واقعیت این است که در طول 40 سال گذشته معمولا روابط جمهوریخواهان با دولت چین به نسبت دولتهای وابسته به حزب دموکرات بهتر بوده است. دموکراتها معتقدند که باید با چین به عنوان یک رقیب برخورد و برای حذف آن از صحنه تلاش کرد تا این کشور کمترین تاثیرگذاری و نقش را در سطح بینالمللی و منطقه داشته باشد. البته این هدف، یکی از آمال و آرزوهایی دولتهای وابسته به حزب دموکرات است و اینکه موفق به تحقق آن شوند به شرایط مختلفی بستگی دارد. جمهوریخواهان معتقدند که امکان ندارد چین را از صحنه بینالمللی حذف کرد و بنابراین بهتر است که با این کشور به مثابه یک شریک رفتار کنیم. از این رو است که روابط چین با آمریکا در دوره جمهوریخواهان از سطوح بالاتر و بهتری برخوردار بوده است. بنابراین چین نیز در دوره جمهوریخواهان توانسته است از فرصت به نحو مطلوب استفاده کند و به توسعه خود بیفزاید.
دولت آمریکا نمیتواند چین را به لحاظ سیاسی و بینالمللی و حتی حضور در بازارهای آمریکا حذف کند. زیرا حضور کالاهای ارزانقیمت چینی در بازار آمریکا به نفع مردم این کشور است و آمریکاییان از کالاهای چینی که با شرایط برابر از کیفیت مشابه و قیمت ارزانتری برخوردار است استقبال بیشتری میکنند. قطعا دولت آمریکا نمیتواند در این زمینه اقدام موثری داشته باشد. به هر روی وضعیت بازار تا حدود زیادی تعیینکننده است. از طرف دیگر بخش زیادی از کالاهایی که در بازار آمریکا به فروش میرسد محصول کارخانههایی است که با سرمایه، سرمایهداران آمریکایی در چین تولید میشود. بنابراین بخشی از سود فروش کالاهای چینی در بازار آمریکا به سرمایهداران آمریکایی میرسد. شرایط آمریکا با ایران تفاوت زیادی دارد. در ایران هرچه تولیدکنندگان چینی سود ببرند مال خودشان است اما در آمریکا بخشی از این سود مربوط به سرمایهگذاران آمریکایی است. بنابراین دولت آمریکا نمیتواند علیه سرمایهداران خود تصمیمگیری کند.
قطعا دو دولت نیازهای زیادی به یکدیگر دارند که میتواند بعضی از نقاط ضعف در روابط اقتصادی این دو کشور را جبران کند. مثلا چین نیازمند بعضی از کالاهای با فناوری پیشرفته آمریکاست و بنابراین آمریکاییها، اگر حاضر باشند به نوعی در این معامله وارد بشوند و به این ترتیب بخشی از بازار چین را در اختیار بگیرند قطعا نوعی تعادل در روابط با چین بهوجود میآید. ضمن اینکه حجم مبادلات دوکشور بسیار بالاست. آخرین رقم مربوط به سال گذشته 320میلیارد دلار حجم مبادلات دو کشور بوده که صادرات چین به آمریکا 180میلیارد دلار و صادرات آمریکا 140میلیارد دلار بوده است. یکی از اهرمهای مهم چین حجم بالای سپردههای ارزی و سهام در آمریکاست و این یک نقطه ضعف برای ایالات متحده محسوب میشود از این رو آمریکا تلاش خواهد داشت تا به گونهای رفتار نکند که چین درصد برآید تا از این اهرم استفاده کند. شاهد بودیم که در همین دوره عربستان توانست از همین امکان و اهرم برای پیشبرد اهداف خود و برای نادیده گرفتن نقش این کشور در برخی از اقدامات تروریستی استفاده کند.
جواد منصوری / سفیر پیشین ایران در چین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم