شیطنت «ماهی و گربه» در سقالکسار

شهرام مکری، کارگردان سینما با خبر یک خطی تعطیلی یک رستوران بین راهی در شمال کشور و شایعاتی که درباره پخت گوشت انسان در آن مطرح شده بود، دست به ساخت فیلمی به نام «ماهی و گربه» می‌زند که به نوعی بازتعریف ژانر وحشت و اسلشر با مقتضیات سینمای ایران است. او عامدانه از نمایش جنایت و خون و خونریزی دوری می‌کند، اما با نشانه‌هایی مکرر و در فضایی مرموز، تماشاگر را با تعلیق تا پایان پای فیلم نگه می‌دارد.
کد خبر: ۹۵۰۴۸۶

پس از متن و نریشن اولیه و احاطه کل قاب با قرمزی خون، طبیعتی روستایی را می‌بینیم و بعد دوربین آرام حرکت می‌کند و کلبه رستورانی بین راهی را به ما نشان می‌دهد که دو مرد میانسال مشغول کار در محوطه بیرونی آن هستند. در ادامه فیلم و پس از برخوردی غریب با یک جوان و همراهانش که دنبال یک آدرس می‌گردند، این دو مرد راهی جنگل اطراف رستوران می‌شوند؛ جنگلی با درخت‌هایی که برگ‌های انبوهشان روی زمین ریخته است.

فیلم که جلوتر می‌رود با پسر جوانی همراه می‌شویم و با او به دریاچه‌ای می‌رسیم که محصور جنگل و پر از مه است و پسران و دختران دانشجویی را می‌بینیم که گردهم آمدند تا طی مسابقه‌ای، بادبادک‌هایشان را به آسمان بفرستند.

یکی از مهم‌ترین امتیازات ماهی و گربه، همین لوکیشن عجیب و غریب آن است؛ همین دریاچه و جنگل و جاده اطراف آن که کارگردان بنا به قصه، استفاده دایره وار زیبایی از آن می‌کند. انگار از هرکجا می‌روی سرانجام به نقطه اول می‌رسی و این حرکت بی حاصل دوار و درعین حال ترسناک تا همیشه ادامه دارد.

تماشای ماهی و گربه، شاید باعث شود که فکر کنید منطقه سقالسکار ـ محل فیلمبرداری فیلم ـ
به همین ترسناکی و مرموزی است و احتمالا دلتان نمی‌خواهد هیچ وقت پایتان را به آنجا بگذارید، چون ممکن است فکر کنید هر لحظه، گیر آن قاتلان میانسال بیفتید. دقیقا مثل آن توریست‌ها و شناگرانی که تا مدت‌ها دوست نداشتند در سواحل ماساچوست ـ محل فیلمبرداری فیلم «آرواره‌های کوسه» استیون اسپیلبرگ ـ تنی به آب بزنند.

اما توصیه ما به شما این است که همه آن تصاویر رعب‌آور ماهی و گربه را کنار بگذارید و حتما سری به منطقه زیبا و تماشایی و سحرانگیز سقالکسار در استان گیلان بزنید؛ روستایی توریستی که در 15 کیلومتری جنوب رشت قرار دارد و با دریاچه، سد خاکی و جنگل‌های پیرامونش، در همه فصول سال، پذیرای گردشگران زیادی است. حالا اگر از دوستداران ماهی و گربه هم بودید و دوست داشتید فضای این فیلم هم برایتان تداعی شود، می‌توانید وقتی قدم به آنجا گذاشتید، آن ترانه پایانی گروه پالت را هم بشنوید و زمزمه کنید: «تُنگ شیشه‌ای شکست، ما اما دست روی دست، آخرین ماهی هم مرد، آخرین شاخه پژمرد، باد ما را با خود خواهد برد، یاد ما را در خود خواهد داشت.»

علی رستگار/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها