در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاریخی محاورهای و نشنیده و تحلیلهایی خلاقانه و متفاوت از این اقدام، در این شماره ما را به فکر انداخت که پربیراه نیست اگر بگوییم هر ایرانی، با هر مدرکی و در هر جایگاه اجتماعی که باشد، یک سیاستمدار است؛ شاید چون مردم ما، جزو فعالترین و حساسترین مردم دنیا در تعیین سرنوشت سیاسیشان هستند و به همین علت دانش سیاسی آنها هم نسبتا بالاست. تحلیلهای مردمی را درباره ماجرای تسخیر لانه جاسوسی از زبان خودشان بخوانید. شما چه دیدگاهی دارید؟
سفارتی که فقط سفارت نبود
محمد محمودی، 55 ساله، فروشنده وسایل گرمایشی: توی سفارت دستگاهی داشتند که کاغذها را شکل ماکارونی میکرد تا کسی نتواند از آن سندها استفاده کند. وقتی دانشجوها سفارت را تسخیر کردند آمریکاییها بخش زیادی از سندهای جاسوسی را با همان دستگاه نابود کرد. بخشی دیگر هم البته منتشر شد، اما به نظرم یک بخش را هم نظام همچنان در اختیار دارد و نیازی به فاش کردن آن ندیده که خب طبیعی است چون قرار نیست همه مسائل سیاسی و امنیتی در اختیار مردم باشد، اما میخواهم بگویم به نظرم هیچکس در این سالها نگفته است من فکر میکنم که مرکز جاسوسی آمریکا در آن زمان فقط سفارت خودش نبود.
اگر ماجرای تسخیر سفارت را مطالعه کرده باشید میفهمید که 6 نفر از کارمندان آنجا فرار کردند و با کمک کاناداییها، با مدارک جعلی از کشور خارج شدند. یک سفارتخانه در کشوری برای کارمندان یک سفارت دیگر که فراری هستند مدارک جعلی درست میکند به نظر شما این عجیب نیست؟ فکر میکنید چرا کانادا باید در این حد با آمریکاییها همکاری داشته باشد. اخبار ریز دیگری هم در طول تاریخ ثبت شده که ثابت میکند سیستم اطلاعاتی ایران باید بیشتر بر نوع فعالیتهای سفارت کانادا (که البته فعلا تعطیل است) نظارت داشته باشد!
تنفر یک جایی بالاخره بیرون میزند
عباس جعفری، 60 ساله، شغل تاسیساتی: مردم از آمریکا متنفر شده بودند مثل همین حالا. آمریکا را علت مشکلات اصلیشان میدانستند و میگفتند آمریکا میخواهد شاه را پناه بدهد. خب مردم راضی نبودند. شاه مسئول جنایتهایی بود که در جریان انقلاب اتفاق افتاد. مردم میخواستند او را در کشور خودشان محاکمه کنند. یکی از شعارهایی که دیگر هیچ کس نمیگوید و یادم هست که آن روزها زن و مرد فریاد میزدند این بود «شیرهای نفت رو بستیم/ آمریکا را شکستیم» با این شعار احتمالا درک میکنید که مردم تا حد از آمریکا کینه به دل گرفته بودند و شک نکنید که تنفر بالاخره یک جایی بیرون میزند.
یک بار هم هیاتی از آمریکاییها آمدند که با بازرگان مذاکره کنند، اما مردم اجازه ندادند و از فرودگاه روانهشان کردند که بروند. اینها نشان میداد که دست آخر این دشمنی میان دو کشور بالاخره به جای باریک میکشید. این طوری شد که دانشجوهای خط امام(ره) به سفارت آمریکا حمله کردند.
ابهامات آن 444 روز
حامد احمدی، 25 ساله، دانشجوی کارشناسی معماری: بهترین راه برای قطع همکاری دیپلماتیک با آمریکاییها گرفتن سفارت بود. در این ماجرا دولت وقت ما نقشی نداشت بلکه دانشجوها با استناد به اطلاعاتی که از فعالیتهای مشکوک داشتند به آنجا حمله کردند، اما پس از حمله، رسما از آنها حمایت شد.
خیلی دوست داشتم که رسانهها در کشور ما فعالتر بودند و کسانی که در تسخیر لانه جاسوسی نقش داشتند را پیدا میکردند و با آنها صحبت میکردند. وقتی توده اطلاعاتی در جامعه نیاز است و وجود ندارد، برای جبران آن کمبود، شایعه و دروغ شکل میگیرد. کمبود اطلاعات درباره آن دانشجوها هم باعث شد که شایعات مختلفی به وجود آید، مثلا مدتی میگفتند رئیسجمهور قبلی ایران جزو همان دانشجوها بوده است، اما بعد مشخص شد فردی شبیه ایشان آنجا بوده و این یک دروغ است یا بعدها شایع شد افراد دیگری جزو آن دانشجوها بودهاند، اما هنوز صحت و سقم این ماجرا و ابهامات آن 444روز مشخص نیست.
سیمان خیس
سیامک اصلانی، 75 ساله، پیمانکار بازنشسته: وقتی سفارت کشوری به جای پرداختن به وظایفش جاسوسی و تفرقه افکنی میکند طبیعتا مردم آن کشور، واکنش نشان میدهند. سفارت آمریکا لانه جاسوسی شده بود و نمیشد دست روی دست گذاشت چون ثبات سیاسی کشور پس از انقلاب هنوز کامل نبود و مثل سیمان خیس بودیم و هر لحظه امکان داشت آسیب ببینیم. ما در خطر بودیم چون ممکن بود دشمن خارجی یا داخلی وضعیت کشور را به هم بریزد. نگهداری کارمندان آمریکایی دستگیر شده در ایران بیش از یک سال طول کشید و آن زمان آمریکا تهدیدهایی داشت که میگفت میتواند در خاورمیانه جنگی علیه ایران راه بیندازد. همین اتفاق هم افتاد و چندی بعد صدام با پشتگرمی آمریکا به خاک ما تجاوز کرد. منظورم این نیست که چون ما لانه جاسوسی را گرفتیم جنگ 8 ساله راه افتاد؛ بلکه آمریکا وقتی دید دیگر هیچ پایگاهی در ایران ندارد و با مذاکره به جایی نمیرسد، بانی جنگ شد تا شاید از این طریق به حکومت لطمه بزند و ایران را به زانو در آورد که به قدرت خدا نتوانست.
چقدر اینها زرنگند
شکیبا سعیدی، 40 ساله، کارمند شرکت، کارشناس جامعهشناسی: باید از دو وجه این ماجرا را دید. وجه اول این است که اشغال سفارت آمریکا، برای کشور ما و انقلابمان مهم بود چون ما تصمیم داشتیم با آمریکا قطع ارتباط کنیم و این اتفاق شرایط را برای ما تسهیل کرد. ضمن این که گزارشهایی مبنی بر فعالیتهای جاسوسی در این سفارتخانه وجود داشت پس دانشجوهای خط امام میخواستند این فعالیتها را متوقف کنند.
از وجه دیگر هم باید این قضیه را دید و فهمید که چقدر اینها زرنگ هستند. من جایی خواندم که کارشناسان آمریکایی از قبل این حمله را پیشبینی کرده بودند. این پیشبینی در اسناد محرمانه آنها هم دیده شده است. به نظر من آنها شرایط را به گونهای پیش بردند که مردم خشمگین شوند و این خشم سرانجام به اشغال سفارت میرسید.
این ماجرا برای آمریکاییها کم سود نداشت. اولا پولهای ایران را با همین بهانهها در کشورشان بلوکه کردند. ثانیا قانونی مصوب کردند و به کارمندانی که در ایران دستگیر شده بودند، غرامتی کلان دادند و مهمتر از همه، آمریکا نیاز داشت مهرههای سوختهاش را در ایران پاکسازی کند و از کارمندان تازه استفاده کند بنابر این اسنادی را باقی گذاشته که به نظر من مربوط به مهرههای سوخته بود.
نکند عمدا اسنادشان را جا گذاشتند؟!
فاخره (نامخانوادگی محفوظ)، 50 ساله، خانهدار: یادم میآید بعد از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی مدتی دخترها و پسرهای وابسته به گروهک منافقین به آنجا میرفتند و نشریهای منتشر میکردند. در واقع سفارت شده بود محلی برای میتینگهای آنها. شب تا صبح آنجا بودند و بعید نبود که در طول زمان کل ماجرای تسخیر لانه جاسوسی را به نفع خودشان مصادرهکننده، اما پس از مدتی که مخالفت امام خمینی و مردم با این گروهک علنی شد و آنها منزوی شدند دیگر نتوانستند سفارت را پاتوق کنند و دست گروههای پیرو امام افتاد.
البته یک نکته ظریفی هم یادم آمد. سفارت آمریکا در ایران دو بار اشغال شد. یکبار هم گروههای مسلحی که پیرو خط امام(ره) نبودند تقریبا چند روز پس از پیروزی انقلاب، به سفارت آمریکا حمله کردند و آنجا را گرفتند، اما کمیته وارد عمل شد و آنها سفارت را تخلیه کردند. یک چیزی که برای من سوال شده این است که چه طور آمریکا که مجهزترین امکانات جاسوسی را در دنیا دارد پس از این واقعه همچنان اسناد محرمانهاش را در داخل سفارت نگه میداشت و یک سال بعد که دانشجوهای پیرو خط امام آنجا را گرفتند توانستند مقادیر زیادی از این اسناد را پیدا کنند؟ در حالی که هر آدم نابلدی هم میفهمد که اگر یکبار سفارتش گرفته شده، دیگر نباید اسناد جاسوسیاش را آنجا نگه دارد. شاید عمدا آن اسناد را جا گذاشتند.
آناهیتا اسفندیاری/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: