در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ظهر 29 مرداد سال 92 جسد مردی میانسال در خیابان ابوذر کشف شد. با حضور ماموران در محل مشخص شد، او بر اثر اصابت ضربه جسمی سخت به سرش جان باخته است. با بررسی اثر انگشت مقتول، هویت او به نام سعید 41 ساله شناسایی شد. سعید سال 71 به اتهام ایراد ضرب و جرح دستگیر و زندانی شده بود. کارآگاهان با تحقیق از خانواده وی متوجه شدند مقتول به علت اعتیاد به مصرف موادمخدر از سوی خانوادهاش طرد شده و نزدیک به یک سال بوده که خانوادهاش از وی هیچگونه اطلاعی ندارند.
در ادامه مشخص شد، مقتول روز حادثه همراه مردی 50 ساله به نام اکبر مشاهده شده است. اکبر دستگیر شد و در بازجوییها گفت: روز حادثه همراه سعید (مقتول ) برای مصرف شیشه به خانه جمشید رفتیم. من از خانه جمشید وسیلهای سرقت کردم. پس از مصرف شیشه، من و سعید از خانه خارج شدیم. زمانی که موضوع سرقت را به او گفتم، مرا مسخره کرد. من نیز در آن شرایط تحت تأثیر مصرف شیشه، با یک چوب دستی ضربه محکمی به پشت سرش زدم که زمین افتاد و من نیز بلافاصله از محل دور شدم.
در ادامه متهم در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت که در این جلسه اولیای دم خواستار قصاص قاتل شدند. متهم نیز به دفاع از خود پرداخت. پرونده برای بررسی بیشتر تجدید وقت شد و قرار بود اکبر دیروز محاکمه شود که اولیای دم در دادگاه حاضر نشدند و محاکمه به روز دیگری موکول شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: