عملکرد نهادهای مدافع صلح را در جهان چگونه ارزیابی میکنید؟
معتقدم که جنگ و خشونت در خاورمیانه شدت غیرقابل تصوری یافته است و به نظر میرسد تا زمانیکه برخی قدرتها و سازمانهای مدافع حقوق بشر با رویکرد استثناگرایی و سلیقهای با مبحث صلح، امنیت و گروههای تروریستی برخورد یا اعمال نظر کنند؛ دست یافتن به صلحی عادلانه و پایدار محقق نخواهد شد.
پیشنهاد شما برای بهبود شرایط چیست؟
ضرورت دارد تعریفی واحد، جامع و فراگیر از صلح براساس مبانی فکری و اندیشههای فطری و آموزههای ادیان آسمانی اعلام و سپس با مکانیسمی منسجم و قانونی آنهم به طور یکسان و نه گزینشی در سراسر جهان به آن عمل شود. به نظرم، صلح را تنها در نبود جنگ خلاصه نکنیم. صلح به معنی برخورداری عادلانه و برابر از امکانات و فرصتهای مادی و معنوی در سراسر جهان است و تنها در این صورت است که صلح عادلانه و فراگیر در جهان حاکم خواهد شد.
به نظر شما سازمانها و نهادهای بینالمللی و مدافع حقوق بشر و مسئول در برقراری صلح در جهان، چرا تاکنون نتوانسته اند به مسئولیت حقیقی خود در تامین و برقراری این موضوع در جهان عمل کنند؟
به نظر میرسد هنوز واژه صلح یکی از واژگان مبهم در عرصه بینالمللی محسوب میشود و تعریف شفاف و دقیقی از آن نشده است. علت عدم توفیق در ارائه تعریفی جامع از صلح، نبود مبانی مورد اجماع در این خصوص است. به طوری که برخی نبود جنگ و درگیری را صلح در نظر میگیرند، اما صلح علاوه بر آن باید برابری در دسترسی به امکانات و خدمات مورد نیاز را شامل شود. پس در واقع اهداف و اغراض سیاسی از جمله موانع اصلی تبیین صحیح صلح است .
علاوه بر آن، از جمله اصولی که هم در منشور ملل متحد و هم در شکلگیری سازمان ملل متحد مورد توجه و تأکید جهانیان قرار گرفته است، تأکید بر این بود که در تمام روابط بینالمللی، قوانین و اقدامات سازمانهای بینالمللی باید به گونهای باشد که تبعیض بین کشورها اعمال نشود. اما در عمل شاهدیم که نفوذ و حمایتهای مالی از سوی برخی کشورها باعث شده که انتظار بیطرفی به موضوع نابجایی تبدیل شده است. کما اینکه عملکرد این سازمانها در برخی موارد بیانگر این بوده است که بیطرفی کامل را رعایت نکردهاند. بهترین گواه این است که سازمان ملل یا شورای امنیت تاکنون نتوانستهاند کشورهای قدرتمند و حتی رژیم اسرائیل (متحد غرب) را پایبند به یک قطعنامه کنند. حال آنکه اینگونه قطعنامهها علیه برخی کشورهای اسلامی و جهان سوم، لازمالاجراست!
بنابراین امروزه و در عمل، اغلب سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان ملل پیش از آنکه محلی برای تدوین قوانین یکسان و ابزاری برای تحمیل نظرات قانونمند باشد، به محلی برای کارزار و تسویه حساب برخی دولتهای قوی و به عبارتی میدانی برای مبارزه دولتهای عضو تبدیل شده است. تا این روند در سازمانهای بینالمللی وجود داشته باشد و به برداشت یکسان و اعمال نظر برابر در خصوص گروهها و دولتهای متخاصم و مهاجم نینجامد، وجود جهانی مملو از صلح و آرامش دور از انتظار خواهد بود.
به نظر شما از چه ظرفیتهایی میتوان برای گفتمان صلح اسلامی در جهان استفاده کرد؟
جهان اسلام با جمعیت گسترده و وجود اندیشمندان و نخبگان فعال، متعهد و متخصص از ظرفیت بسیار بالایی برای اثرگذاری در فرآیندهای متعدد برخوردار است. وجود 54 کشور مسلمان که یک چهارم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل میدهند، ظرفیت بسیار مناسبی برای اثرگذاری بر روند تصمیمات متخذه در این سازمان است.
وجود بیش از یک میلیارد مسلمان که حدود یک هفتم جمعیت جهان را شامل میشود؛ ظرفیت بسیار بالایی برای تجارت با یکدیگر و با سایر ملل محسوب میشود.
منابع و ذخایر فراوان موجود در کشورهای اسلامی از جمله ظرفیت کشورهای مسلمان است و دهها مورد دیگر. همچنین وجود سازمان کنفرانس اسلامی و شرکت کشورهای مسلمان در جنبش عدم تعهد از جمله ظرفیتهای کشورهای مسلمان محسوب میشوند. بنابراین به نظر من، کشورهای اسلامی و شهروندان آن، قابلیتهای بسیاری دارند که میتوانند در مسائل مختلف از جمله در فرآیند شکلگیری صلح عادلانه در جهان استفاده کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم