در دنیای امروز ، در هر مرحله ای از قدرت ، رسانه ها نقش اصلی را در تعیین و پیشبرد استراتژی جنگ روانی قدرت حاکم بر عهده دارند.
کد خبر: ۹۷۴۳۰
اگر خط طولی قدرت در دنیای امروز را از امریکا تا کشورهای اروپایی ، روسیه و... در نظر بگیریم ، به این نتیجه می رسیم که به تناسب گستره قدرت هر یک از این کشورها ، گستره قدرت رسانه ای آنها نیز رشد یافته است . در امریکا ، در تشکیلات سازمان سیا ، وزارت خارجه و وزارت دفاع این کشور ، کمیته هایی عهده دار مسوولیت جنگ روانی این کشور هستند. اهمیت این کمیته ها در وضعیت کنونی جهان و در تشکیلات این سازمان ها افزایش یافته است . این کمیته ها تا قبل از سال 2001 مسوولیت هدایت و پیشبرد جنگ روانی در کشورهای اروپای شرقی و قبل از آن نیز هدایت جنگ سرد را برعهده داشتند. پس از مدتی وقفه در کار آنها ، این کمیته ها دوباره سامان یافته اند ، بودجه آنها افزایش یافته و به کادرسازی جدید روی آورده اند. مهمترین محور تشکیلاتی کمیته های جنگ روانی نیز از رسانه ها سامان یافته است . امریکایی ها برای هر اقدام نظامی یا سیاسی در سطح بین المللی نیازمند مثلث اقدام هستند. این مثلث شامل 3 ضلع مشروعیت بین المللی ، ایجاد ترس و وحشت در کشور هدف و ایجاد فضای روانی پشتیبانی در داخل کشور خودشان است. نقش اولیه شکل گیری مثلث اقدام در امریکا ، برعهده رسانه هاست . به این ترتیب که رسانه ها برای دستیابی به مشروعیت بین المللی ، تهدیدها و خطرهای کشور هدف را بزرگنمایی می کنند ، حقوق و خواسته های کشور هدف را کوچک می شمارند ، به حقوق و خواسته های خود وجهه بین المللی ، حقوق بشری و دموکراسی می دهند و در اهمیت این خواسته ها بزرگنمایی می کنند و با مشروع سازی جنگ سعی می کنند در کشور هدف رعب و وحشت ایجاد کنند. اقدام کنگره امریکا در تصویب 70 میلیون دلار برای تقویت جنگ روانی علیه ایران بخشی از اقدامات این کشور برای بهره گیری از الگوی رسانه ای در مقابله با ایران است . در فاز سوم نیز رسانه ها نقش پر اهمیتی در امریکا دارند. برجسته کردن اخبار منفی درباره کشور هدف و منضم کردن اخبار غیرواقع به رویدادهای واقعی و همچنین دست کاری در نظرسنجی ها از روشهای رسانه ای برای بسیج کردن افکار عمومی داخل علیه کشور هدف است . مصداقی که باز در این باره می توان ارائه کرد ، نظرسنجی هایی است که درباره میزان حمایت افکار عمومی امریکا از سیاست مقابله و تهاجم علیه ایران ارائه می شود. با این که آخرین نظرسنجی ها نشان می دهد فقط 29 درصد مردم امریکا حامی سیاست های دولت بوش هستند اما براساس نظرسنجی های دیگر که در رسانه های این کشور به آن استناد می شود ، بیش از 50 درصد مردم امریکا حامی سیاست های مقابله ای و تهاجمی امریکا علیه ایران هستند. این که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیرشان در دیدار مدیران رسانه ای اتحادیه ABU تعبیر جاده یکطرفه را در تبیین مدل رسانه ای کشورهای سلطه طلب مطرح کردند ، اشاره به جریان غالب و یکسویه اخبار هدفمند و جانبدارانه کشورهای غربی و در برابر آن واکنش منفعلانه و ضعیف کشورهای در حال توسعه در برابر آنان است . واقعیت این است که جاده گذر اخبار و اطلاعات در وضعیت کنونی یکطرفه و مسیر عبور اخبار و اطلاعات کشورهای در حال توسعه خلوت است . اکثر کشورهای در حال توسعه دنیا ، دارای رسانه هایی با نگرش منطقه ای هستند و از استقلال و روشن بینی لازم نیز برخوردار نیستند. حتی برخی از توفیق رسانه ای این کشورها نظیر شبکه الجزیره در این جاده یکطرفه جریان اخبار و اطلاعات با امریکا و غرب همراهی می کنند و استراتژی مقابله با آنان را ندارند. در این میان فقط ایران و معدودی از کشورها بوده اند که سعی کرده اند در برابر این تهاجم اطلاعات و خبر، مقابله کنند. ایران با وجود امکانات محدود در بعد سخت افزاری در میان هجمه های خبری و اطلاعاتی جای خود را باز کند. می توان گفت موضعی که افکار عمومی دنیا در مقابله با سیاست های تهاجمی غرب گرفته تا حدی متاثر از نقش ایران است . در این میان ، کشورهای اسلامی ، اقدام ابتکاری مناسبی در تشکیل اتحادیه رسانه ای جهان اسلام داشته اند ، ولی باید توجه داشت که توفیق این اتحادیه زمانی خواهد بود که ارتباط و درک خوبی از شرایط افکار عمومی دنیای اسلام داشته باشند و در واقع بتوانند به خوبی با افکار عمومی مسلمانان همراهی کنند. سال گذشته بوش به وزارت خارجه و سازمان سیا دستورالعملی داد که بر مبنای آن این دو سازمان وظیفه دارند اعتبار لازم را برای تقویت وجهه امریکا در خاورمیانه و کاهش نفرت مسلمانان از امریکا تخصیص دهند و اقدامات لازم را در این زمینه اجرا کنند. همین دستورالعمل نشان دهنده اشراف امریکا بر این نکته است که افکار عمومی مسلمانان بشدت علیه سیاست های امریکاست . در این وضعیت رسانه های ایران و دیگر کشورهای مسلمان باید دروغ دموکراسی سازی را برای مردم دنیا افشا کنند. تولیدات برنامه ای ایران باید دموکراسی واقعی را بشناساند و این نکته را مورد تاکید قرار دهد که هر چه کشورهای منطقه از دموکراسی واقعی دورتر باشند ، همراهی آنان با غرب بیشتر خواهد بود. برای افشای این حقیقت نیز لازم نیست به تحلیل های انتزاعی روی آوریم ؛ چراکه آنقدر مصادیق و شاخص های واقعی وجود دارد که نیازی به تحلیل های انتزاعی نداریم.
حشمت الله فلاحت پیشه
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس