در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی نگاهی کاملا وفادارانه به تاریخ داشته و برخی دیگر عنصر خیال را وارد این داستان کرده و به تلفیقش با واقعیت پرداختهاند، اما آنچه که هردوی آنها بر آن توافق نظر دارند چیزی جز دراماتیزه کردن تاریخ نیست. در میان مجموعههای خارجی به نمایش درآمده در تلویزیون ایران نیز به نمونههای مختلفی از آن برمیخوریم که عمدهشان مایههای انقلابی داشتهاند.
بخش مهمی از این آثار متعلق به کشورهای عربی بودهاند که گاه همچون: عزالدین قسام در دهه 60 با اقبال عمومی مواجه شده و برای مخاطبان آن سالهای سیما نام آشنایی به نظر میرسند. کاری براساس زندگی و فعالیت مبارزی فلسطینی به نام قسام که در دوره سلطه انگلیسیها بر فلسطین علیه مهاجرت یهودیان به فلسطین دست به مبارزه مسلحانه زده بود. تم اصلی این قبیل مجموعههای تلویزیونی، مبارزه با استعمار و استعمارگران و در نهایت دستیابی به آزادی است که میزان اثرگذاری آن بستگی مستقیم به کیفیت فیلمنامه دارد. مجموعه تلویزیونی «نیل در خون» ساخته شوقی الماجری که سال 2012 روی آنتن رفته و مخاطبان زیادی هم در کشورهای عربی بخصوص مصر داشته از شاخصترین این گونه آثار است که پخش آن همزمان با بهار عربی منطقه و بویژه سقوط دولت حسنی مبارک بوده است. به بهانه پخش این مجموعه تلویزیونی از شبکه افق نگاهی به آن میاندازیم.
انگلیس، فرانسه و استعمار مصر
در آغاز قرن نوزدهم، کشورهای بزرگ اروپایی مستعمرات بسیار داشتند که بخش مهمی از ثروت و منبع ملی آنها را تصرف کرده و از این طریق فشار زیادی به کشورهای تحت سلطه خود وارد میآوردند. نویسندگان فیلمنامه نیل در خون نیز دست روی همین نکته مهم و کلیدی گذاشته و از آن بهعنوان بستری برای روایت داستان پرکشش خود بهره گرفتهاند. امپراتوری بزرگ و قوی بریتانیا در آن ایام، تسلط خوبی روی مصر داشته و از آن بهعنوان راه ارتباطی مناسب برای دیگر مستعمره خود(هندوستان) بهره میگرفت. فرانسه پس از به قدرت رسیدن ناپلئون و برای ضربه زدن به اقتدار بریتانیا، مصر را هدف خود قرار داده و با اعزام نیروی انسانی بسیار و تسلیحات گوناگون سعی در تصرف مصر داشت. روایت درست و خارج از تحریف تاریخ، نخستین وظیفه سازندگان نیل در خون بوده که تلاش زیادی هم برای انجام آن به خرج داده شده است. به همین دلیل هم دو قسمت نخست به مقدمهچینی و فضاسازی اختصاص داده شده و در آن سعی شده مخاطب با مصر اوایل قرن نوزدهم و همینطور ناپلئون و نیروهای تحت امر او که برای رسیدن به اهداف خود نقشه ماهرانه و پیچیدهای کشیدهاند، آشنا شود.
نیل در خون و خرده داستانهایش
سریالهای طولانی نیاز به داستانکهایی برای گسترش عرضی قصه خود دارند که نیل در خون هم از این قاعده کلی مستثنا نیست. اتفاقی که از همان قسمت اول شاهد آن بوده و چند داستان به شکل موازی روایت میشوند که در قسمتهای بعد همگی آنها ربطی به حمله فرانسویها به مصر پیدا میکنند. شخصیتهای مختلف نیز در دل این داستانکها معرفی شده و به مرور شکل میگیرند. بخش مهمی از آنها تیپ و تیپ - شخصیتهایی هستند که مخاطب نمونههای بسیاری از آنها را در سریالهای مختلف عربی دیده و شناخت نسبتا کاملی هم از آنها دارد. این نکته برای مخاطبان عام جذاب است چرا که برای پی بردن به لایههای اندک این تیپ - شخصیتها نیاز چندانی به تعمق نداشته و میتوانند کنشهای بعدی آنها را حدس بزنند. درست در نقطه مقابل با مخاطبان خاص روبهرو هستیم که سختگیرانهتر به آدمهای این سریال نگاه کرده و علاقه چندانی به تماشای شخصیتهای تکراری ندارند. برای نمونه میتوان به زن جوان همسر از دست داده و پسر خردسالش اشاره کرد که خواستگاری سمج دارد اما به واسطه ناسازگاری پسرش با آن مرد تن به این ازدواج نمیدهد. همینطور مرادبیک و خانوادهاش که شخصیت محوری کار به حساب میآید ولی بکر و تازه به نظر نمیرسند. در سمت دیگر فرانسویان هم چندان متفاوت نبوده و نویسندگان کار تنها به ساخت تیپهای آشنا در این باب بسنده کردهاند. دیگر نکته مهمی که در نیل در خون به چشم میخورد، حضور نسبتا پررنگ زنان در پیشبرد داستان است که برای مخاطب هم جالب توجه به نظر میرسد.
کسری همایونیافشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: