در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از محورهای منازعات انتخاباتی در ایالات متحده، موضوع بحرانهای غرب آسیاست. موضوعی که تاثیر انتخابات آمریکا بر آن را با علیرضا میریوسفی، رئیس میز خاورمیانه مرکز مطالعات وزارت امور خارجه به بحث گذاشتهایم. او در گفتوگو با جام سیاست به ارزیابی پیروزی احتمالی کلینتون یا ترامپ از حیث اثربخشی بحرانهای خاورمیانه پرداخته است.
سیاست خارجی آمریکا فارغ از منازعات حزبی جاری، در قبال خاورمیانه و بویژه بحران سوریه چیست؛ آیا این استراتژی در طول سالهای گذشته ثابت بوده یا حسب تغییر دولتها دچار تحول شده است؟
سیاست خارجی آمریکا در قبال خاورمیانه حداقل در حدود پنج سال اخیر بویژه بعد از 2011 اصول مشخصی را دنبال کرده و سوریه هم در این چارچوب قابل تحلیل است؛ اما در محدوده همین اصول تغییراتی هم در برخی اصول شاهد بودیم. به طور کلی در پنج سال گذشته آمریکا 5 اصل را در سیاست خارجی خاورمیانهای خود رعایت کرده است.اصل اول، اصل مستحکمسازی یا Retrenchment Policy است که با توجه به این اصل آمریکا سعی کرده در خاورمیانه درگیر جنگ گسترده زمینی جدیدی نشود. سیاست دوم چرخش به شرق یا pivot to East است به این معنی آمریکا به این نتیجه رسیده که منافعش در خاورمیانه به هزینهها نمیچربد و تهدیدات اصلی و مهمتر در منطقه دریای چین خواهد بود و به دنبال کاهش تمرکز نیروها در خاورمیانه و تمرکز آنها بر دریای چین و شرق دور است. سیاست سوم، حفظ برتری کیفی نظامی رژیم صهیونیستی یا QME است به این معنی که با کمکهای تسلیحاتی که به رژیم اسرائیل میکند این رژیم دست برتر نظامی را در منطقه داشته باشد. سیاست چهارم هدایت از پشت یا Leading from Behind است، یعنی آمریکا تلاش میکند علاوه بر کاهش هزینهها در خاورمیانه، حتی حضور کاهش یافتهاش هم در خاورمیانه و سوریه تا حد امکان از نگاهها پنهان نگه دارد. بهعنوان مثال با این که چندبار در منابع معتبر آمریکایی و از جمله نیویورک تایمز اشاره شده که آمریکا در سالهای گذشته مهمترین نقش را در قاچاق اسلحه از قطر و عربستان به گروههای معارض مسلح در سوریه داشته، اما همواره سعی کرده این موضوع را پنهان و به دور از چشم رسانهها انجام دهد تا احساسات ضدآمریکایی در منطقه را کنترل کند. سیاست پنجم در اصول سیاست خارجی آمریکا این است که این کشور تلاش کرده در مواقع لزوم در کنار یا به جای سیاست مشت آهنین و سرکوب از راهحلهای سیاسی هم پشتیبانی کند که این موضوع یکی از موارد اختلاف این کشور با برخی متحدانش مثل عربستان در پنج سال گذشته بوده است. البته شدت و حدت این سیاست در مناطق مختلف متفاوت است. مثلا در حوزه یمن از ابتدا آمریکا بهطور کامل پرونده را به عربستان سپرده بود و در رویکرد سرکوبگرانه این کشور مشارکت کامل داشت، ولی در برخی مناطق نظیر مصر در مواردی راهحل سیاسی را هم مد نظر داشته است. این پنج اصل در پنج سال و نیمی که از بحران سوریه میگذرد کماکان در سیاست خاورمیانهای آمریکا و از جمله در سیاست این کشور در قبال سوریه جاری و ساری بوده، اما با توجه به تحولات در منطقه نشیب و فرازهایی در این اصول دیده شده است.
رویکرد دو کاندیدای اصلی ریاست جمهوری آمریکا نسبت به آینده سوریه چیست؟ آیا پس از پیروزی هر یک از این نامزدها شاهد تغییر در سیاست خارجی این کشور در قبال تحولات سوریه خواهیم بود یا روند گذشته ادامه خواهد یافت؟
برای اینکه سیاستها را پیشبینی کنیم باید به دو عامل ثبات و تغییر توجه کنیم. هیچ رئیسجمهوری در آمریکا نمیتواند سیاست فعلی آمریکا را چرخش 180 درجهای بدهد. بسیاری سیاست خارجی این کشور را به یک نفتکش تشبیه میکنند که بهسختی تغییر مسیر میدهد و همانطور که قدرت مانور یک نفتکش در مقایسه با یک قایق تفریحی کمتر است، تغییر سیاست آمریکا هم به کندی صورت میگیرد، اما حتی تغییرات کوچک نیز در سیاست این کشور میتواند تاثیرات بزرگی در منطقه و جهان داشته باشد. هر یک از کاندیداها که پیروز شوند عناصر مهمی از سیاست فعلی آمریکا را حفظ خواهند کرد، اما با توجه به شرایط و دیدگاههایی که از مسائل منطقهای دارند احتمالا تغییراتی در اصول سیاست خاورمیانهای این کشور ایجاد خواهند کرد.
فکر میکنید این تغییرات شامل چه مواردی خواهد بود؟
در مورد تغییرات احتمالی در سیاست خارجی آمریکا در مورد کلینتون میتوان اظهارنظر روشنتری کرد. به این دلیل که وی حدود دو دهه در متن سیاست خارجی آمریکا حضور داشته است. وی هم بانوی اول آمریکا و سناتور بوده و هم به مدت چهار سال وزیر خارجه آمریکا بوده، اما درمورد ترامپ پیشبینی رفتار وی بسیار دشوار است، به دلیل اینکه از وی بهعنوان یک سیاستمدار سوابقی در دست نیست. در آمریکا معمولا انتخابات سیرک نمایشی بزرگی توصیف میشود که چندان نمیتوان روی شعارهایی که در این مقطع انتخابات مطرح میشود حساب ویژهای باز کرد. به همین دلیل برای پیشبینی سیاست نامزدها معمولا توجه به سوابق آنها بیش از ارجاع به شعارهای انتخاباتی شان صورت میگیرد. اما چون در مورد ترامپ سوابقی وجود ندارد، به ناچار باید مطابق با شعارهای انتخاباتیاش یا تیم اطرافش درباره وی پیشبینی کرد که البته چندان دقیق نیست. اکثر روسای جمهور آمریکا نشان دادهاند این شعارها عمدتا برای جلب رای است و اکثر آنها به سیاستهای واقعی تبدیل نمیشوند. با توجه به سوابق کلینتون به نظر میرسد وی اعتقاد بیشتری به مسائلی مانند مداخله بشردوستانه داشته باشد و ممکن است در سیاست مستحکمسازی یا خودداری از درگیری نظامی در خاورمیانه بهعنوان مثال در مورد منطقه پرواز ممنوع که اوباما پنج سال در مورد آن مقاومت کرده گشایش بیشتری از خود نشان دهد و ممکن است تغییراتی در این زمینه در سیاست خاورمیانه آمریکا رخ دهد. در مورد ترامپ اگر ملاک ما اظهارنظرهای انتخاباتی باشد به نظر میرسد وی در انزواگرایی یا عدم مداخله آمریکا در مناطقی که منافع آمریکا به طور مستقیم تهدید نمیشود تاکید بیشتری داشته باشد و چه بسا حتی در مورد سوریه با مسالهای مانند پرواز ممنوع و با درگیری و مداخله بیشتر در سوریه مخالفت کند. با این حال اگر بهجای شعارهای ترامپ بر افراد حاضر در اطراف وی و بویژه تیم سیاست خارجی وی متمرکز شویم، نتایج متناقضی را دریافت خواهیم کرد که در نقطه مقابل شعارهای انتخاباتی وی هستند. ازجمله آقای ولید فارس از بنیاد دفاع از دموکراسی که بهعنوان مشاور خاورمیانهای ترامپ مطرح است، عموما فردی بسیار تندرو شناخته میشود. در مجموع درباره سیاست آینده ترامپ با توجه به فقدان سابقه در سیاست خارجی و متعارض بودن شعارهای وی با گرایشات اطرافیانش سختتر میتوان پیشبینی کرد و در واقع وی جعبه سیاهی است که برای بسیاری قابل پیشبینی نیست یا پیشبینی آن بسیار دشوار است. بهعلاوه سیاستسازی بطور اعم و سیاست خارجی بهطور اخص، در دوره انتخابات شکل نمیگیرد وآخرین موضوعی که کاندیداها در مورد آن فکر میکنند سیاستسازی است و اظهاراتی مطرح میکنند که مورد خوشایند مردم باشد. معمولا سیاستسازی در مسائل خارجی در مرحلهای مطرح میشود که به آن مرحله بازبینی سیاستها میگویند و معمولا بعد از تمامشدن انتخابات بین شش ماه تا یکسال این پروسه تا تعیین سیاستهای جدید طول میکشد. در مورد کلینتون با توجه به سوابقش در سیاست خارجی ممکن است این مدت کمتر باشد، اما در مورد ترامپ این مدت بیشتر خواهد بود. اگر صرفا حدس کلی بزنیم براساس سوابق کلینتون به نسبت اوباما سوابق مداخلهجویانه بیشتری وجود داشته که آخرین آن در مورد لیبی بود. در آمریکا مشهور است که اوباما تمایل چندانی به ورود به جنگ لیبی نداشت و سه زن جنگطلب یعنی کلینتون، رایس و پاور وی را متقاعد به دخالت نظامی در لیبی کردند. به همین دلیل احتمال دارد سیاست آمریکا تا حدودی در سوریه مداخلهجویانهتر شود.
آیا این تاثیرات در بلندمدت به وجود خواهد آمد یا کوتاهمدت؟
هرگونه تغییر عمده در سیاست خاورمیانهای آمریکا از هماکنون حدود یکسال زمان میبرد و احتمالا تا آن مقطع همین سیاست فعلی ادامه مییابد.
در مورد سیاست مداخله بشردوستانه کلینتون توضیح بیشتری میدهید؟ مهمترین این نوع مداخلات در کدام کشورها صورت گرفت؟
مداخله بشردوستانه مفهومی است که از اوایل قرن نوزدهم مطرح بود، ولی توسط بیل کلینتون بهعنوان دکترین سیاست خارجی وی مطرح و در جنگهای بسیاری از اروپا و آمریکای لاتین گرفته تا آفریقا و خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفت. بیل کلینتون به عنوان یکی از روسای جمهور معتقد به یکجانبهگرایی و مداخلهگری شناخته شده است که به دیپلماسی چندجانبه و شورای امنیت توجه چندانی نداشت. یکی از مهمترین مداخلات به اصطلاح بشردوستانه کلینتون در کوزوو و بوسنی بود که با توسل به همین دکترین مداخله بشردوستانه صورت گرفت. خانم کلینتون هم همین دکترین همسرش را در مورد لیبی پی گرفت و با این منطق وارد جنگ شدند که جلوی نسلکشی و فاجعه انسانی را بگیرند، ولی در عمل به تغییر رژیم در لیبی منجر شد. به خاطر این سوابق است که احتمالا سیاست خارجی آمریکا در صورت انتخاب خانم کلینتون نسبت به سیاست اوباما مداخلهجویانهتر خواهد بود. نکته جالب دیگر درباره سیاست خارجی آمریکا این که جورجبوش پسر هم زمانی که کاندیدا شد با این شعار که روند یکجانبهگرایی آمریکا در زمان بیل کلینتون را متوقف خواهد کرد رئیسجمهور شد، ولی بعدا راه دیگری پیش گرفت و پس از 11 سپتامبر بوش که قول داده بود به روند سیاست چند جانبهگرایی بوش پدر برمیگردد، مداخلهجوییهای بیسابقهای را در افغانستان و عراق مرتکب شد. به همین دلیل است که میگویند سیاست خارجی در دوره انتخابات تدوین نمیشود.
مریم شریفزاده/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: