براساس آمارهای موجود، از مجموع افرادی که در کشور دچار مرگ مغزی میشوند و اعضای مختلف بدنشان قابلیت اهدا پیدا میکند، سهچهارم بدون اهدا از دنیا میروند. اتفاقی که باعث میشود عرضه و تقاضایی نابرابر پیرامون اعضای حیاتی بدن انسان شکل بگیرد. همینجاست که کلیه میلیونها تومان معامله میشود و حرف از شناسنامهسازی برای دورزدن قانون پیوند کبد از فرد زنده به فرد زنده دیگر به میان میآید؛ شناسنامهسازی که میخواهد قانون اهدا فقط افراد خانواده را دور بزند. با تمام این تفاسیر به گفته کارشناسان آنچه میتواند این بازار داغ را از رونق بیندازد، تنها و تنها فرهنگسازی بحث اهدای عضو بعد از مرگ مغزی است. نیمنگاهی به آمار مرگ مغزیهای کشور که بدون اهدا، بار آخرت میبندند تائیدی است بر این ادعا. از این نظر یکی از راهکارها، پرداختن به این مسأله در رسانهها به شیوهای اصولی و مطابق با واقعیتهای پزشکی است. به این ترتیب و با بالا بردن اطلاعات پزشکی در این زمینه و شناساندن ابعاد اهدای عضو به تمام اقشار جامعه میتوان به فرهنگسازی درباره اهدای عضو کمک کرد. چراکه هنوز هستند افرادی که تفاوت شرایط بیماری که مرگ مغزی شده با بیماری که کما رفته را نمیدانند و درباره احتمال بازگشت بعد از مرگ مغزی نگرانیهایی دارند که باعث میشود با اهدای عضو بیمارشان موافقت نکنند. در نتیجه بالابردن آگاهی عمومی مردم جامعه نسبت به شرایط اهدای عضو و از طرف دیگر، بالابردن فرهنگ ایثار و از خودگذشتی برای موافقت با پیوند و نجات جان بیماران نیازمند دیگر، راهکاری است که میتواند دست دلالان و سودجویان را از فرآیند پیوند عضو کوتاه کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم