در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مصاحبهای در سال 2009 که خیلیها آن را تماشا کردند، استیون کینگ گفت جیمز پترسون «یک نویسنده افتضاح» است، اما بعدها خودش اقرار کرد که او «بسیار موفق» هم هست.
این شکاف همین جا به پایان نرسید؛ چهار سال گذشت و پترسون رمانی را به عنوان «قتل استیون کینگ» نوشت. داستان این رمان درباره یکی از هواداران روانی رمانهای کینگ است که سعی میکند قتلهایی که در رمانهای او توصیف میشوند را در دنیای واقعی اجرا کند و هدف نهاییاش این است که خود کینگ را بکشد.
در حالی که تنها چند هفته به انتشار کتاب مانده بود، پترسون ناگهان متوجه شد که چنین کتابی ممکن است ایده خیلی خوبی نباشد. او فهمید که یکی از هواداران کینگ در زندگی واقعی در خانه مزاحم او شده بود و به این ترتیب بیانیهای منتشر کرد و خبر از عدم انتشار کتاب داد. او نوشت: «کتاب من نمایشی مثبت از یک شخصیت داستانی است و شخصیت من در حقیقت به قتل نمیرسد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: