امنیت و مرض فراموشی

امنیت مقوله بسیار پیچیده ای است و اصلی ترین نیاز جوامع امروز است اما نیاز کشورهای در حال توسعه به امنیت به دلایل متفاوت تری هم از پیچیدگی بیشتر و هم از شدت نیازمندی بیشتری برخوردار است.
کد خبر: ۹۶۹۸۰

از پیچیدگی بیشتر برخوردار است به این دلیل که اولا دستگاه های امنیتی تامین کننده امنیت ، درک واقعی و همه جانبه ای از مقوله امنیت کمتر به دست می آورند و آن را صرفا مقوله ای امنیتی و منقطع از سایر جنبه های حیات اجتماعی در نظر می گیرند و ثانیا نگاه آنها محدود و صرفا نظامی امنیتی است و این در حالی است که در تمامی جوامع در حال توسعه این تجربه بارها تکرار شده است که امنیت مقوله ای مجرد نیست و نگاه صرفا امنیتی ، تامین کننده آن نخواهد بود. نگاهی گذرا به کشورهای همسایه پاکستان و افغانستان به روشنی ثابت می کند که این دو کشور با بحران امنیت روبه رو هستند و مادامی که تصور رهبران آنها از مقوله امنیت به عنوان یک پدیده مجزاست ، گمان نمی رود که به امنیت لازم دست یابند، نه تنها خود آنها به چنین مرحله ای نخواهند رسید بلکه می توانند آن را همچون یک کالای تجاری به سایر کشورها نیز صادر نمایند. امنیت در یک کلیت ، در یک کشور و در یک منطقه در کنار سایر عناصر تامین کننده آن معنا و مفهوم واقعی خود را می یابد. جوامعی که با از هم گسیختگی ملی روبه رو باشند، نمی توانند امنیت لازم را بیایند. در شرایطی که شکاف های متراکم قومی و مذهبی وجود داشته باشد، نگاه صرفا امنیتی به مقوله امنیت نه تنها پاسخ دولت ها را نمی دهد بلکه خود به عنوان محرک و انگیزه ناامنی عمل خواهد کرد. فقر و تبعیض شوره زاری است که از قلب آن جز ناامنی رویشی دیگر نمی توان انتظار داشت . امنیت را در کشوری فقیر و بحران زده نظیر افغانستان که مواد مخدر تنها محصول قابل عرضه آن به بازارهای جهانی است چگونه می توان تامین کرد. مهم تر این که چگونه می توان از صدور ناامنی به سایر کشورهای همسایه جلوگیری کرد. امنیت را در پاکستان نیز نمی توان بسادگی برقرار کرد. جایی که بی نظمی خود نظم شده است ، انتظار بیهوده ای است که انتظار داشت امنیت پایداری را بتواند برقرار کند. شک نباید داشت که امنیت ایران ، امنیت پاکستان و امنیت افغانستان به هم گره خورده است . مشکل اینجاست که این واقعیت بدرستی درک نشده است و هر کدام از دیگری انتظار معجزه دارند که کمک کند امنیت اش تامین شود. واقعیت آن است ، مادامی که چنین ذهنیتی وجود دارد امنیت قابل حصول نخواهد بود. امنیت در شرایط گسترش فقر و تبعیض ، امنیت در شرایط افزایش شکافها و متراکم شدن مداوم آنها غیرقابل حصول است . مادامی که در این کشورها نگاه امنیتی جای خود را به نگاه توسعه ای ندهد هاون در آب کوبیدن است . تجربه در همه کشورها و در میان همه ملتها این واقعیت را بارها به اثبات رسانده است و اگر گوش شنوایی وجود ندارد، ارتباطی به اصل واقعیت های تجربه شده ندارد. دولتها معمولا حاضر به تحمل هزینه های اضافی نظامی - امنیتی در شرایط بحران امنیتی می شوند، ولی به محض آن که بحران کاهش یافت ، فراموشی به سراغشان می آید. درست به همین دلیل است که در دور باطل امنیت نسبی ناامنی نسبی گرفتار می شوند و راه حل های واقعی برون رفت از آن برایشان ملموس نمی شود. دعا کنیم که دولتمردان ما نیز به این مرض مهلک فراموشی گرفتار نشوند.

پیر محمد ملازهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها