مصائب «فری رایدر»ها در جهان پساآمریکایی

کشوری که برای خود شأن ابرقدرتی قائل است، الزاماتی را ازجمله حضور در مناطق ژئوپلتیک دنیا مانند منطقه خلیج‌فارس در نظر می‌گیرد.
کد خبر: ۹۵۲۳۴۰

با این همه اوباما در دوره‌ای سیستم را به دست گرفت که میراث‌دار بدنامی آمریکا در پرتو سیاست‌های بوش بود و این سیاست‌ها را در قالب مفهوم یکجانبه‌گرایی دنیا متوجه شد، بنابراین آقای اوباما چاره‌ای نداشت جز این‌که سیاست‌ها را اصلاح کند. در این دوره ما شاهد افول توان و قدرت عمومی آمریکا نیز هستیم و اگر نگاهی به بحران‌های اقتصادی آمریکا و بحران‌های بزرگ این کشور داشته باشیم، می‌بینیم این رویداد‌ها تاثیر خود را روی سیاست خارجی نیز گذاشت که تعبیر‌های متفاوتی ازجمله این‌که چرا سیستم اقتصادی آمریکا به این بن‌بست برخورده و آیا این رویداد محصول جنگ ایران و عراق بود یا برعکس نیز وجود دارد. در مجموع با در نظر گرفتن عوامل باید گفت توان و قدرت آمریکا افول پیدا کرده ودر نتیجه آمریکا ناچار شده به سمت کاهش هزینه و بار سیاست‌خارجی خود حرکت کند. جمله معروف خانم کلینتون را همه شنیدند که در مقطعی گفت دیگر آمریکا نمی‌تواند به تنهایی هیچ مساله‌ای را در دنیا حل کند، اما این نکته را نباید از یاد برد که هیچ مساله‌ای هم بدون حضور آمریکا حل نمی‌شود.

بنابراین در بستر نظری، آمریکایی‌ها از اعمال قدرت مستقیم در دنیا بخصوص خاورمیانه به سمت قدرت هوشمند حرکت کردند و با در نظر گرفتن این مفهوم، ایده رهبری جهانی خود را به سمت رهبری مشارکتی و بین‌المللی و واقعگرایانه هدایت کردند که نتیجه‌ این شد که دوره سواری مجانی بازیگران منطقه‌ای بر سیاست خارجی آمریکا تمام شد و چیزی که در ادبیات روابط بین‌الملل معروف به «فری‌رایدرها» (کسانی که سواری مجانی در سیاست خارجی آمریکا می‌گیرند) و منظور عرب‌ها و اسرائیلی‌ها هستند تمام شد و آمریکا از حمایت دولت‌های موروثی و کودتایی که همسو با سیاست خارجی‌ این کشور بودند به سمت صرفا تحمل آنها همزمان با تشویق آنان به تغییر دموکراتیک حرکت کرد.

کار سخت ریاض در بهبود رابطه با واشنگتن

اگر شما سفرهای خانم کلینتون به عنوان وزیر خارجه آمریکا در منطقه را رصد کرده باشید، ایشان دو محور اصلی را پیگیری می‌کرد که یکی از آنها شوراندن عرب‌ها به‌دلیل برنامه هسته‌ای ایران بود که با تبلیغات گسترده تلاش می‌کرد به کشورهای حوزه خلیج‌فارس اعلام کند برنامه هسته‌ای ایران قبل از این‌که تهدید اروپا و آمریکا باشد تهدید آنان است، بنابراین باید واکنش مناسبی صورت گیرد و دوم این‌که این کشور‌ها را ترغیب به نوعی تغییر دمکراتیک در سیستم در کشور می‌کرد که با بررسی صورت گرفته می‌بینید همه تغییرات شبه‌دمکراتیک بود و مجلس‌های مشورتی تشکیل شده در کشورهای عربی، عموما انتصابی هستند.

در دوره جدید آمریکا، متحدین منطقه‌ای بخصوص اعراب و تا اندازه‌ای رژیم صهیونیستی، با این سیاست مواجه هستند که اگر هدف و سیاست خاصی در منطقه دارند اولا باید مسئولیت و هزینه‌هایش را برعهده گرفته و مستقیما روی آمریکا حساب باز نکنند. دوم این‌که برنامه آنان نباید با برنامه‌های کلان آمریکا در منطقه تعارضی داشته باشد. با این حال نقش لابی‌ها را نباید در انتخابات آمریکا دست‌کم گرفت. تجربه نشان داده تاثیر لابی‌ها در دوره انتخابات چیزی ابدی و تعیین‌کننده نخواهد بود و بعد از هر انتخابات در آمریکا تاثیرش فروکش می‌کند. اما لابی صهیونیستی که بخش معروفش آیپک است کار خودش را می‌کند و حتی لابی جدیدی که در دوره اوباما به نام جی‌استریت راه افتاد تلاش خود را برای تاثیر‌گذاری انجام می‌دهد که در مجموع برآیند هر دو لابی به سود رژیم صهونیستی فعالیت می‌کنند. سال گذشته عربستان لابی‌ای به نام ساپراک با تقلید از آیپک درست کرد که تلاش دارد با هزینه‌های بالایی که انجام می‌دهد اجازه ندهد سیاست دولت جدید آمریکا علیه عربستان باشد هرچند با توجه به موجی که علیه وهابیت و سلفی گری در حوزه افکار عمومی و مراکز آکادمیک راه افتاده باید گفت راه سختی در پیش دارند.

باتوجه به فرآیند تحول نظری که در مقدمه تشریح کردم اعتقاد بر این است که روابط کلاسیک عربستان و آمریکا از یک رابطه تمام‌عیار ‌ به یک رابطه مشارکت استراتژیک افول کرده، بنابراین در دوره جدید صرف‌نظر از این‌که کلینتون یا ترامپ برنده انتخابات باشند این واقعیت در روابط ریاض ـ واشنگتن وجود دارد که تغییرات محدود به این دو نفر است. کلینتون دارای روابط سنتی با عربستان و عرب‌هاست و نمی‌توان آن را نادیده گرفت، اما ترامپ یک تاجر یا بیزینس‌من است و بیشتر نگاه مقطعی متمایل به سمت تجارت و بازرگانی دارد و کمتر نگاهش به سمت مولفه‌های استراتژیک است. اصطلاحی معروف بوش کوچک یا دوم دارد، که وقتی اوباما برنده انتخابات شد به او گفتند که اوباما برنده شده و وعده داده سیاست خارجی آمریکا را کاملا دگرگون کند. ایشان گفت هرکس پشت میز ریاست جمهوری بنشیند ناچار است براساس واقعیت‌های موجود و صرف‌نظر از این‌که چه تبلیغی در دوره انتخابات کرده باشد تصمیم بگیرد، لذا این حرف در مورد خانم کلینتون و ترامپ هم مصداق دارد.

رضا زبیب / مدیرکل پیشین آمریکای وزارت خارجه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها