جام‌جم دلیل توفیق رمان‌های ترک و عرب در بازار کتاب ایران را بررسی می‌کند

نخبه‌گرایی آفت رمان‌های وطنی

کم‌کم جایشان را میان مخاطبان باز می‌کنند و مردم با علاقه به سمت مطالعه این کتاب‌ها می‌روند. تعدادشان هم در بازار کتاب رو به افزایش است و تقاضای مردم، مترجمان و ناشران را به سمت ارائه بیشتر این کتاب‌ها سوق می‌دهد. رمان‌ها و داستان‌های کشورهای همسایه هر چند هنوز هم به اندازه داستان‌ها و رمان‌های غربی پرمخاطب نیست، اما در مقایسه با گذشته با اقبال خوبی مواجه است تا جایی که برخی رمان‌های نویسندگان ترکیه در فهرست پرفروش‌های مراکز فروش کتاب قرار گرفته است.
کد خبر: ۹۶۰۷۸۵

چرا این اتفاق افتاد؟

ورود رمان‌های ترک و عرب به جامعه ایران آیا اتفاق خوبی است؟ اگر قرار باشد فارغ از هر گونه خودبرتربینی خاص ما ایرانی‌ها قضاوت کنیم، باید بگوییم بله. این رمان‌ها فرهنگی را روایت می‌کنند که به فرهنگ و زیست ما بسیار نزدیک است و به‌نوعی می‌توانیم تفاهم‌های فرهنگی مان را در آنها بیابیم و جست‌وجو کنیم. اما ماجرا بعد دیگری هم دارد، بعدی که البته احتمالا جماعت نویسندگان از خواندنش برمی‌آشوبند. همان قدر که ما در سینما از کشورهای منطقه پیشی گرفته‌ایم، در ادبیات جا مانده‌ایم. اگر هزار و یک دلیل هم برای رد این حرف بیاوریم، باز نمی‌توانیم آنچه را در بازار کتاب رخ می‌دهد، نادیده بگیریم. مردم این کتاب‌ها را پسندیده اند و حاضرند برایشان پول خرج کرده و خواندنش را به یکدیگر توصیه کنند.

نویسندگان ایرانی ضعیف نیستند

وقتی این موضوعات را با مژده الفت، مترجم ادبیات ترکیه مطرح می‌کنم، می‌گوید: این اتفاقات به‌طور مقطعی رخ می‌دهد، گاهی مردم آنچه را دنبالش هستند در کتاب‌های داخلی پیدا نمی‌کنند و با قطع امید از کتاب‌های داخلی، سراغ نویسندگان خارجی می‌روند.

او این موضوع را که آثار نویسندگان کشورهای همسایه به لحاظ کیفی از آثار نویسندگان ایرانی بهتر است، نمی‌پذیرد و می‌گوید: نویسنده‌های ایرانی هم مانند نویسندگان همه کشورها در رده‌های مختلف هستند، برخی خیلی خوبند، برخی متوسط و برخی هم خوب نیستند. نمی‌توان گفت نویسندگان ایرانی ضعیف هستند و نویسندگان کشورهای همسایه قوی.

مترجم کتاب «طرز تهیه تنهایی در آشپزخانه عشق» بیان می‌کند: فکر می‌کنم نویسندگان دیگر کشورها میدان بهتری برای دیده شدن دارند، منتقدان نقدهای جدی روی آثارشان می‌نویسند و فضای کارشان شکل و شمایل جدی‌تری دارد.

الفت به نکته مهمی اشاره می‌کند، او در صحبت‌هایش می‌گوید، مردم آنچه را می‌خواهند در کتاب‌های داخلی پیدا نکرده‌اند و به سمت کتاب‌های دیگری رفته‌اند.

ذات رمان سرگرم‌کنندگی است

مجموع این حرف‌ها را با ارسلان فصیحی مطرح می‌کنم؛ مترجمی که می‌توان او را یکی از افراد چیره‌دست در ترجمه کتاب‌های ادبیات ترکیه به فارسی دانست. این مترجم که اکنون کتاب پرفروش «ملت عشق» نوشته الیف شافاک را در بازار کتاب دارد، می‌گوید: اساسا رمان به این دلیل به‌وجود آمده و آفریده شده که آدم‌ها را سرگرم کند. قبلا هم نه رادیو و تلویزیون بوده، نه موسیقی و تلگرام و دیگر وسایل ارتباطی. بنابراین قصه، تنها سرگرمی مردم بوده است. پس رمان در ذات خود موضوع سرگرمی را داشته و این که آیا مخاطب از رمان چیزی هم یاد می‌گیرد یا نه، در مرحله بعد قرار می‌گیرد.

او ادامه می‌دهد: مردم به دنبال خواندن رمان‌ها و داستان‌های نخبه‌گرا نیستند و دقیقا دنبال چیزی هستند که همین بعد سرگرمی را برایشان پر کند. به‌همین دلیل معتقدم خیلی فرقی ندارد، رمان برای چه کشور و فرهنگی باشد خیلی مهم نیست، مهم این است که بتواند این بعد سرگرم‌کنندگی را تامین کند.

فصیح البته می‌پذیرد که این روزها حجم رمان‌های ترک و عرب در بازار کتاب بیشتر شده و در این باره می‌گوید: دلیل این موضوع کاملا مشخص است. در حال حاضر مترجمان کارهایی را ترجمه می‌کنند که مخاطب عام دارد و طبیعی است که مردم آنها را دنبال کنند.

او ضمن اشاره به این که آثار عامه پسند خارجی تهدیدی برای ادبیات بومی کشور است، اظهار می‌کند: متاسفانه ما ادبیات داستانی جدی نداریم. کارها یا زرد است یا عامه‌پسند. ادبیات در کشور ما آنقدر با مانع، سانسور و... روبه‌روست که فضای خوبی برای رشد ندارد. در این شرایط باید یک نان خودشان بخورند و صد نان هم بدهند به گدا! که همین کتاب‌ها منتشر می‌شود و بازار کتاب را سرپا نگه داشته است.

30 سال عقب هستیم

احمد تمیم‌داری، عضو هیات علمی دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی که بتازگی کتاب «ادبیات جدید در خاورمیانه و خاور نزدیک» را منتشر کرده است، می‌گوید: مطالعه این کتاب را به پژوهشگران این عرصه توصیه می‌کنم، این کتاب مجموعه مقالاتی است که به سیر تحول ادبیات در کشورهای خاورمیانه و خاور نزدیک می‌پردازد.

او تاکید می‌کند: ما برای ادبیات داستانی برنامه نداریم. مصری‌ها، ترک‌ها و همچنین برخی کشورهای عربی دیگر خیلی زودتر از ما برای ادبیات داستانی‌شان برنامه‌ریزی را شروع کرده‌اند. ادبیات مدرن این کشورها 30 سال از ما جلوتر است، چون برنامه داشته‌اند. تا زمانی که ما برای ادبیات داستانی مان برنامه نداشته باشیم، نمی‌توانیم در مسیری که در آن مانده‌ایم، خارج شویم.

با این همه اما سوال دیگری هم پیش می‌آید که پاسخ دادن به آن گزارشی جداگانه و مفصل می‌طلبد، آن سوال این است که چرا سال هاست ما نسبت به تولید محتوا برای عامه مردم حساسیت داریم و فکر می‌کنیم همه آنچه تولید می‌شود، باید خاص بوده و برای گروه نخبگان جامعه خلق شود؟ آیا همین موضوع و نگاه‌های روشنفکرمآبانه نویسندگان به داستان‌نویسی موجبات کناره‌گیری مردم را از کتاب‌های داخلی فراهم نکرده است؟

زینب مرتضایی‌فرد

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها