.... آقا نداریم! پول نداریم! هر چه در میاریم نمیدونیم اصلا کجا میره... صبح تا شب میدویم و آخرشم هیچی... آقا پولا بیبرکت شده، هیچی تهش نمیمونه، یک قرون هم نمیشه پسانداز کرد... همیشه هشتمون گرو نهمونه.
اینها درون اکثر خانوارهای ایرانی است. من و شما نیز احتمالا جزو آنها هستیم. بخصوص در این تهران بزرگ کار میکنیم و کار میکنیم، اما عاقبت گرفتاریم... کسی شک ندارد که مشکلات رایج اقتصادی باعث کاهش شدید درآمد خانوارها شده و دخل با خرج برابر نیست.
فقط هم به زور چند جا کار کردن است که در نهایت میشود با سیلی صورت را سرخ نگه داشت. همه اینها درست؛ اما واقعا راهکارهایی وجود ندارد که بتوان با استفاده از آن همین درآمد آب باریکه را نیز مدیریت کرد تا بهتر و بیشتر به همه جا برسد؟ مبحثی که در اقتصاد، اقتصاد خانواده نامیده شده و در گروه اقتصاد خرد جا میگیرد، پیشنهادهایی دارد که میتواند به بهرهوری بیشتر از درآمد خانوارها منجر شده و پول بیشتری برایشان بر جای بگذارد. این گزارش درپی آن است که با ساده کردن این راهکارها، فرمولی را به بیشتر خانوارها پیشنهاد دهد که با استفاده از آن صرفهجویی و شاید پسانداز بیشتری داشته باشند. هرچند کاملا قابل درک است که در معادلات پیچیده اقتصادی کشورمان، انبوهی مشکلات مالی که گاه سر به فلک میکشد و مجبور بودنها، شاید این فرمولها به کار خیلیها نیاید. اما به هر حال لنگه کفش در بیابان است و مینویسیم مگر به کار گروهی آمد و گرهی گشاید...
اول: برنامهریزی
بپذیرید و بپذیریم که خیلی از ما ایرانیها مقداری جوگیر بوده و اهل برنامهریزی نیستیم. این جوگیری قطعا در مدیریت مسائل مالیمان هم وارد شده است؛ موقع دریافت حقوق حاتم طائی و پانزدهم ماه به بعد کار به جاهای باریک در حد دراویش میرسد! حال آن که اگر برنامهریزی و بودجهبندی خانواده در میان باشد، منحنی مخارج روند یکنواختی را در پیش میگیرد و همه چیز هم به همه چیز میرسد. برای این کار باید هر ماه روی یک ورق کاغذ، ستون درآمد ـ هزینه درست کرد. هزینهها را به دو بخش ثابت و متغیر تقسیم کرده و برای هزینههای متغیر، بودجه منظم تعریف کنید. مثلا جمع کل هزینههای میوه ماهانه خانواده را در چهار قسط ـ هر هفته یک قسط ـ تعریف کرده و کنار بگذارید. این کار باعث میشود نیازهای ضروری خانواده را تشخیص داده و غیرضروریها را حذف کنید و همیشه برای هر چیز پولش را هر چند اندک کنار گذاشته باشید.
دوم: خرید متمرکز
خرید روزانه هر خانواده امری بدیهی است، اما نکته این است که این خریدها نباید از حد بگذرد و بیشتر به خردهریزهای کوچک محدود شود. خرید عمده خانوارها باید به صورت ماهانه و متمرکز و از فروشگاههای بزرگ انجام شود. حتی اگر چند خانواده خریدهای عمده خود را یکجا کرده و حجم خرید را بالا ببرند، میتوانند تخفیف بیشتری دریافت کنند. در این راستا خریدهای خوراکیهای فصلی مانند برنج نیز که در کل سال استفاده میشود، اگر به حجمی تبدیل شود، باعث کاهش قابل توجه قیمت میشود.
سوم: همیشه در حال خرید باشید
هیچ گاه خریدهایی چون پوشاک را به فصلی خاص چون قبل از نوروز محدود نکنید. هر دو ماه یکبار پولی برای این خریدها کنار بگذارید تا در طول سال بتوانید از تخفیفهای فصلی استفاده کنید. درباره پوشاک تلاش کنید خارج از فصل خرید کنید تا ارزان تمام شود. فوقش این که آن لباس را سال بعد استفاده میکنید. تجمیع خریدها در یک زمان باعث کسری بودجه میشود.
چهارم: ارزان نخرید!
انگلیسیها مثل جالبی دارند: این قدر پولدار نیستیم تا جنس ارزان بخریم! این ضربالمثل اشاره به کیفیت و ماندگاری جنس گران دارد و این که در برخی موارد جنس گران دارای چنان کیفیتی است که ماندگاری زمانی آن را طوری میسازد که گاه تا 50 درصد ارزانتر از چند جنس بیکیفیت خریداری شده در طول همان زمان میشود.
همچنین در برخی مواد مصرفی، کیفیت جنس گران باعث کاهش مصرف آن میشود و از این نظر صرفهجویی به دنبال دارد.
پنجم: کنترل تفریح
این روزها که فست فود و رستورانگردی، بخشی از تفریحات روزانه ما شده، مدیریت آن بخصوص درباره علایق بچهها به صرفهجویی منجر میشود. هنگام بودجهبندی ماهانه، برای رستوران رفتن نوبت ماهی یکبار یا ماهی دو بار (یا به دلخواه دفعات کمتر و بیشتر) تعریف کنید.
تلاش کنید هر چند ماه یکبار خانواده را به رستورانهای کاملا دلخواه ببرید، اما از بینظمی در رستوران رفتن بپرهیزید. درباره دورهمیهای دوستانه و خانوادگی نیز در اول هر ماه نظمی برقرار کرده و تلاش کنید با توزیع آن میان افراد خانواده یا فامیل همیشه دور هم باشید.
ششم: مشورت خانوادگی
از طریق مشورت خانوادگی میتوان همافزایی و راههای بهتری را برای صرفهجویی در برخی هزینهها پیدا کرد. هماهنگی اعضای خانواده در انجام امور و متمرکزکردن کارها، نقش مهمی در صرفهجویی هزینهها دارد.
به عنوان مثال کاری که میتوان کرد این که اول هر ماه برای هریک از افراد خانواده بودجهای را در نظر گرفت و او را به مصرف بهینه آن دعوت کرد؛ کاری که شاید در خانوادههای ایرانی کمتر انجام شود. اگر فرزندان راههای صرفهجویی در بودجه را آموزش ببینند، هم از مشارکت و ایفای نقش در امور منزل احساس رضایت و رشد شخصیتی میکنند و هم آیندهشان را میسازند. گفتوگو و مشورت خانوادگی همچنین میتواند ایدهساز باشد، چراکه با ورود اینترنت و شبکههای مجازی، برخی فرزندان راههایی از کسب درآمد سراغ دارند که شاید جسارت ورود به آن را نداشته باشند، اما با حمایت بزرگان خانواده ممکن است آن راهها به تولید درآمد منجر شود.
هفتم: آگاهیبخشی به خانم خانه
خانم خانه یا مادر خانواده، چون رئیس خانه و مدیر داخلی آن است و ضمنا بیش از سایر افراد خانواده، در خانه وقت میگذراند و با وسایل آن درگیر است، اگر نکات ریز را آموزش ببیند، میتواند نقش بزرگی در صرفهجویی و بهرهوری منابع مالی خانواده ایفا کند. مادر یا خانم خانه اگر مثلا بداند تمام کالاها در خانه سرمایه و استفاده صحیح از آن پسانداز است، شاید به گونهای متفاوت عمل کند. یا اگر بداند قرار نگرفتن وسایل برقی در حالت استندبای تا 20 درصد صرفهجویی در مصرف برق دارد یا تمیز کردن یخچال کمک میکند این وسیله برق کمتری مصرف کند، شاید طرحی نو دراندازد. این است که مشارکت بانوان در امور منزل و خرید و بودجهبندی و آموزش و افزایش آگاهی آنان، شما را صرفهجو خواهد کرد.
هشتم: هدف تعریف کنید
میگویند انسان در سختیها و مشقتهاست که رشد میکند. درباره مسائل مالی و بودجه خانوار هم همین طور است. اگر بزرگان خانواده، اهداف کوتاهمدت و بلندمدت مالی برای خانواده تعریف کرده و با پیشذخیره آن، تعهد برای خانواده درست کنند، همکاری خانوادگی برای پوشش آن هزینه آغاز خواهد شد.
این هدف ممکن است از خرید یک وسیله تا تهیه مسکن گسترده شود. اما وقتی هدف نباشد و وسیله تحقق آن به اجبار فراهم نگردد، تجربه ثابت کرده خیلی از ما شاید دوست داشته باشیم رو به روزمرگی آورده و وقت بکشیم. هر چند وقتکشی و استراحت در این زمانه پراسترس خوب است، اما فکر و تدبیر برای آینده نیز منطق روزگار و رسم خردورزی است...
در نهایت اینکه شاید این اصول را خیلی از ما رعایت کنیم یا نکنیم و به کار خیلیها بیاید یا نیاید. اما آنچه روشن است اینکه خانواده ایرانی نیازی بزرگ به نظم بودجهای و برنامه ماهانه دارد و اینکه باید بداند قطرهقطره جمع گردد وانگهی دریا شود... کار بزرگ جز با صرفهجویی و پسانداز انجام نمیشود و در این راه، فکر و اندیشه باید پا به پای هم حرکت کنند.
بهمن موسوی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم