به گزارش جامجم، دیروز مرد 40 سالهای با حضور در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران برای نجات نوعروسش که ربوده شده بود، در خواست کمک کرد.شاکی به قاضی پرونده گفت: من پرستارم هستم و چند ماه پیش در محل کارم با دختری جوان که از همکارانم بود، آشنا شدم. کمکم به هم علاقهمند شدیم و با موافقت او، همراه خانوادهام به خواستگاریاش رفتم اما خانوادهاش به دلایلی با این ازدواج مخالفت کردند. با توجه به علاقهای که او به من داشت، با این مخالفتها ساخت و 40 روز پیش در روز تولد همسرم با هم عقد کردیم.وی افزود: همه شرایط خوب پیش میرفت. حتی خانهای در غرب تهران اجاره کردم که همسرم به خانه خانوادهاش نزدیک باشد.وی تصریح کرد: شامگاه یکشنبه جشن عروسیمان در یکی از تالارهای غرب تهران برگزار شد. آن شب همه چیز خوب پیش میرفت اما برادر و خواهرزاده همسرم بنای ناسازگاری میگذاشتند و به دنبال بر هم زدن مراسم بودند. زمانی که مهمانها رفتند و من و همسرم و خانوادههایمان در تالار عروسی بودیم، خانواده همسرم میخواستند دعوایی راه بیندازند که بزرگان فامیل مانع از این کار شدند. در همین گیرودار برادر زنم شروع به فحاشی به من کرد و دعوا به راه انداخت. همان موقع چند نفری مرا گرفتند تا با او درگیر نشوم. همزمان خواهرزاده همسرم و برادرزنم، به زور همسرم را سوار ماشین عروس کرده و دزدیدند.وی گفت: خودرورا تعقیب کردم، اما آنها در میانه راه خودرو را در یکی از محلههای شهر رها کرده و با خودرویی دیگر همسرم را به محلی نامعلوم بردند. همزمان با این شکایت، با دستور بازپرس محمدمهدی مرشدلو، تحقیقات پلیس آگاهی تهران برای آزادی این نوعروس و دستگیری دو متهم پرونده آغاز شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: