در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چقدر تکاپوی بیشرمانهای که دشمنان میخواهند از پس 300 سال تلاش عبث بیگانگان قباله این سرزمینها را به نام کشورهای تازه استقلال یافته فقیر، گرسنه و فلاکتزدهشان بنویسند.
بهشت ایران دستکمی از سوئیس و هر کشور اروپایی پیشرفتهای ندارد. از آمل و محمودآباد تا نوشهر و رامسر آبادانی قطع نمیشود. جادهها چون خیابانها شده است. آدم به یاد آلمان و فرانسه و سوئیس میافتد.
من که اجدادم شمالی بودهاند و دستکم از سال 1324 زمانی که سه سال سن داشتهام بارها در این جادهها سفر کردهام و از آن شهرهای کوچک با ساختمانهای سقف سفالین یک طبقه گذشتهام و گاهی در خانههای نمور قدیمی و پر از کک و ساس خوابیدهام اکنون نمیتوانم شهرهای جدیدی که این همه زیبا و باشکوه و آراسته و لوکس شدهاند با آن دهکورههای آن زمان، آن جاده کرانهای شوسهای خاکی و نبود حتی قهوهخانه و چلوپزی در بین راهها تطبیق دهم.
من هماره افسوس میخورم چرا مردم این سرزمین فوقالعاده زیبا و سرسبز اطلاعات جامعی از تاریخ طولانی و شامخ استان خود ندارند. باور کنید تاریخ این خطه آنچنان جذاب و پرفراز و فرود و خواندنی است که بر پایه آن چند صد کتاب، تعداد زیادی فیلم و سریال و فیلم کوتاه و انیمیشن میتوان ساخت. قهرمانان ملی و مبارز این سرزمین که در برابر بیگانگان مقاومت کردند اسطورههای میهنی و مذهبیاند. هنوز آمار قلاع و دژهایی در کوهستانها دیده میشود که هر کدام را میتوان به تماشاگهی تبدیل کرد.
آنچه من در مازندران نپسندیدم بیتوجهی مسافران و گاهی خود مردم به حفظ محیط زیست است. در طول جاده هراز و جاده کرانهای کیسههای پلاستیکی، انواع زباله بطریهای استفاده شده آب معدنی و انواع خاکروبهها مشاهده میشد. دلم سخت گرفت که چرا مردمی که خود را خداپرست میدانند طبیعت زیبا و غنی را که خداوند به آنان عطا فرموده است قدر نمیدانند. شهرداریهای ساحلی و ادارههای حفظ محیطزیست باید فکری برای فاضلابهایی که به دریا میریزد بکنند و دریای خزر یا کاسپین یا ورکانه یا مازندران را مانند گوهر پاک و زلال و گرانبهایی از آلودگی مصون دارند.
خسرو معتضد
مورخ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: