دیدم حالش بد شده که او را سوار خودرویی کرده و به بیمارستان رساندم. حالش که بهتر شد، شمارهای از خانوادهاش به من داد تا با آنها تماس بگیرم. شوهرش به بیمارستان آمد و من هم ماجرا را برای او تعریف کردم. آن زن توسط شوهرش از بیمارستان مرخص شد و دیگر از او و شوهرش خبری ندارم.
با توجه به این اظهارات، ماموران او را در مواجهه حضوری با شوهر زن گمشده قرار دادند که معلوم شد آنها همدیگر را ندیدهاند.
همین دروغپردازیهای مرد جوان بود که پلیس را با معمای پیچیدهای روبهرو کرد. با دستور بازپرس مرشدلو در وقت کشیک دادسرای جنایی تهران، این مرد بازداشت شده و تحقیقات از او در اداره یازدهم پلیس آگاهی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم