سرانه پایین سلامت و کمبود بودجه هم در این حوزه، مزید بر علت شده است تا خدمات ارائه شده به بیماران کلیوی با محدودیتهای متعددی روبهرو باشد. البته در این میان، برخی شیوههای درمانی موفق در دنیا هم در کشور ما جدی گرفته نمیشود، مثلا الان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته شاهد هستیم برای آسایش بیشتر بیمار و کاهش هزینههای درمان، سیستم دیالیز در منزل برقرار است؛ اما این شیوه در کشور ما عملیاتی نشده است، در حالی که باید بیمار و سیستم درمانی را به سمت چنین دیالیزهایی ترغیب کنیم.
همچنین به نظر میرسد در راستای حمایت از این بیماران، سیاستگذاری علمی و دقیقی هم وجود ندارد. مثلا هم اکنون شاهد هستیم گاهی از داروهای چند دهه پیش برای درمان بیماران کلیوی استفاده میشود، در حالی که باید هر طور شده از بیمار پیوندی حمایت کنیم تا دوباره به مرحله دیالیز برنگردند.
به همین دلایل نیاز داریم همچون کشورهای توسعه یافته، سازمانی متولی وجود داشته باشد که حمایت از بیماران کلیوی را فقط به حمایتهای درمانی از آنها محدود نسازد و در حوزه معیشت، اشتغال، آموزش، ورزش و حتی حمایتهای روانی و عاطفی به این بیماران کمک کند تا آنها بتوانند از حقوق اجتماعی خود به طور کامل بهرهمند شوند، اما در کشور ما عمده حمایت از بیماران کلیوی، فقط محدود به مسائل درمانی شده است و از همین رو باید بازنگری جدی در این حوزه اتفاق بیفتد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم